X
تبلیغات
استقلال -مجيدي- هوادار
تاريخ : سه شنبه ششم تیر 1391 | 15:52 | نویسنده : هوادار آبی




تاريخ : جمعه بیست و هفتم دی 1392 | 16:55 | نویسنده : هوادار آبی

يک تساوي بدون گل ديگر به تاريخ دربي اضافه شد


هفتاد و هشتمين ديدار دو تيم پرسپوليس و استقلال هم بدون گل به پايان رسيد تا تماشاگران شاهد چهارمين بازي بدون گل باشند.


در هفته بيست و سوم ليگ برتر از ساعت 14 و 30 دقيقه در ورزشگاه آزادي و در حضور حدود 90 هزار تماشاگر بين دو تيم استقلال و پرسپوليس آغاز شد که بازي با نتيجه تساوي بدون گل به پايان رسيد.

قضاوت اين ديدار بر عهده سعيد مظفري‌زاده بود او بعد از بازي پيراهنش درآورد و از دنياي قضاوت در فوتبال خداحافظي کرد. به نقل از فارس، در دقيقه 4 ضربه کاشته محمدرضا خلعتبري با اختلاف نسبتا کمي از بالاي دروازه استقلال به اوت رفت.

در دقيقه 6 اولين ضربه کرنر استقلال را تيموريان زد که ضربه او با برخورد به مدافعان پرسپوليس بار ديگر به کرنر رفت. ضربه کرنر دوم را هم تيموريان زد که ضربه سر عمران‌زاده بر روي تور دروازه پرسپوليس فرود آمد.

در دقيقه 9 مسابقه پيام صادقيان يک ضربه خشن روي سينه سياوش اکبرپور زد که همين مسئله باعث شد خلعتبري و صادقيان دو بازيکن پرسپوليس با يکديگر درگيري لفظي شديدي پيدا کردند. بعد از اين درگيري و خطا ، توپ بيشتر در ميانه ميدان در جريان داشت و اتفاق خاصي روي دروازه‌ها رخ نداد.

در دقيقه 25 خطاي بنگر روي مهرداد اولادي هم يکي ديگر از اتفاق‌هاي مهم! نيمه اول بود که باعث شد بازيکنان کمي با هم دوباره جر و بحث کنند.

در دقيقه 31 مهرداد اولادي با لگد به گردن سيدجلال حسيني مدافع پرسپوليس کوبيد که اين صحنه از ديد داور پنهان ماند.

در دقيقه 33 امير قلعه‌نويي به اينکه اوت دستي به پرسپوليس رسيد اعتراض کرد و داور بعد از اين اعتراض با نقض تصميم کمک داور اوت را به استقلال داد.

در دقيقه 37 سانتر ارسالي خسرو حيدري را مدافعان پرسپوليس دفع کردند.

در دقيقه 39 ضربه ارسالي محمد نوري را مدافعان استقلال برگشت دادند.

در دقيقه 44 هم ضربه کاشته تيموريان حتي به محوطه جريمه نرسيد.

در دقيقه 44 شوت پيام صادقيان از پشت محوطه جريمه با اختلاف زياد به اوت رفت.

در نيمه اول خبري از فوتبال هجومي، زيبا، تماشاگر پسند و تاکتيکي نبود. وعده‌اي که سرمربيان دو تيم داده بودند ولي اين قول عملي نشد، در نيمه اول بيشتر شاهد درگيري‌هاي لفظي و فيزيکي و گردش توپ در ميانه زمين بوديم. نيمه اول مسابقه مثل دربي‌هاي گذشته از نظر فني کيفيت مطلوبي نداشت.

سعيد مظفري‌زاده داور مسابقه به پيام صادقيان، حميد علي‌عسگر و محمد نوري از پرسپوليس و پژمان نوري، هاشم بيک‌زاده و حنيف‌ عمران‌زاده و مجيد غلام نژاد از استقلال کارت زرد نشان داد.

نيمه دوم هم با خطاي تيموريان روي پيام صادقيان شروع شد. اين ضربه خطا زده شد و توپ به عاليشاه رسيد اما ورود او به محوطه جريمه هم اتفاق خاصي را رقم نزد.

در دقيقه 47 ضربه کرنر پرسپوليس هم بي حاصل بود.

در دقيقه 53 پيام صادقيان پابه توپ از خط دفاع استقلال عبور کرد اما ارسال او بسيار بد بود و توپ به اوت رفت.

در دقيقه 57 ضربه سر سيدصالحي روي کرنر ارسالي صادقيان با اختلاف زيادي از کنار دروازه استقلال به اوت رفت.

در دقيقه 62 شوت اکبرپور با اختلاف زيادي از بالاي دروازه پرسپوليس به اوت رفت.

در دقيقه 65 ضربه کاشته محمد نوري قشنگ‌ترين صحنه بازي را رقم زد و شوت او به تيرک عمودي دروازه استقلال خورد.

در دقيقه 72 محمدرضا خلعتبري پا به توپ وارد محوطه جريمه شد که مدافعان استقلال او را مهار کردند.

در دقيقه 82 شوت محمد نوري از پشت محوطه جريمه استقلال با اختلاف زياد از بالاي دروازه به اوت رفت.

در دقيقه 85 پرسپوليس دو کرنر پياپي زد که هيچ سودي هم از اين کرنرها نبرد.

پرسپوليس با توجه به اينکه 4 امتياز از استقلال صدرنشين عقب بود در نيمه دوم نسبتا تهاجمي‌ بازي کرد ولي در مجموع اين مسابقه هم سرد، کسل کننده بود و از نظر فني تماشاگران شاهد بازي مطلوبي نبودند.

اين چهارمين مساوي بدون گل دو تيم است و در 360 دقيقه دربي‌هاي پايتخت هيچ گلي ديده نشد. اعتصاب گلزنان در دربي همچنان ادامه دارد.

استقلال با اين تساوي 45 امتيازي شد و همچنان صدرنشين باقي ماند و پرسپوليس هم با 41 امتياز در رده سوم باقي ماند.

ترکيب پرسپوليس:

نيلسون، سيد جلال حسيني، محسن بنگر، حميد علي‌عسگر، محمدرضا خلعتبري، رضا حققي، محمد نوري، پيام صادقيان، محسن مسلمان، سيدمهدي سيدصالحي، ميثم حسيني

سرمربي: علي دايي

ترکيب استقلال:

سيد مهدي رحمتي، امير حسين صادقي، حنيف عمران زاده، خسرو حيدري، هاشم بيک زاده، ساموئل، آندرانيک تيموريان، پژمان نوري،سياوش اکبرپور،مهرداد اولادي( از دقيقه 59 مجيد غلام‌نژاد) و محمد قاضي

سرمربي: امير قلعه‌نويي



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392 | 0:43 | نویسنده : هوادار آبی
روزی که استقلال در تاسوعا فینالیست آسیا شد +عکس

تیم استقلال روزی که تماشاگران در ورزشگاه آزادی عزاداری می کردند، توانست برای آخرین بار به فینال آسیا راه یابد.

 به گزارش نامه نیوز، آخرین باری که استقلال توانست به فینال جام باشگاه های آسیا راه یابد، محرم سال 1378 بود که این تیم با برتری برابر دالیان چین جواز حضور در فینال را کسب کرد.

این بازی حال و هوای متفاوتی داشت چرا که با تاسوعای حسینی همزمان شده بود و تماشاگران داخل ورزشگاه به جای شعارهای معمول، شعارهای مذهبی سر داده و سینه زنی می کردند.

رضا شاهرودی بازیکن دالیان بود و در نهایت استقلال تحت هدایت مرحوم ناصر حجازی توانست 4-3 به برتری رسیده و راهی فینال شود که در بازی پایانی مغلوب جوبیلو ایواتای ژاپن شد.




تاريخ : چهارشنبه سیزدهم شهریور 1392 | 19:27 | نویسنده : هوادار آبی

خاتمی در مراسم تجلیل از زنده‌یاد ناصر حجازی
یک دوست‌داشتنی در مراسم یک دوست‌داشتنی دیگر
شب یک‌هزار ستاره ، شب یک‌هزار لبخند؛ شب شکلاتی ناصر
کد مطلب : 15440
گروه ورزشی: مراسم تجلیل از زنده‌یاد ناصر حجازی و اهدای ده تندیس ناصر حجازی به پیشکسوتان فوتبال با حضور رييس‌جمهور سابق كشورمان سیدمحمد خاتمی و اهالی فوتبال و هنرمندان برگزار شد.
یک دوست‌داشتنی در مراسم یک دوست‌داشتنی دیگر
مراسم تجلیل زنده‌یاد ناصر حجازی، پیشکسوت دوست‌داشتني فوتبال ایران سه‌شنبه شب با حضور حجت‌الاسلام  سیدمحمد خاتمی رییس بنیاد باران، چهره‌های نامدار ورزش و سینما در تالار شمس برگزار شد. در این مراسم علی فتح‌الله‌زاده، محمد رویانیان، مهدی محمد نبی، آتیلا حجازی، هادی طباطبایی، بهتاش فریبا، حمید استیلی، فرشاد پیوس، فرامرز ظلی، مهدی هاشمی‌نسب، مجید نامجو مطلق، وحید طالبلو، آندرانیک تیموریان، ابراهیم قاسم‌پور، غلامحسین مظلومی،‌ پرویز سیار و مجید رمضانی و چهره‌های سرشناس سینما و تلویزیون از جمله داود رشیدی، حمید فرخ‌نژاد، داریوش فرهنگ، هانیه توسلی، مازیار میری، پژمان بازغی، سروش صحت و... حضور دارند. در بخشی از این مراسم کلیپی از دوران کودکی تا لحظه مرگ ناصر حجازی پخش شد و از برخی چهره‌های ورزشی تجلیل به عمل آمد. گزارش تصويري اين مراسم را اينجا ببينيد

سایت گل در باره اين مراسم نوشت: آنچه در شب باشکوه و شکلاتی ناصر حجازی برگزار شد، چیزی است ورای حد تصور ...جمع شدن نام‌ها و عقیده‌ها در زیر یک سقف و به احترام یک انسان بزرگ اتفاقی است دوست داشتنی. مجمع مردان دوست داشتنی به احترام یک مرد دوست داشتنی در شبی دوست داشتنی...در شب دوست داشتنی و شکلاتی مردی که سیدمحمد خاتمی به خاطر ستودنش ترافیک مرکز تهران را طی مي‌کند.
حجازی و مهمان شکلاتی مراسم او هر دو زخم خورده صنف تندروهایی بوده‌اند که محبوبیت و بزرگ منشی را در هیچ کجا نمی‌پسندند
یک دوست داشتنی در مراسم یک دوست داشتنی دیگر.
***
در شب پر ستاره تالار شمس ،ستاره اصلی تنها غایب مرام بود. ستاره شب اضافه کاری عکاس‌هاي پر سوژه مردی بود که در مراسم بزرگداشت خود حضور نداشت.مردی که همه سالن پر شده بود با اسم او و عشق او اما حضورش در سالن به حکم حیات و ممات محدود بود به خاطره ها...به خاطره‌هایی دوست داشتنی و برجای مانده در تنها بخش پاک ناشدنی تاریخ ..حافظه ملت...حافظه مردم...حافظه مردمانی از نسل‌هاي مختلف که در شبی از یاد نارفتنی جمع شدند به حرمت خاطره‌هاي مشترک از میزبان متافیزیکی مراسم...چقدر خالی بود جای خود ناصرحجازی در این سالن پر از دوست...تنهاترین ناصر تاریخ چقدر مي‌توانست انرژی بگیرد از این شب خاطره‌ها...چقدر مي‌توانست امشب از دیدن این چهره‌هاي مملو از ستایش شاد شود و روحیه ای بگیرد دو چندان...
***
شب شکلاتی ناصر حجازی در کنار تمام میهمانان و ستاره‌هاي اش از هر جنس و هر سن و هر صنف (از کارگردان و بازیگر تا مدیرعامل و مربی و بازیکن) اما ستاره درخشانی داشت به نام سید محمد خاتمی...وجود نازنینی که با حضور در مراسم بزرگداشت ناصر حجازی بزرگی و مردانگی مردی را ارج نهاد که با او خصوصیات مشترک فراوان داشت. از برانگیختن حس احترام در میان مردم تا برانگیختن احساس خشم در صف تندروها. حجازی و مهمان شکلاتی مراسم او هر دو زخم خورده صنف تند روهایی بوده‌اند که محبوبیت و بزرگ منشی را در هیچ کجا نمی پسندند.

...حضور سید محمد خاتمی در مراسمی که به یاد ناصر حجازی برگزار شده بود اتفاقی است از یاد نرفتنی...اتفاقی که مي‌توان به آن به چشم نادره رخدادی در شب‌هاي فوتبالی نگریست. شب‌هاي فراوانی از جنس بزرگداشت‌هاي ورزشی را تا به امروز دیده‌ایم و نه این چهره‌ها در آن جمع شده‌اند و نه این اندازه گرما و صمیمیت در آن جاری بوده. متشکریم ناصر حجازی..یکبار دیگر به فوتبال ایرانی احترام هدیه کردی. سپاس.



تاريخ : جمعه بیست و یکم تیر 1392 | 1:52 | نویسنده : هوادار آبی

بر پیکارهایی که در دهه‌های گذشته میان ملی‌پوشان دو کشور انجام شده، معمولا انزجاری متقابل و در مواردی حتی تنفر آشکار حاکم بوده است.
کد خبر: ۳۳۱۲۸۸
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۰
پرتاب آب دهان توسط فرانک ریکارد هلندی روی رودی فولر آلمانی در مرحله یک هشتم جام جهانی سال ۱۹۹۰ ایتالیا به یکی از جنجالی ترین صحنه های تاریخ جام جهانی تبدیل شد.

به گزارش شبکه خبر، در دهه‌های گذشته پیکارهای تیم‌های ملی فوتبال آلمان و هلند معمولا در سایه‌ انزجار برگزار شده بودند. حضور بازیکنان هلندی در بوندس‌لیگای آلمان اما در سال‌های اخیر تاثیری تنش‌زدا در برخوردهای میان دو تیم داشته است.
استفاده رونالد کومان از پیراهن یادگاری تیم ملی آلمان به عنوان «کاغذ توالت» یا تف انداختن فرانک رایکارد به موهای رودی فولر از صحنه‌هایی هستند که فوتبال‌دوستان آنها را با شنیدن عنوان «دوئل میان آلمان و هلند» بی‌درنگ به خاطر می‌آورند. بر پیکارهایی که در دهه‌های گذشته میان ملی‌پوشان دو کشور انجام شده، معمولا انزجاری متقابل و در مواردی حتی تنفر آشکار حاکم بوده است.

در دوران اخیر اما روابط طرفین کمی آرام گرفته و پیکارهای میان تیم‌های ملی هلند و آلمان در جوی به مراتب دوستانه‌تر در مقایسه با گذشته برگزار شده‌اند. پویایی روزافزون تیم ملی آلمان با ارائه فوتبالی جذاب از یک سو و حضور پررنگ بازیکنان هلندی در بوندس‌لیگای آلمان بدون شک در این روند تنش‌زدا بی‌تاثیر نبوده‌اند.

 در پی دیدار پرتنش 1988 تیم های آلمان و هلند در هامبورگ که با برتری 2-1 نارنجی پوشان همراه بود، جو حاکم بر بازی‌های دو تیم مسموم‌تر از گذشته شد. در روز 24 ژوئن 1990 یعنی دو سال پس از پیروزی هلند بر آلمان، ملی‌پوشان دو کشور در دور یک‌هشتم نهایی جام جهانی ایتالیا مقابل هم صف‌آرایی کردند.
در یکی از جنجالی ترین صحنه های جام جهانی، فرانک رایکارد، مدافع تیم ملی هلند، قابلیت‌های خود در رقابت با لاما (شتر تف انداز آمریکای جنوبی) [لقبی که نشریات آلمانی به ریکارد داده بودند] را به نمایش گذاشت و دو بار آب دهان خود را به مو‌های رودی فولر انداخت. داور هم برای آرام کردن جو مصلحت را در آن دید که هر دو بازیکن را از زمین اخراج کند. جالب توجه آن که رایکارد و فولر شش سال بعد دست دوستی به سوی هم دراز کردند و پرونده‌ این حرکت غیرورزشی را بستند.  
 
در نهایت تیم ملی آلمان موفق شد با نتیجه 2 بر 1 از سد هلند بگذرد و انتقام ناکامی دو سال پیش را از نارنجی‌پوشان بگیرد.



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 | 0:36 | نویسنده : هوادار آبی

برنامه کامل لیگ سیزدهم فوتبال پس از قرعه‌کشی مشخص شد.
برنامه کامل لیگ سیزدهم فوتبال
به گزارش افکارنیوز، برنامه کامل لیگ سیزدهم به شرح زیر است:

هفته اول:

داماش- سایپا

گسترش فولاد- استقلال

فجرسپاسی- نفت تهران

راه‌آهن- مس کرمان

استقلال خوزستان- ذوب آهن

سپاهان- فولاد

صبا- ملوان

پرسپولیس- تراکتورسازی

هفته دوم:

ملوان- داماش

استقلال - سپاهان

فولاد خوزستان- فجرسپاسی

مس کرمان - استقلال خوزستان

سایپا - راه آهن

ذوب آهن- پرسپولیس

نفت تهران- صبای قم

تراکتورسازی- گسترش فولاد تبریز

هفته سوم:

داماش گیلان- نفت تهران

فجرسپاسی- استقلال

پرسپولیس- مس کرمان

راه آهن- ملوان

ذوب آهن- تراکتورسازی

گسترش فولاد - سپاهان

استقلال خوزستان - سایپا

صبای قم- فولاد خوزستان

هفته چهارم:

فولاد خوزستان- داماش گیلان

استقلال - صبای قم

گسترش فولاد- فجرسپاسی

مس کرمان- ذوب آهن

نفت تهران- راه آهن

سایپا- پرسپولیس

سپاهان- تراکتورسازی

ملوان - استقلال خوزستان

هفته پنجم:

داماش - استقلال

فجرسپاسی- سپاهان

تراکتورسازی- مس کرمان

راه آهن- فولاد خوزستان

ذوب آهن- سایپا

استقلال خوزستان- نفت تهران

صبای قم - گسترش فولاد

پرسپولیس- ملوان

هفته ششم:

گسترش فولاد- داماش

استقلال- راه‌آهن

فجرسپاسی- تراکتورسازی

سایپا- مس کرمان

ملوان- ذوب آهن

نفت تهران- پرسپولیس

سپاهان- صبای قم

فولاد خوزستان- استقلال خوزستان

هفته هفتم:

داماش- سپاهان

استقلال خوزستان- استقلال تهران

صبای قم- فجرسپاسی

مس کرمان- ملوان

راه‌آهن- گسترش فولاد

ذوب آهن- نفت تهران

تراکتورسازی- سایپا

پرسپولیس- فولاد خوزستان

هفته هشتم:

فجرسپاسی- داماش

استقلال- پرسپولیس

نفت تهران- مس کرمان

سپاهان- راه آهن

فولاد خوزستان- ذوب آهن

گسترش فولاد- استقلال خوزستان

ملوان- سایپا

صبای قم - تراکتورسازی تبریز

هفته نهم:

داماش- صبای قم

ذوب آهن- استقلال

راه آهن- فجرسپاسی

مس کرمان- فولاد خوزستان

سایپا- نفت تهران

پرسپولیس- گسترش فولاد

استقلال خوزستان- سپاهان

تراکتورسازی- ملوان

هفته دهم:

داماش- تراکتورسازی

استقلال- مس کرمان

فجرسپاسی- استقلال خوزستان

صبای قم- راه آهن

گسترش فولاد- ذوب آهن

نفت تهران- ملوان

فولاد خوزستان- سایپا

سپاهان- پرسپولیس

هفته یازدهم:

راه آهن- داماش

سایپا- استقلال

پرسپولیس- فجرسپاسی

مس کرمان- گسترش فولاد

ذوب آهن- سپاهان

تراکتورسازی- نفت تهران

استقلال خوزستان- صبای قم

ملوان- فولاد خوزستان

هفته دوازدهم:

داماش- استقلال خوزستان

استقلال- ملوان

فجرسپاسی- ذوب آهن

سپاهان- مس کرمان

راه آهن- تراکتورسازی

فولاد خوزستان- نفت تهران

گسترش فولاد- سایپا

صبای قم - پرسپولیس

هفته سیزدهم:

پرسپولیس- داماش

نفت تهران- استقلال

مس کرمان- فجرسپاسی

استقلال خوزستان - راه آهن

ذوب آهن- صبای قم

ملوان- گسترش فولاد

سایپا- سپاهان

تراکتورسازی- فولاد خوزستان

هفته چهاردهم:

داماش- ذوب آهن

استقلال- فولاد خوزستان

فجرسپاسی- سایپا

صبای قم- مس کرمان

راه آهن- پرسپولیس

گسترش فولاد- نفت تهران

سپاهان- ملوان

استقلال خوزستان- تراکتورسازی



هفته پانزدهم:

مس کرمان- داماش

تراکتورسازی- استقلال

ملوان- فجرسپاسی

ذوب آهن - راه آهن

نفت تهران- سپاهان

فولاد خوزستان- گسترش فولاد

سایپا- صبای قم

پرسپولیس- استقلال خوزستان



تاريخ : یکشنبه چهارم فروردین 1392 | 1:34 | نویسنده : هوادار آبی


تاريخ : پنجشنبه یکم فروردین 1392 | 19:49 | نویسنده : هوادار آبی


دست خط امیر قلعه نویی و پیام تبریک نوروز 1392 + عکس



تاريخ : جمعه ششم بهمن 1391 | 12:50 | نویسنده : هوادار آبی


اطلاعیه شبکه سه درباره دربی/ گزارشگر بازی امروز مشخص شد


تاريخ : سه شنبه سوم بهمن 1391 | 15:6 | نویسنده : هوادار آبی

http://up.p30day.com/images2/73876441801982848290.jpg



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 | 15:56 | نویسنده : هوادار آبی

استقلال میزبان سپاهان در نیمه نهایی جام حذفی شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، قرعه‌کشی مرحله نیمه‌نهایی جام حذفی برای تعیین میزبانی و میهمانی دو تیم سپاهان و استقلال امروز در سازمان لیگ برگزار شد و تیم استقلال به حکم قرعه به عنوان میزبان این دیدار انتخاب شد.

** ذوب آهن میزبان پرسپولیس شد

همچنین مراسم قرعه‌کشی برای تعیین میزبانی پرسپولیس و ذوب آهن ساعت 14 امروز در سالن روابط عمومی سازمان لیگ برگزار و تیم ذوب آهن به عنوان میزبان انتخاب شد.

دیدار دو تیم در مرحله یک چهارم جام حذفی است.



تاريخ : شنبه بیست و سوم دی 1391 | 11:57 | نویسنده : هوادار آبی

حمیدرضا عرب،نام جواد، نام خانوادگی زرینچه، محل تولد تهران، بزرگ شده محله خزانه، سن 46 سال، شغل: سابق فوتبالیست و حالا سرمربی فوتبال، سابقه بازی در تیم‌های ژاندارمری، استقلال، کشاورز، استقلال رشت و تیم‌های ملی فوتبال ایران.

تعداد بازی‌های ملی 80. جواد زرینچه را اینگونه معرفی می‌کنند؛ معرفی جوادزرینچه اما به این سادگی نیست. باید در زندگی او که سراسر خاطره است کنکاش کرد. باید او را با ماشین زمان به عقب برد. جواد زرینچه از کجا و چگونه وارد چرخه فوتبال شد. جوادزرینچه چگونه به فوتبال ایران معرفی شد.

جواد زرینچه چگونه جواد زرینچه شد؟ قدری مکث می‌کند. یاد محله سرپل می‌افتد.زمین‌های خاکی، دوران مدرسه، دوران عشق به توپ پلاستیکی، دوران بازی‌های کودکانه، دوران بازی‌هایی که همگی از سرعشق و سر زندگی بود و نه پول و شهرت: «جواد زرینچه هم یکی بود مثل همه آنهایی که با عشق و علاقه فوتبال بازی می‌کردند. از کوچه پس کوچه‌های محله سه راه سرگردان، میدان فلاح و محله‌های آن منطقه. من از آنجا به فوتبال معرفی شدم.

خیلی اتفاقی و شاید غیر ارادی اما باید یادی کنم از حجت ده آبادی یا آقای امیدزاده که من را با فوتبال آشنا کردند. بعدش علی گیوه‌ای که از سال 1361 من را به تیم لوکوموتیو برد(منظورش همین راه‌آهن است) من ثمره مربیان زحمتکش آن زمان هستم. چیزی که شاید الان خیلی کمتر در کوچه پس کوچه‌های پایین شهر دیده بشود. الان همه چیز تغییر کرده است. آن روزها مربیان با عشق کار می‌کردند و نتیجه‌اش می‌شد بازیکنانی که دیگر در فوتبال ایران تکرار نخواهند شد.»

بله، جواد زرینچه به واقع تکرار نشدنی است. حرفمان را قطع می‌کند و ادامه می‌دهد: «می‌دانید کی فهمیدم که فوتبالیست شدم؟ اصلا من هیچ وقت نفهمیدم چون همینطور خود به خود و تنها برای عشق و علاقه فوتبال بازی می‌کردم.
دقیقا نمی‌دانم کی فهمیدم فوتبالیست شدم. شاید اصلا فکرش را هم نمی‌کردم. جمعه به جمعه تنها به عشق بردن راهی زمین‌های فوتبال می‌شدم. یکدفعه دیدم در تیم منتخب جوانان هستم. آن روزها آقای وطنخواه سرمربی تیم جوانان بود. فوتبالیست‌هایی که دور هم جمع شده بودند بعد‌ها شدند نخبه‌های این فوتبال. بازیکنانی مثل احمدرستمی، غنی زاده، عابدیان، مجید نامجو، مهرداد امین شیرازی، فنونی زاده، بابازاده. ما با همین تیم بعد‌ها به‌عنوان تیم منتخب تهران قهرمان ایران شدیم. یادم می‌آید که احمد رضا عابدزاده در تیم منتخب اصفهان بازی می کرد.»
***
شاید در تمام طول دوران زندگی ورزشی تان وقتی نام مرحوم دهداری را بشنوید جور دیگری بشوید. جواد زرینچه چطور از تیم ژاندارمری که آن زمان در دسته چهار تهران بازی می‌کرد به تیم ملی دعوت شد؟

من در باشگاه‌های تهران گل کرده بودم. کار خدابیامرز دهداری آن زمان در نوع خودش استثنایی بود. همه می‌خواستند بدانند این بازیکنی که مرحوم از تیم دسته چهارمی به تیم ملی دعوت کرده کیست. آقای وطنخواه من را معرفی کرده بود. خیلی احساس خوبی داشتم. آن روزها را اصلا نمی‌توانم از یاد ببرم. شاید به خاطر اینکه به تور آدم‌های سالم و عاشق خورده بودم. آدم‌های تحصیلکرده‌ای که هریک برای خودشان در فوتبال ایران اسم و رسمی داشتند. آقای مناجاتی، صالح نیا و محمد زادمهر اینها همه دانشگاهی‌های آن زمان بودند و نقش زیادی در پرورش فکری و فنی من و دوستانم داشتند البته به موازات آن به بازیکنان خوب و با صفایی هم خورده بودم. بعد‌ها تیم ما هر روز شکل بهتری به خود گرفت اما از میان آن همه بازیکن سیروس از میان ما رفت که این بدترین خاطره طول دوران ورزشی‌ام است.

حضور در استقلال نیز یکی از به یادماندنی‌ترین روزهای دوران ورزشی تان است. چه شد که یکدفعه سر از استقلال در آوردید، چرا پرسپولیس نه و چرا به دارایی که پول خوبی هم می‌داد نرفتید؟
من سال 66 رسما از تیم ژاندارمری به استقلال آمدم اما قبل از آن با تیم دارایی تمرین می‌کردم. نه آنچنان هم پول خوبی نمی‌دادند که شما فکر می‌کنید. با پول‌هایی که امروز می‌دهند قابل قیاس نیست. من 10 روز با تیم دارایی تمرین می‌کردم. کارم با این تیم تمام شده بود اما یک مشکلی وجود داشت. من باید راه زیادی را از خانه تا محل تمرین که در جاده آبعلی بود می‌رفتم. برای همین منصرف شدم. آن روزها حاج رضایی و اربابی در تیم دارایی بودند اما راه من خیلی دور بود. خدا پدر و مادر آقای کرد نوری را بیامرزد. یادم هست آن زمان مرحوم رنجبر هم بودند. یک روز من را به باشگاه دیهیم بردند و قرارداد جدیدم را با استقلال نوشتند و همین شد که من بعد از 10 روز تمرین با تیم دارایی به استقلال پیوستم.

پولی که بابت قرارداد با استقلال گرفتید خرج چی شد؟
25 هزارتومان قرارداد بستم. فکر نکنید که خیلی زیاد بود چون نصفش را دادم یک موتور هوندای 125 ژاپنی گرفتم تا از منزل تا خانه را راحت بروم و برگردم. آن هوندا نقش یک وسیله عمومی را برای من و دوستانم ایفا می‌کرد. با آن هوندا خیلی خاطرات دارم.

آن زمان پدرها روی موتورسیکلت خیلی حساسیت نشان می‌دادند. چطور مرحوم پدرتان اجازه داد موتور بخرید؟

تهران به شلوغی الان نبود. آن موقع خیابان‌ها خلوت بودند و رانندگی‌ها هم اینقدر پیچ در پیچ نبود. من هم خودم خیلی احتیاط می‌کردم اما یادم می‌آید تا آمدم موتورسواری یاد بگیرم مرحوم پدرم را دو بار وقتی ترکم نشسته بود به زمین کوبیدم! اما خب اینها باعث نشد تا موتور را از من بگیرد. من سر به راه بودم و موتور هم وسیله کار ما بود. با آن موتور خیلی‌ها را ترکم نشاندم و به محل تمرین بردم. من با محسن گروسی خیلی قاطی بودم یا با سعید عزیزیان یادشان به خیر. با آن موتور می‌رفتیم سرتمرین و برمی‌گشتیم.
نمی‌دانم چرا یکدفعه یاد جعفر
مختاری فر افتادم!

از جعفر مختاری‌فر زیاد گفته نمی‌شود در حالی که مقطعی بازیکن تیم ملی ایران بود.
امثال جعفر را خیلی داریم که حالا از فوتبال رانده شده‌اند. جعفر را خیلی دوست داشتم. یک علاقه قلبی و کاملا احساسی. جعفر هنوز ایران است اما من نمی‌دانم کجا است چون مدت‌ها است که از او خبری ندارم. اگر کسی این مصاحبه را می‌خواند و با جعفر ارتباط دارد سلام من را به او برساند. یادش به خیر، آرزو می‌کنم هر جا هست خوش باشد.

شاید به خاطر اینکه آن زمان تیم ملی را دو قبضه کرده بودید هنوز دلخور است. آن روزها شما بازیکنان بی همتایی بودید، سرآمدش زوج زرینچه و مطلق.

(می‌خندد) نه پست بازی من و جعفر یکی نبود اما همینطور است، فوتبالیست‌های آن زمان چیز دیگری بودند. من و مطلق بازی‌های به یادماندنی زیادی داشتیم. بازی با الجزایر تنها یکی از آنها است. شاید به خاطر اینکه بازیکنان آن زمان الجزایر در تیم‌های اروپایی بازی می‌کردند همه حق دارند هنوز از این بازی می‌گویند. درست است که در آن بازی ما گل کردیم اما بازی‌های به یادماندنی کم در کارنامه ما نیست.

بعد از بازی‌های به یادماندنی از استقلال به کشاورز رفتید و بعد یک پیشنهاد جالب از پرسپولیس آمد. چیزی نمانده بود که زرینچه حاشیه ساز هم بشود و به پرسپولیس برود. ماجرای رفتن شما به کشاورز چه بود؟

کشاور آنقدر‌ها هم پولدار نبود اما من به دلایلی از استقلال به این تیم رفتم. تنها یادگاری که الان از کشاور باقی مانده یک مجموعه ورزشی است که در محله ولنجک قرار دارد. این تنها یادگاری کشاورز برای فوتبال است که حالا به مردم تعلق دارد. از اینکه آن مجموعه الان در اختیار مردم است خوشحالم اما درباره پرسپولیس باید بگویم که بله، من از این تیم پیشنهاد داشتم اما قسمت نبود بروم!

انگار ته دلتان راضی بودید که با رفتن به پرسپولیس در فوتبال سر و صدا هم بکنید. چه شد که سرانجام این اتفاق نیفتاد و شما دوباره سر از استقلال درآوردید؟

ماجرا دارد. یادم هست که جواد منافی مصدوم شده بود. آن زمان پرسپولیس دنبال بازیکن می‌گشت و آقای عابدینی دست روی من گذاشته بود! شاید همه تعجب هم می‌کردند چون اصلا پست بازی ما یکی نبود. عابدینی به من گفت می‌خواهیمت من هم 2 سال از استقلال دور شده بودم. یکجورهایی هوایی هم بودم. به آقای عابدینی تلفنی گفتم باشد می‌آیم قرارداد ببندیم شما جایش را تعیین کنید. به من گفت که الان در بیمارستان هستم. او بالای سر جواد منافی بود. من هم گفتم می‌روم بیمارستان. هم به جواد سر می‌زنم و هم قراردادم را با پرسپولیس امضا می‌کنم اما بین راه همه چیز یکدفعه تغییر کرد و همان موتوری که گفتم مانع از رفتنم به پرسپولیس شد.

تصادف کردید؟

یک ماشین سیمرغ سمت خیابان جمهوری ناگهان از فرعی پیچید جلوی ما. من با دوستم بودم و دوتایی می‌خواستیم به بیمارستان برویم اما آن سیمرغ چنان ضربه‌ای به ما زد که دوستم چند متر روی هوا پرت شد و خودم هم به شدت زمین خوردم. بنده خدا پای دوستم یک ماه توی گچ رفت و من هم از ناحیه عضله پشت پا به شدت آسیب دیدم و نتوانستم یک ماه فوتبال بازی کنم. این شد که با عابدینی در بیمارستان تماس گرفتم و گفتم آقا انگار قسمت نیست من به پرسپولیس بیایم البته آن روز بالاخره من و دوستم رفتیم بیمارستان اما نه به خاطر عقد قرارداد با پرسپولیس، برای مداوای پایمان. آنجا بود که فهمیدم من نباید به پرسپولیس بروم و دوباره به استقلال برگشتم. فصل تازه‌ای برای من در استقلال شروع شد و روزهای خوب و بد زیادی گذشت.

اشتباه نکنم بدترین خاطرات شما در مرحله دوم حضور در استقلال حرف و حدیث‌هایی بود که پس از آن باخت به سایپا درباره شما پیش آمد. آن روزها که مرحوم ناصر حجازی سرمربی استقلال بود و می‌گفتند شما از این باخت خوشحال شدید.

من زیاد به آمار و ارقام توجه نمی‌کنم برای همین نمی‌دانم چند قهرمانی با استقلال داشتم اما درباره خاطره تلخم که شما به ماجرای باخت به سایپا در زمان ناصرخان اشاره کردید اولا بگویم که از خدا می‌خواهم ناصرخان را بیامرزد و دوما از شما می‌خواهم من را از پاسخ دادن به این سوال معاف کنید. نمی‌خواهم به آن روزها فکر کنم. هرچه بود تمام شد و رفت.

قهرمانی در بازی‌های آسیایی 1998 یا حضور در جام جهانی فوتبال همراه تیم ملی کشورمان به خوبی توانست آن خاطره تلخ را از ذهن شما دور کند.

بله، من معتقدم که اگر کسی بدی کرده باشد خدا جوابش را می‌دهد اما بعد از آن من روزهای خوبی را در فوتبال پشت سر گذاشتم. مطمئن باشید اگر خطایی کرده بودم خدا جوابم را می‌داد. من روزهای خوبی را با تیم ملی داشتم. البته می‌شد زودتر هم به تیم ملی دعوت بشوم. 3 سال در زمان مربیگری آقای مایلی کهن از تیم ملی دور بودم.

آن روزها فضایی شکل گرفته بود که مثلا مایلی کهن به استقلالی‌ها در تیم ملی بها نمی‌دهد و دوست دارد بازیکنان پرسپولیس را دور هم جمع کند. حتی در مقطعی 9 بازیکن پرسپولیس به تیم ملی دعوت می‌شدند.
اصلا چنین چیزی نبود. مایلی کهن از مربیان سالم فوتبال ایران است. اگر آن زمان جوادزرینچه جایی در تیم ملی نداشت تنها و تنها به خاطر خودش بود. من تمرین‌هایم را شل کرده بودم و به همین دلیل 3 سال از تیم ملی دور ماندم. بعد از آن اما خیلی زحمت کشیدم و دوباره به تیم ملی دعوت شدم. همانطور که گفتید خاطرات خوبی رقم خورد؛ قهرمانی در بانکوک و حضور تیم ملی در جام جهانی.

با فکر کردن به ارسال پاس گل قرن بی شک خاطرات جواد زرینچه شیرین‌تر هم می‌شود. آن پاس را چرا جواد زرینچه داد و چرا حمید استیلی گل کرد؟

هر وقت به آن گل فکر می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که من نان صاف و صادق بودنم را خوردم. خدا می‌خواست یک یادگاری از من در ذهن مردم باقی بگذارد که آن اتفاق رخ داد. نمی‌دانم شاید حمید استیلی را هم خدا به سمت دروازه آمریکا فوت کرد که آن جلو باشد و گل بزند. آن گل باعث خوشحالی‌های زیادی بین مردم شد. ما بازی را بردیم اما آن گل چیز دیگری بود.

تیم ملی در جام جهانی 1998 با روش 2-5-3 بازی می‌کرد و شما پیستون راست بودید. مهدوی کیا هم به‌عنوان بال راست فعالیت می‌کرد. زوجی که شاید خیلی‌ها را یاد زوج شما و مطلق هم می‌انداخت.
فیلم آن بازی‌ها را دارم و بارها نگاه کردم. من و مهدی زوج خوبی را در جام جهانی ساختیم. اگر فیلم آن بازی‌ها را نگاه کنید می‌بینید که حتی یک بار هم بازیکنان حریف نتوانستند از آن سمت به سوی دروازه ما حمله کنند و ما را دور بزنند. حمل بر خودستایی نباشد اما واقعا این زوج عالی بود و به قول شما یادآور آن زوجی که من و مطلق ساخته بودیم.

در سن 33 سالگی پاس گل قرن دادن چه معنی و مفهومی می‌تواند داشته باشد. اینکه فوتبال ما نتوانست کسی مثل جواد زرینچه را بسازد - اتفاقی که تا کنون رخ نداده - یا اینکه استمرار شما دیگر مدعیان را در سایه قرار داد؟ انگار جواد زرینچه در فوتبال ایران تکرار ناشدنی می‌نماید.

اگر مارادونا در فوتبال تکرار بشود من هم تکرار می‌شوم. نمی‌خواهم از خودم تعریف کنم اما جواد زرینچه یکی بود و دیگر مانند او در فوتبال ایران پیدا نمی‌شود. البته نه اینکه بهتر از من نیاید. اینطور نیست. الان مسی آمده و شاید از دید خیلی‌ها بهتر از مارادونا هم باشد اما مارادونا یکی است. در فوتبال ایران از این نمونه‌ها کم نداریم. مگر قلیچ خانی دیگر تکرار می‌شود، مگر می‌شود یکی مثل ناصرمحمدخانی پیدا کرد. از ناصر محمد خانی همین قدر بگویم که از همان بچگی عاشقش بودم و برای دیدن بازی‌هایش به ورزشگاه می‌رفتم یا حسن روشن، محمدصادقی، ایرج دانایی فر و علی جباری اینها در فوتبال ایران تکرار ناشدنی هستند.

رابطه خاصی با ناصر محمدخانی داشتید؟
رابطه خاصی نبود. من او را دوست داشتم و از طرفی ناصرمحمدخانی هم‌زبان من بود. نا خودآگاه جذب او می‌شدم. از فوتبالی که ناصر محمد خانی بازی می‌کرد همین قدر بگویم که همه شیفته‌اش بودند. البته حمید درخشان هم بود که بازی‌اش را دوست داشتم.

در نظر سنجی برنامه 90 مردم تیم سال 1998 را به‌عنوان بهترین تیم انتخاب کردند.
من اگر می‌خواستم رای بدهم تیم 1986 را انتخاب می‌کردم. آن تیم با محمدخانی، ضیاء، پنجعلی، علیدوستی، احدی، شاهرخ و... فوق‌العاده بوده. شاید خیلی‌ها یادشان نباشد که آن تیم چگونه تیمی بود اما من خوب یادم هست. کنار آن نسل فوتبال بازی کرده بودم و از نسل‌های قبل‌تر هم خیلی چیزها یادم هست. نسل‌هایی در این فوتبال آمدند و رفتند که به نظرم هیچ وقت تکرار نمی‌شوند.
نگاه بیرونی اما از شما و هم نسل‌های تان توقع دارند که مثل خودتان بسازید. چرا در این زمینه هیچ تلاشی نمی‌کنید؟

من می‌خواهم در حوزه جوانان کار کنم اما زمینه و بستر فراهم نیست. متاسفانه در فوتبال ایران برای اینکه تیم‌های ملی را بگیری باید یا با وزیر رفیق باشی یا با وکیل. متاسفانه انتخاب‌ها از این راه‌ها انجام می‌شود. معمولا رفاقتی است و کسی مثل من که در این فوتبال خیلی سیاه این و آن شده نمی‌تواند مربی تیم‌های جوانان بشود وگرنه از خدایم است که بروم و با این بچه‌های نوجوان و جوان کار کنم. چه اشکالی دارد که با جوان‌ها کار کنیم. حتی حاضرم در تیم‌های پایه استقلال کار کنم. بیایند سالی 200-150 میلیون به من بدهند و بگویند آقای زرینچه همه توانت را بگذار روی تیم‌های پایه اما باید سالی دو بازیکن خوب به ما بدهی. فکر می‌کنید من و امثال من با جان و دل کار نمی‌کنیم؟

در تیم راهیان نور که الان سرمربیگری‌اش را به عهده دارید این بستر فراهم نشده است؟ آنجا که باید بازیکنان جوان بسیاری دور و برتان باشند.
اینجا راحتم و دارم کار می‌کنم. اینجا نه پول هست و نه بازیکنان مطرح اما تا دلتان بخواهد علاقه و انگیزه هست. اگر نام تیم جوانان یا نوجوانان ایران را آوردم به خاطر این بود که هرگز از نسل ما در جهت مربیگری در اینگونه تیم‌ها کار کشیده نشده است. مگر من زرینچه چند سال دیگر انگیزه دارم؟ 46 سالم است و اگر خیلی روی فرم باشم بدنم تا 55 سالگی جواب می‌دهد. یکی مثل فرگوسن استثنا است اما آدمی خود به خود با بالارفتن سن دچار کهولت می‌شود. باید از ما استفاده بشود. البته اینجا سرم گرم است و الان شرایط خوبی داریم.

ما تا حالا تنها یک بار باختیم و اگر داوران اجاز بدهند راهیان کرمانشاه را به لیگ برتر می‌آورم. من آدم باندبازی نیستم که بخواهم با این در و آن در زدن تیم پیدا کنم. من نه سیاه بازی بلدم و نه یاد گرفتم. من شاگرد مکتب دهداری هستم و همیشه به کار کردن کنار این آدم‌ها افتخار کردم. باور کنید تا حالا بیش از اینکه به خودم اجازه بدهم کسی را سیاه کنم سیاهم کرده‌اند و سیاه شده ام.
عشق به مربیگری در اظهارات شما موج می‌زند درحالی که مقطعی به‌عنوان یکی از اعضای هیات مدیره باشگاه استقلال فعالیت کردید. حتی در مقطعی گفته شد که زرینچه مدیرعامل باشگاه استقلال می‌شود.

بله، صحبت از مدیرعاملی من در استقلال مطرح بود اما خودم اصلا آن را جدی نگرفتم و هرگز دوست نداشتم این اتفاق رخ دهد. این هدف اصلا توی ذهن من نبود. نمی‌خواستم خودم را از کار کردن با بازیکنان محروم کنم. من عاشق بوی چمن و بوی توپم. دوست دارم وقتم را اینجا با بچه‌ها بگذرانم. با بازیکنان کلنجار بروم و استرس تیمداری داشته باشم. وسط زمین بایستم و سوت بزنم و بچه‌ها را راهنمایی کنم. آن چیزی که باعث شد من به هیات مدیره بیایم دوری‌ام از استقلال بود. می‌خواستم یک جوری دوباره به مجموعه برگردم که برگشتم اما حالا همانجایی هستم که باید باشم.
آن زمان که در هیات مدیره باشگاه استقلال بودید پسرتان هم در تیم پایه استقلال بود. شما که رفتید اما اثری از فرزند شما در تیم‌های پایه نمی‌شد پیدا کرد. او می‌تواند مثل پدرش فوتبالیست قابلی باشد یا استعداد این کار را ندارد؟

من که از استقلال رفتم پسرم محمدرضا را هم از تیم‌های پایه بیرون کردند. الان در تیم سایپا فعالیت می‌کند و پستش پشت فوروارد و فوروارد است. طفلک بعد از استعفای من دیگر تحویلش نگرفتند اما بهش گفتم باید روی پای خودت بایستی. مطمئنا اگر استعداد داشته باشد مثل پدرش پیشرفت می‌کند.
بزرگترین آرزوی جواد زرینچه در این سن و سال چیست؟ به هرحال شما الان مربی هستید و قطع به یقین برای خودتان اهدافی را در ذهن ترسیم کرده‌اید. شما متعلق به باشگاه استقلال هستید اما تا کنون به جز یک دوره، بستر برای سرمربیگری تان فراهم نشده است.

آن دوره‌ای که من 8-7 بازی سرمربی استقلال بودم شرایط خیلی بد بود و به همین دلیل نتوانستم کاری انجام بدهم. تیم به شدت در بحران قرار داشت و قسمت آن نبود که من با استقلال موفق بشوم اما هرگز نمی‌توانم این موضوع را کتمان کنم که دوست دارم روزی سرمربی استقلال بشوم. این دروغ است که بگویم چنین فکری توی سرمن نیست اما باید کمک دوستان هم باشد! مربی شدن در استقلال به این سادگی‌ها هم نیست.

همانطور که گفتم مربی شدن در تیم‌های بزرگ نیاز به حمایت دارد که تا حالا من از این حمایت محروم بودم اما در برنامه‌ام هست که در آینده سرمربی استقلال بشوم و مطمئن هستم بالاخره نوبت به من هم می‌رسد البته بگویم که بزرگترین آرزوی من سلامتی مردم است چون هیچ آرزویی بزرگتر از این نیست.
می‌خواهیم مصاحبه را با ماجرای مومن‌زاده تمامش کنیم. آن روز چه اتفاقی افتاد که مومن‌زاده نتوانست دروازه خالی ایرسوتر را باز کند.
احمد گردن شکسته بنده خدا در استقلال خیلی کم گل زد. درست است بازی با ایرسوتر بود که من همه را دریبل زدم و توپ را در دهانه دروازه به احمد دادم اما باز هم نتوانست گل بزند. کل تیم بسیج شده بودیم که احمد گل بزند اما نزد.

یک بار هم که در مشهد به ابومسلم گل زد داور ندید. آن روز را هرگز فراموش نمی‌کنم. رفتم دنبال ابهران دویدم گفتم آقای ابهران توپ گل شد. داشتم ترکی با ابهران حرف می‌زدم که او در جواب من گفت گل شد اما من نمی‌گیرم!

به این صراحت؟!
نه، شوخی کردم بنده خدا گفت من ندیدم. احمد یک گل سالم هم که زد داور ندید اما انصافا از کنارش خیلی‌ها خوردند. خوردند به این معنا که خیلی‌ها کنار احمد گل زدند و اسم او به‌عنوان یک مهاجم گل نزن در رفت. احمد زحمات زیادی برای استقلال کشید و امیدوارم هرجا هست موفق باشد.
سوال‌های ما تمام نشد اما واقعا نه شما وقت دارید و نه زمان ما اجازه می‌دهد.

بله، خیلی خوب شد بعد از مدت‌ها حرف‌هایی زدم که نزده بودم. احساس می‌کردم نیاز دارم با کسی درددل کنم. امیدوارم هرکسی اگر بدی از جوادزرینچه دیده او را ببخشد. اگر باعث رنجش کسی شدم، اگر سهوا بی احترامی کردم یا تندی از من سرزده همینجا عذر خواهی من را بپذیرد.



تاريخ : یکشنبه سوم دی 1391 | 14:31 | نویسنده : هوادار آبی
پایان نقل و انتقالات تیم های لیگ برتری

- نیمه شب شنبه،فصل نقل و انتقالات نیم فصل لیگ برتر به پایان رسید.
فصل نقل و انتقالات لیگ برتر ساعت 12 نیمه شب به پایان رسید تا تیم ها با تغییراتی که دادند وارد نیم فصل دوم شدند.در این بین تیم های بزرگ  سپاهان،استقلال و پرسپولیس علیرغم اینکه در ابتدای فصل،خرید های زیادی کردند در نیم فصل هم دست به تغییرات زیادی زدند.به خصوص استقلالی ها که بازیکنان زیادی را از دست دادند و البته بازیکنان زیادی را هم جذب کردند.تیم آبي پوشان پایتخت که فابیو جانواریو،میثم حسینی،محمد انصاری میلاد میداوودی  و امین منوچهری را از دست دادند بنا به خواسته قلعه نویی 7 بازیکن را جانشین اسامی نامبرده کردند تا در نیم فصل دوم راه آسان تری برای ادامه لیگ داشته باشند.به علاوه اینکه آنها باید در دو جبهه جام حذفی و لیگ قهرمانان هم بحنگند.

قلعه نویی که در بدو ورود به استقلال می گفت تیمش کمی ناقص است لیست بلند بالایی را در اختیار فتح الله زاده قرار داد تا حاجی استقلالی ها که در ابتدای فصل شاه ماهی صید می کرد دوباره تورش را پهن کند. در این بین سپاهانی ها خروجی زیادی داشتند اما تا اینجا فقط میلان سوشک،شهاب گردان و احتمالا احسان حاج صفی را جذب کرده اند.پرسپولیسی ها هم که در راس تغییرات قرار دارند علاوه بر بازیکنان،کادر فنی خود را هم تغییر دادند تا شاید در نیم فصل دوم نتایج بهتری بگیرند.در زیر نگاهی می اندازیم به نقل و انتقالات انجام شده در نیم فصل،که 12 نیمه شب به پایان رسید.
 
 
تیم
بازیکنان ورودی
بازیکنان خروجی
سپاهان
میلان سوشِک،شهاب گردان
عادل کلاه کج،حسن اشجاری،میلاد زنیدپور،هادی تامینی،رضا محمدی
استقلال
حسن اشجاری،چهارمحالی،عباس محمدرضایی، فرزاد حاتمی،ایمان موسوی ،ویسنته آرزه ،فرهاد مجیدی
فابیو جانواریو،میثم حسینی،محمد انصاری، میلاد میداوودی،امین منوچهری
فولاد
------------------------
آرش افشین (احتمالی)
ملوان
هادی تامینی
امیر حاج‌محمدی ، علیرضا جراح‌کار
راه آهن
ایگور کاسترو،آقازمانی،علی عسگر
حسین کعبی،علی امیری
تراکتورسازی
جاناتان ،کاظمیان،گردانی
فرزاد حاتمی،احسان حاج صفی
سایپا
باباک لطیفی
محسن یوسفی،منصور تنهایی
فجر سپاسی
محمد انصاری،مسلم فیروزآبادی،حسین فاضلی،محمد فرامرزی
رضا حقیقی،عباس محمدرضایی، بابک لطیفی،دیگو ماکسیمو،محمد خزایی، رضا جلالی ، حسین خسروی ، دغاغله ،مولایی
مس کرمان
منصور تنهایی
حسین کاظمی
نفت تهران
میثم حسینی،منوچهری
ایمان موسوی
داماش گیلان
داسیلوا،ابوذر رحیمی
مهدی کیانی،حسین کوشکی،مسعود زارعی
پرسپولیس
رضا حقیقی ، عادل کلاه کج، پروویچ ، رضا محمدی
سامان آقازمانی،جواد کاظمیان،سعید قدمی،افشین اسماعیل زاده، مهرزاد معدنچی،حمید علی عسگر ، ایمون زاید ، شهاب گردان
صبای قم
سهراب بختیاری زاده،میثم خسروی
محسن خلیلی
پیکان
داود حقی ، میلاد زنیدپور ، وحدانی
---------------------------
آلومینیوم
مجتبی زارعی ، مهرداد آوخ ، میلاد میداوودی
----------------------------
ذوب آهن
محمد محمدی پناه،محمد برج لو،گئورگ گاسپاروف ،فوفانا ، احسان پهلوان ، علیرضا محمد،علی محسنی
ابراهیم محمدی،هوگو ماچادو،احمد محمدپور،میلاد میرترابی،مجتبی بابک،حمید پروار،استویچکوف ، ایگور کاسترو
نفت آبادان
حسین کعبی،علی عساکره،مهدی کیانی، هادی رمضانی،ماچادو،سیامک سرلک
ابوذر رحیمی
گهر دورود
حامدپورعمران،امیدسینگ،یزدان عباسیان،داود وکوک،ابوالفضل موسی پور
مجتبی زارعی ، علیرضا محمد،هادی رکابی،سیامک سرلک


تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391 | 1:17 | نویسنده : هوادار آبی

http://ir2up.ir/up18/c2b970fd8c1.jpg



تاريخ : پنجشنبه شانزدهم آذر 1391 | 15:16 | نویسنده : هوادار آبی

استقلال در بازی اول میهمان شد، تراکتورسازی و سپاهان میزبان

برنامه زمان بندی دیدارهای تیم های شرکت کننده در لیگ قهرمانان آسیا اعلام شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) از مالزی، آیین قرعه کشی لیگ قهرمانان آسیا در کوالالامپور مالزی برگزار شد و تیم‌ها حریفان خود را شناختند.

برنامه زمان بندی مسابقات نیز اعلام شد که طی آن تراکتورسازی در اولین بازی در خانه با الجزیره امارات و سپاهان در اصفهان با برنده النصر و لوکوموتیو ازبکستان روبرو می‌شود. استقلال نیز در دوحه با الریان دیدار می‌کند.

کنفدراسیون فوتبال آسیا بر اساس برنامه اعلام کرد، 26 فوریه - 8 اسفند- رسما این رقابت‌ها آغاز خواهد شد.

** زمان بندی بازی‌های تیم‌ها:

دور رفت:

گروه A

26 فوریه (سه شنبه 8 اسفند)

* تراکتورسازی – الجزیره امارات

* الشباب – الجیش

12 مارس(سه شنبه 22 اسفند):

* الجیش قطر – تراکتورسازی

* الجزیره – الشباب امارات

2 آوریل( سه شنبه 13 فروردین)

* الشباب امارات – تراکتورسازی

* الجزیره – الجیش قطر

دور برگشت:

10 آوریل ( چهارشنبه 21 فروردین):

* الجزیره – الجیش قطر

* تراکتورسازی – الشباب

24 آوریل( چهارشنبه 4 اردیبهشت) :

* الجیش – الشباب

* الجزیره – تراکتورسازی

یک می( چهارشنبه 11 اردیبهشت) :

* الشباب – الجزیره

* تراکتورسازی – الجیش

** گروه B:

26 فوریه(سه شنبه 8 اسفند)

* لخویا – برنده صبا و الشباب امارات

* پاختاکور – الاتفاق

12 مارچ( سه شنبه 22 اسفند):

* برنده صبای قم و الشباب – پاختاکور

* الاتفاق – لخویا

3 آوریل( چهارشنبه 14 فروردین):

* برنده صبا قم و الشباب – الاتفاق

* لخویا – پاختاکور

9 آوریل ( سه شنبه 20 فروردین):

* الاتفاق – برنده صبای قم و الشباب

* پاختاکور – لخویا

24 آوریل ( چهارشنبه 4 اردیبهشت):

* برنده صبای قم و الشباب – لخویا

* الاتفاق – پاختاکور

یک مه( چهارشنبه 11 اردیبهشت):

* لخویا – الاتفاق

* پاختاکور – برنده صبای قم و الشباب

** گروه C:

27 فوریه - چهارشنبه 9 اسفند

* سپاهان – برنده النصر و لوکوموتیو ازبکستان

* الاهلی – الغرافه

13 مارس( چهارشنبه 23 اسفند):

* برنده النصر و لوکوموتیو ازبکستان – الاهلی

* الغرافه – سپاهان

2 آوریل( سه شنبه 13 فروردین):

* برنده النصر و لوکوموتیو ازبکستان – الغرافه

* سپاهان – الاهلی

** دور برگشت:

10 آوریل ( چهارشنبه 21 فروردین):

* الغرافه – برنده النصر و لوکوموتیو ازبکستان

* الاهلی – سپاهان

23 آوریل( سه شنبه 3 اردیبهشت):

* برنده النصر و لوکوموتیو ازبکستان – سپاهان

* الغرافه – الاهلی

30 آوریل(سه شنبه 10 اردیبهشت):

* سپاهان – الغرافه

* الاهلی - برنده النصر و لوکوموتیو ازبکستان

** گروه D:

27 فوریه - (چهارشنبه 9 اسفند)

* العین امارات – الهلال عربستان

* الریان – استقلال

13 مارس( چهارشنبه 23 اسفند):

* الهلال – الریان

* استقلال – العین

3 آوریل ( چهارشنبه 14 فروردین):

* الهلال – استقلال

* العین – الریان

** دور برگشت:

9 آوریل(سه شنبه 20 فروردین):

* استقلال – الهلال

* الریان – العین

23 آوریل( سه شنبه 3 اردیبهشت)

* الهلال – العین

* استقلال – الریان

30 آوریل( سه شنبه 10 اردیبهشت)

* العین – استقلال

* الریان – الهلال



تاريخ : دوشنبه سیزدهم آذر 1391 | 0:50 | نویسنده : هوادار آبی
چه كساني لباس آبي تن مي‌كنند، چه كساني آبي را از تن درمي‌آورند؟

استقلال آخرين بازي خود در نيم‌فصل اول را روز دوشنبه برابر داماش انجام مي‌دهد و پس از آن به تعطيلات نيم‌فصل مي‌رود. همان‌طور كه علي فتح‌ا...زاده و امير قلعه‌نويي تاييد كردند جذب چهار بازيكن جديد در دستور كار باشگاه قرار دارد. برخي از چهره‌هاي جديد استقلال براي نيم‌فصل دوم مشخص شدند و برخي ديگر همچنان در حد شايعه و خبر تاييد و تكذيب‌نشده ارزش و اعتبار دارند. اما اولين نكته‌اي كه بايد به آن توجه كرد توانايي قانوني باشگاه براي جذب مهره جديد است.

به هنوشته روزنامه گل ، استقلال در ابتداي فصل با جذب 21بازيكن ليست بزرگسالان خود را پر كرد. اما از آن‌جا كه جباري و كيانوش رحمتي مصدوم بودند و ويليام ردي هم بازي نكرد، در نيم‌فصل تنها 18بازيكن در 17بازي براي تيم به ميدان رفتند. استقلال براي نيم‌فصل دوم هم تا سقف 21بازيكن بزرگسال را مي‌تواند در ليست خود داشته باشد.

7جاي خالي براي 7خريد نيم‌فصل
فريدون زندي، رودريگو توسي، ويليام ردي و فابيو جانواريو كه تا 9ماه آينده نمي‌تواند بازي كند و مصدوم است، در نيم‌فصل دوم جايي در ليست استقلال ندارند. البته در مورد فابيو هنوز ماجرا صددرصد نيست و اندك اميدي براي بازگشت او وجود دارد. اگر به اين چهار نفر ميثم حسيني، ميلاد ميداوودي و امين منوچهري كه صحبت معاوضه آنها هم مطرح است را اضافه كنيم، به عدد هفت مي‌رسيم. به اين ترتيب استقلال اگر تمام اين نفرات كه به آنها اشاره شد را از دست بدهد در نيم‌فصل مي‌تواند تا هفت بازيكن جذب كند. جدا از اين نفرات تنها 14بازيكن در ليست استقلال مي‌ماند. حتي اگر ليست مازاد هم از طرف باشگاه رد شود، باز هم چهار جاي خالي در ليست وجود دارد.
البته از آن‌جا كه در نيم‌فصل فرصت چنداني براي هماهنگ كردن نفرات جديد و قديم وجود ندارد، بسيار بعيد است كادر فني استقلال هفت بازيكن تازه‌ را وارد تركيب اصلي كند و تغييرات نبايد از حدود سه بازيكن فراتر برود مگر آن‌كه براي تقويت نيمكت باشد.

تمام مردان استقلال
رسانه‌ها از اواسط نيم‌فصل تا به امروز بيشتر از تعداد بازيكنان يك تيم براي استقلال گزينه احتمالي مطرح كردند. رضا عنايتي، احمد جمشيديان، عباس محمدرضايي، عمادرضا، فرهاد مجيدي، ميلاد زنيدپور، عليرضا نيكبخت‌واحدي، محمد غلامي، ايگور كاسترو، حسين آشنا، ايمان مبعلي، حميدرضا علي‌عسگر، مهدي سيدصالحي، احسان حاج‌صفي و محمد قاضي از جمله اسامي مطرح‌شده براي استقلال هستند. از ميان اين جمع تنها كار جذب عباس محمدرضايي نهايي شده است و رضا عنايتي، جمشيد‌يان، زنيدپور و عمادرضا هم به نحوي تاييد رسمي شدند. اما ساير اسامي در حد شايعه ماندند و هنوز خبر قطعي در مورد اين كه آيا در ليست خريد استقلال قرار دارند يا خير هم در دست است.
اما از ميان تمام اسامي مطرح‌شده اگر عباس محمدرضايي را هم به حساب بياوريم دست پر امكان جذب 6 بازيكن ديگر وجود دارد. به عبارت ديگر اگر تمام اين اسامي به نحوي كه در ليست خريد باشند هم 8 نفر از آنها امكان حضورشان ميسر نيست. شايد هم تمام اين اسامي در دو ليست كه به اولويت اول و دوم تقسيم‌بندي شدند قرار دارند.

 8 مهاجم كه براي تيمي كه مشكل گلزني دارد

اگر نگاهي به اسامي مطرح‌شده به ليست خريدهاي احتمالي استقلال بيندازيم به اسم هشت مهاجم تخصصي برخورد مي‌كنيم؛ نفراتي چون عنايتي،‌عمادرضا، سيدصالحي، محمد غلامي، مهدي قاضي، ايگور كاسترو، عباس محمدرضايي و سرانجام فرهاد مجيدي كه توانايي و نوع بازي بيشتر آنها هم شبيه به يكديگر است. حضور اين دو مهاجم در ليست خريد و آمار استقلال در گلزني نشان مي‌دهد از ميان مهاجمان تيم رفتن دست كم دو مهاجم براساس اخبار غيررسمي قطعي است. ميلاد ميداوودي و امين منوچهري كساني هستند كه صحبت از معاوضه آنها مي‌شود. اين موضوع از تمركز قلعه‌نويي روي خط حمله خبر مي‌دهد.

استقلال تيم بدون هافبك
بيشتر از هر پست ديگري استقلال در خط هافبك نياز به تقويت شدن دارد. زندي و توسي جدا شدند و جانواريو هم مصدوم است. جباري هم به احتمال زياد براي نيم‌فصل دوم آماده مي‌شود اما هر لحظه امكان مصدوميت دوباره او وجود دارد. برگشتن كيانوش رحمتي و حضور جواد نكونام و ساموئل در پست هافبك دفاعي استقلال نياز به جذب بازيكن جديدي ندارد. اما يك خط جلوتر جايي كه تنها ميثم بائو حضور دارد و نصفه و نيمه مي‌شود روي جباري حساب كرد، دست‌كم به جذب 2 بازيكن جديد نياز است تا جاي خالي توسي، زندي و جانواريو را پر كند. براي اين قسمت اسامي چون جمشيديان، زنيدپور، مبعلي و نيكبخت‌واحدي مطرح شده كه از ميان آنها جمشيديان خيلي به استقلال نزديك است. شايد براي پست هافبك، استقلال در حال مذاكره پنهاني با يكي‌، دو هافبك ديگر هم باشد كه از ديد رسانه‌ها مخفي نگه داشته شده است. استقلال كه در اول فصل در خط هافبك خوب يارگيري كرده بود حالا بايد دوباره اين قسمت را ترميم كند و از نو بسازد.
كدام دفاع چپ مدنظر استقلال است؟!

امير قلعه‌نويي در خط دفاع شرايط خوبي دارد و آمار گل‌هاي خورده استقلال هم مهر تاييدي بر اين ادعا است. در دفاع راست و مياني با حضور حيدري، حمودي، صادقي و منتظري و عمران‌زاده هيچ ضعف و كم و كاستي احساس نمي‌شود. اما در دفاع چپ جايي كه هاشم بيگ‌زاده و ميثم حسيني قرار دارند، جذب يك بازيكن جديد ضروري به نظر مي‌رسد. خبر معاوضه حسيني با جمشيديان و بازي دادن‌هاي اجباري به اين بازيكن، نشان مي‌دهد ژنرال اعتقادي به ميثم ندارد و او را بايد از حالا رفتني دانست. تلاش استقلال براي جذب حاج‌صفي هم نشان مي‌دهد آنها دنبال يك دفاع چپ مطمئن هستند. اما در ميان نفراتي كه مطرح هستند، اگر حاج‌صفي كه حضورش منتفي است را فاكتور بگيريم، تنها گزينه‌هايي چون نيكبخت‌واحدي و حميدرضا علي‌عسگر مي‌توانند در اين پست بازي كنند كه تازه اينها هم پست تخصصي‌شان جاي ديگري است و تنها قابليت بازي در پست دفاع چپ را دارا هستند. به اين ترتيب بايد يك گزينه خوب براي دفاع چپ مدنظر استقلال باشد كه هنوز نام او لو نرفته است، چون هاشم بيگ‌زاده به تنهايي نمي‌تواند خيال كادر فني را از اين سمت راحت كند، مگر اينكه قلعه‌نويي بخواهد در اين قسمت روي اميدها و جوانان سرمايه‌گذاري كند. در اين بخش هم تاكنون گزينه مطمئن و آينده‌داري در تيم‌هاي پايه‌اي استقلال ديده نشده است. شايد هم قرار است استقلال به بازي با سه دفاع تغيير سيستم دهد، در غير اين صورت جذب يك دفاع چپ در نيم‌فصل لازم و حتمي خواهد بود.

يك دروازه‌بان بايد بگيرند
در انتها به دروازه مي‌رسيم، جايي كه قرارداد دروازه‌بان استراليايي به دليل ضعف فني فسخ مي‌شود. استقلال در اين پست هم نياز به جذب يك مهره مطمئن دارد. شايد گزينه بعدي هم مثل ويليام ردي خارجي باشد. البته با توجه به قيمت دلار و مشكلات مالي استقلال، اين احتمال دور و بعيد به نظر مي‌رسد. اين روزها صحبت از آمدن حسين آشنا است كه رفيق صميمي مهدي رحمتي است و امسال هم بدون تيم مانده است. به هر حال يكي از چهار تا پنج خريد استقلال در نيم‌فصل بايد دروازه‌بان باشد تا در ادامه مسابقات ليگ برتر و همچنين جام حذفي و ليگ قهرمانان آسيا به مشكل نخورند. حضور يك دروازه‌بان و يك دفاع چپ در ميان خريدهاي نيم‌فصل اجتناب‌ناپذير است، اما هنوز نام آنها مشخص نيست.

تاريخ : یکشنبه بیست و یکم آبان 1391 | 22:5 | نویسنده : هوادار آبی

استقلال و پرسپولیس میزبان سایپا و ملوان/ حذف زودهنگام لیگ برتری‌ها
قرعه‌‎کشی مسابقات فوتبال جام حذفی در حالی امروز برگزار شد که در مرحله یک‌شانزدهم نهایی این جام استقلال به مصاف سایپا می‌رود، پرسپولیس با ملوان بازی می‌کند و سپاهان در دیداری انتقامی با فولاد رو به رو خواهد شد.

به گزارش خبرنگار مهر، مراسم قرعه‌کشی بیست و ششمین دوره رقابت‌های فوتبال جام حذفی باشگاه‌های کشور پیش از ظهر امروز در سالن آمفی تئاتر هتل آکادمی برگزار شد که طبق نظر مسئولان قرعه‌کشی این مسابقات با حضور تیم‌های لیگ برتری و 14 تیم لیگ دسته اول برگزار شد.

طبق قرعه‌کشی انجام شده در مرحله نخست پرسپولیس در تهران میزبان ملوان بندرانزلی است و استقلال هم در ورزشگاه خانگی به مصاف سایپا می‌رود. ضمن اینکه طبق برنامه ریزی صورت گرفته سرخابی‌های پایتخت تا دیدار فینال با همدیگر رو به رو نخواهند شد، هرچند احتمال رویارویی استقلال و سپاهان در مرحله نیمه‌نهایی این جام وجود دارد.

سپاهان اصفهان هم در دور نخست به مصاف فولاد خوزستان خواهد رفت؛ تیمی که فصل گذشته در همین مرحله زردپوشان اصفهانی را حذف کرد. ذوب‌آهن اصفهان هم میزبان تیم دسته اولی ملی حفاری اهواز می‌‍رود و راه‌آهن هم در خانه با شاهین بوشهر رو به رو خواهد شد.

برنامه مرحله یک شانزدهم نهایی رقابت‌های فوتبال جام حذفی باشگاه‌های کشور به شرح زیر است:
* بازی شماره یک: تراکتورسازی تبریز - آلومینیوم هرمزگان
* بازی شماره 2: پارسه ایرانیان - داماش گیلان
* بازی شماره 3: سایپای شمال - مس سرچشمه
* بازی شماره 4: فجرسپاسی شیراز - سنگ آهن بافق یزد
* بازی شماره 5: ذوب‌آهن اصفهان - ملی حفاری اهواز
* بازی شماره 6: شهرداری یاسوج - مس کرمان
* بازی شماره 7: شهرداری تبریز - نفت تهران
* بازی شماره 8: پرسپولیس - ملوان بندرانزلی
* بازی شماره 9: استقلال اهواز - استیل آذین گهر دورود
* بازی شماره 10: استقلال تهران - سایپا البرز
* بازی شماره 11: صبای قم - نفت مسجد سلیمان
* بازی شماره 12: ابومسلم مشهد - پیکان تهران
* بازی شماره 13: نیروی زمینی تهران - صنعت نفت آبادان
* بازی شماره 14: راه‌آهن تهران - شاهین بوشهر
* بازی شماره 15: مس رفسنجان - برق شیراز
* بازی شماره 16: سپاهان اصفهان - فولاد خوزستان

مرحله یک‌هشتم نهایی:
بازی شماره 17:
برنده بازی تراکتورسازی تبریز - آلومینیوم هرمزگان با برنده بازی پارسه ایرانیان - داماش گیلان
بازی شماره 18: برنده مسابقه سایپای شمال - مس سرچشمه با برنده مسابقه فجرسپاسی شیراز - سنگ آهن بافق یزد
بازی شماره 19: برنده دیدار ذوب‌آهن اصفهان - ملی حفاری اهواز با برنده دیدار شهرداری یاسوج - مس کرمان
بازی شماره 20: برنده بازی شهرداری تبریز - نفت تهران با برنده بازی پرسپولیس - ملوان بندرانزلی
بازی شماره 21: برنده مسابقه استقلال اهواز - استیل آذین گهر دورود با برنده مسابقه استقلال تهران - سایپا البرز
بازی شماره 22: برنده دیدار صبای قم - نفت مسجد سلیمان با برنده دیدار ابومسلم مشهد - پیکان تهران
بازی شماره 23: برنده بازی نیروی زمینی تهران - صنعت نفت آبادان با برنده بازی راه‌آهن تهران - شاهین بوشهر
بازی شماره 24: برنده مسابقه مس رفسنجان - برق شیراز با برنده مسابقه سپاهان اصفهان - فولاد خوزستان

مرحله یک‌چهارم نهایی:
بازی شماره 25: برنده بازی شماره 17 با برنده بازی شماره 18
بازی شماره 26: برنده مسابقه شماره 19 با برنده مسابقه شماره 20
بازی شماره 27: برنده دیدار شماره 21 با برنده دیدار شماره 22
بازی شماره 28: برنده بازی شماره 23 با برنده بازی شماره 24

دیدار نیمه‌نهایی:
بازی شماره 29: برنده مسابقه شماره 25 با برنده مسابقه شماره 26
بازی شماره 30: برنده دیدار شماره 27 با برنده دیدار شماره 28

دیدار نهایی:
برنده بازی شماره 29 با برنده بازی شماره 30

- اسامی قهرمانان ادوار گذشته جام حذفی هم به شرح زیر است:
فصل 1355: ملوان بندرانزلی 4 - تراکتورسازی تبریز یک
فصل 1356: استقلال تهران 2 - هما تهران صفر
فصل 1365: خیبر خرم آباد صفر - ملوان بندرانزلی 2
فصل 1366: پرسپولیس تهران یک - ملوان بندرانزلی صفر
فصل 1367: شاهین اهواز 5 - ملوان بندرانزلی 3
فصل 1369: ملوان بندرانزلی صفر - استقلال تهران صفر (ملوان در ضربات پنالتی به پیروزی 6 بر5 رسید)
فصل 1370: پرسپولیس تهران 2 - ملوان بندرانزلی یک
فصل 1372: سایپا تهران یک - جنوب اهواز یک (سایپا به علت گل زده در خانه حریف به پیروزی رسید)
فصل 1373: تراکتورسازی تبریز یک - بهمن تهران 2 
فصل 1374: استقلال تهران 5 - برق شیراز یک
فصل 75 - 1374: برق شیراز یک - بهمن تهران یک (در ضربات پنالتی برق شیراز به پیروزی 3 برصفر رسید)
فصل 78 - 1377: پرسپولیس تهران 2 - استقلال تهران یک
فصل 79 - 1378: بهمن تهران یک - استقلال تهران 3
فصل 80 - 1379: فجر شهید سپاسی شیراز 3 - ذوب آهن اصفهان یک
فصل 81 - 1380: استقلال تهران 4 - فجر شهید سپاسی شیراز 3
فصل 82 - 1381: ذوب آهن اصفهان 4 - فجر شهید سپاسی شیراز 4 (در ضربات پنالتی ذوب آهن به پیروزی 4 بر3 رسید) 
فصل 83 - 1382: استقلال تهران 2 - سپاهان اصفهان 5
فصل 84 - 1383: صبا تهران 2 - ابومسلم مشهد 2 (در ضربات پنالتی صباباتری به پیروزی 4 بر 2 رسید)
فصل 85 - 1384: سپاهان اصفهان 2 - پرسپولیس تهران 2 (در ضربات پنالتی سپاهان به پیروزی 4 بر 2 رسید)
فصل 86 - 1385: صباباتری تهران صفر - سپاهان اصفهان 4
فصل 87 - 1386: استقلال تهران 3 - پگاه گیلان یک
فصل 88 - 1387: ذوب آهن اصفهان 5 - راه آهن شهرری 2
فصل 89 - 1388: پرسپولیس تهران 4 - فولادگستر تبریز یک
فصل 90 - 1389: پرسپولیس تهران 4 - ملوان بندرانزلی 3
فصل 91 - 1390: استقلال تهران صفر (4) - شاهین بوشهر صفر (یک)



تاريخ : جمعه هفتم مهر 1391 | 14:4 | نویسنده : هوادار آبی

متن نامه خداحافظي کاپيتان سابق استقلال


متن نامه خداحافظي فرهاد مجيدي از استقلال منتشر شد.


فرهاد مجيدي به طور رسمي از دنياي بازيگري خداحافظي کرد متن خداحافظي او به شرح زير است؛



هواداران عزيز

وقتي 15 سال پيش به تيم محبوبم استقلال پيوستم ، هرگز تصور نمي کردم روزي با حمايت هواداران پر شور و دوست داشتني آبي دل استقلالي به جايگاه کنوني ام رسيده که در آستانه 36 سالگي ، هنوز با تمام وجود و با ذره ذره توانم براي هواداران بتوانم به ميدان بروم.

بازيکن و کاپيتان استقلال بودن ، افتخاري است که براي " فرهاد مجيدي" فراموش شدني نيست . بازي کردن در تيمي که بزرگاني چون شادروان ناصر حجازي ، علي جباري و حسن روشن روزگاري در آن عضويت داشتند يا پوشيدن پيراهن شماره 7 که در گذشته بر تن تکنيکي ترين بازيکن آسيا " مجيد نامجو مطلق " بوده يا بستن بازوبندي که بر دستان ستارگاني چون برادران بياني و جواد زرينچه بوده براي " فرهاد " فرزند کوچک خانواده بزرگ استقلال مايه اعتبار و افتخار است.

در اين مدت در شادي و غم هاي زيادي با هواداران عزيز سهيم بوده ام . با شادي هوادار خنديدم و با گريه آنها اشک ريختم. پيروزي هاي دربي، جشن قهرماني هاي ليگ برتر و جام حذفي، شکست ها و از همه غم انگيز تر از دست دادن اسطوره تاريخ باشگاه استقلال ناصرخان حجازي هيچگاه از خاطرم نمي رود. روز تلخي براي من و هواداران بود.

با عنايت خداوند متعال ، حمايت هواداران و لطف نام بزرگ و پيراهن آبي" استقلال" به آرزوهاي مادي و معنوي خويش رسيده ام و مانند آقاياني که با خودخواهي ، همواره استقلال را مديون خود مي دانند يا در نبود خود ذلت استقلال را آرزو مي کنند، فکر نمي کنم. هر چه دارم از استقلال و هوادارانش است و هر کجا که باشم براي سربلندي استقلال تلاش خواهم کرد اما امروز، پس از تحمل و سپري کردن روزهاي سخت و فرا رسيدن روزهاي آبي رنگ زندگي ورزشي ام، مي خواهم سخت ترين تصميم زندگي ام را براي هواداران بازگو کنم.

طرفداران دوست داشتني

بر حسب صبر و تعصب تا به امروز سکوت کردم (حتي در روزهايي که در اوج آمادگي و بنا به سليقه فني ! نيمکت نشين بودم صحبتي نکردم تا آرامش تيم و مجموعه استقلال برهم نخورد) و براي اثبات خويش تلاش و مبارزه کردم اما امروز وقتي مي شنوم که آقايان عامل ناکامي تيم را تشويق فرهاد مجيدي توسط هواداران خونگرم استقلال مي دانند برايم تاسف آور است. قطعا روزي با وجود و حضورم براي سربلندي استقلال تلاش کردم اما اين روزها اتفاقاتي افتاد و صحبتهايي شنيدم که به اين نتيجه رسيدم بايد برخلاف ميل باطني ام از فوتبال خداحافظي کنم.

عليرغم پيشنهادات بسيار از تيمهاي داخلي از ابتداي فصل تاکنون ، نتوانستم در ايران پيراهني جز پيراهن آبي بپوشم و بسيار مايل بودم با حضور در تيم محبوبم استقلال به همراه ديگر بازيکنان بتوانم با جام قهرماني ليگ و حذفي را فتح کنم و در نهايت با پيراهن استقلال از ميادين فوتبال براي هميشه خداحافظي کنم که اين امکان فراهم نشد وگويا تقدير براي من اين چنين بود.

هر کجا که باشم خود را سرباز استقلال مي دانم و اميدوارم در آينده ، در کسوت هاي ديگر بتوانم دين خود به هواداران پرشور استقلال را با کسب جام هاي متعدد ، ادا نمايم.

در اين جا لازم مي دانم از کليه مديران، کارشناسان ، مربيان ، بازيکنان ، کادر پزشکي ، تدارکات ، پشتيباني تيم و نيز ارباب جرايد که در ادوار مختلف ، اسباب زحمت آنها را فراهم نمودم ، سپاسگزاري نمايم.

در پايان ، از هواداران متعصب و دوست داشتني استقلال که همواره در سرما و گرما مرا مورد حمايت و تشويق خويش قرار داده ، صميمانه قدرداني کرده و اميدوارم عذر "جدايي ناخواسته" سرباز خويش را پذيرا باشند.

بي گمان هيچگاه خود را از استقلال جدا ندانسته و الطاف ، حمايت ها و تشويق هاي هواداران پر شور و فهيم استقلال از خاطره ام پاک نخواهد شد و هر جا که باشم براي موفقيت آنها دعا خواهم کرد.

به اميد قهرماني استقلال در مسابقات داخلي و بين المللي و سرافرازي و تندرستي هواداران عزيز

انشاءا…

برادر کوچک شما

فرهاد مجيدي


تاريخ : جمعه سوم شهریور 1391 | 22:31 | نویسنده : هوادار آبی

دربي 75 برنده نداشت


ديدار تيم‌هاي فوتبال پرسپوليس و استقلال با تساوي خاتمه يافت.


 ديدار تيم هاي پرسپوليس و استقلال از ساعت 18 در ورزشگاه آزادي آغاز شد و با تساوي بدون گل به پايان رسيد.

نيمه اول اين مسابقه با برتري نسبي پرسپوليس پيگيري شد. در نيمه دوم نيز اين پرسپوليس بود که با برتري بازي را آغاز کرد و چند فرصت خوب را از دست داد. در اين بين آبي پوشان هم حملاتي داشتند اما در نهايت نتيجه تساوي بدون گل رقم خورد تا دربي 75 برنده نداشته باشد.

قضاوت اين مسابقه بر عهده محسن ترکي بود. وي به مهرداد پولادي از پرسپوليس و عمران زاده و اکبرپور از استقلال کارت زرد نشان داد.

پرسپوليس با اين تساوي 5 امتيازي شد. استقلال هم با اين تساوي 9 امتيازي شد و نتوانست خود را به جمع مدعيان برساند. استقلال به رده نهم و پرسپوليس به رده سيزدهم رسيدند.

بازيکنان پرسپوليس:

نيلسون، سيد جلال حسيني، محسن بنگر، رضا نورمحمدي، مهرداد پولادي، مهدي مهدوي کيا، حسين ماهيني، امير حسين فشنگچي، علي کريمي( 87- محمد نوري)، غلامرضا رضايي، محمد قاضي( 78- کريم انصاري فرد)

سرمربي: مانوئل ژوزه

بازيکنان استقلال:

مهدي رحمتي، علي حمودي( 60- امين منوچهري)، پژمان منتظري، حنيف عمران زاده، امير حسين صادقي، هاشم بيک زاده، جواد نکونام، فريدون زندي( 84- توزي)، جانواريو، سياوش اکبرپور، آرش برهاني

سرمربي: امير قلعه نويي


تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 2:45 | نویسنده : هوادار آبی




تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 2:12 | نویسنده : هوادار آبی

تیم فوتبال استقلال : بهترین تیم ایران در نسل سوخته فوتبال ایران . احمدرضا عابدزاده . رضا حسن زاده . مهدی فنونی زاده . کاپیتان شاهین بیانی . شاهرخ بیانی . صادق ورمرزیار. عبدالصمد مرفاوی . عباس سرخاب

http://www.goaldaily.ir/Template1/CrthGallery.aspx?Pic=847010763_Esteghlal-v-Perspolis.jpg



تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 2:4 | نویسنده : هوادار آبی

 تو دریایی ولی ساحل نداری....آهای فرهاد مجیدی

ناگفته هایی از زندگی مجیدی


فرهاد ،‌مردی که ژنرال نمی خواست باشد…
امیر قلعه نویی یار همیشگی‌اش نظری جویباری را صدا می‌زند و از او می‌خواهد کار را تمام کند: «برو به واعظ بگو من این فرهاد پیر را نمی‌خواهم. یعنی از اول هم او را نمی‌خواستم. تا وقت هست او را با سیدصالحی معاوضه کنید حتی اگر تا 50 میلیون تومان هم خواستند اشکالی ندارد. فقط فرهاد را رد کنید، برود!»

http://www.persianfootball.com/live/images/stories/Farhad_Majidi27.jpg


نظری جویباری پیغام امیر را بی‌معطلی به دفتر واعظ آشتیانی برد: «آقا امیر می‌گوید فرهاد را با مهاجم پیکان (سیدصالحی) معاوضه کنیم. انگار به کارش نمی‌آید.»
واعظ از این پیشنهاد جا می‌خورد: «برو به امیر بگو اگه...

ادامه..

 


مقدمه: آخرین بازمانده نسل طلایی فوتبال ایران که جزو گروه فاتحان آن بازی به‌یادماندنی و شکوهمند در ملبورن استرالیا و صعود به جام جهانی لقب گرفته است دنیای متفاوتی با سایر همرزمان خود دارد. فرهاد مجیدی به‌دلیل محدودیت‌هایی که برای خود در ارتباط با خبرنگاران ایجاد کرده- به قول خودش فقط با 2 روزنامه ورزشی و یک خبرگزاری گفت‌وگو می‌کند- همواره به عنوان یک علامت سوال میان خبرنگاران و اصحاب رسانه مطرح بوده است. همین دوری همواره شایعاتی را پیرامون کاپیتان استقلال ایجاد کرده است؛ شایعاتی که حتی به زندگی شخصی او رسوخ پیدا کرده و گاها روابط خانوادگی او را نیز تحت‌الشعاع قرار داده است. فرهاد دنیای متفاوتی دارد که این حاصل تعریف خاصی است که او از زندگی می‌کند، می‌گوید: «دیگر نمی‌توانم در زندگی‌ام به افراد زیادی اعتماد کنم. آنها که در دایره معتمدین من قرار دارند بسیار محدودند؛ شاید به تعداد انگشتان دو دست هم نرسندروشی که مجیدی امروز در زندگی خود به‌کار گرفته حاصل اتفاقاتی است که از زمان حضورش به عنوان یک ستاره نوظهور در فوتبال بر او گذشت. فرهاد گاهی از سوی رسانه‌ها چنان بزرگ شد که تا مرز انفجار پیش رفت و گاهی نیز آنقدر به زیر کشیده شد که می‌رفت تا مرز نابودی پیش برود. سیاست‌های ابداعی و گاها احساسی مصائب و مشکلات فراوانی را برای مجیدی به وجود آورد تا او را مجبور کند در بازگشت به فوتبال ایران از نظر برقراری ارتباط، به‌خصوص با رسانه‌ها دچار تغییرات فراوانی شود. علامت سوال فرهاد میان رسانه‌ها هر روز بزرگ و بزرگ‌تر خواهد شد تا این حقیقت را باور کنیم که مجیدی دیگر نمی‌خواهد مثل دوران جوانی‌اش رفتار و درهای زندگی خود را به روی همگان باز کند. فرهاد حصاری دور خود کشیده که تا زمان حیاتش باقی خواهد ماند.
***
...
دوباره فرهاد، دوباره استقلال. پس از سال‌ها بازی در لیگ امارات به خانه بازگشته است. سرنوشتش دوباره با دستان اسطوره (ناصر حجازی) گره خورده است. هنوز هم او را باور دارد، مثل روزی که از بهمن کرج به استقلال آمد. حجازی پایش را در یک کفش کرده و مدام می‌گوید: «پس این فرهاد چی شد؟ بیاوریدش.» چند بازی از لیگ گذشته که ناگهان سر و کله فرهاد پیدا می‌شود. بله، فرهاد آمد. با استقبال سردی از سوی علیرضا منصوریان و پیروز قربانی! فرهاد به نگاه‌های‌شان بی‌توجه است. به آینده خیره شده، به روزهای بهتر: «من تازه 30 ساله‌ام، پس می‌توانم.» حجازی، فرهاد 30 ساله را باور دارد اما همبازی‌هایش به او می‌خندند ... نه، یک فصل بیشتر دوام نخواهد آورد. فرهاد تمام شده. چه سرنوشتی در انتظار فرهاد خواهد بود؟ فصل هفتم فصل بدی بود؛ کابوس‌وار و بسیار ناامیدکننده. حجازی میانه‌های راه برکنار شد و فیروز کریمی آمد. از دست او هم کاری ساخته نبود. استقلال سیزدهم شد تا خرید بازیکنی پا به سن گذاشته همچون فرهاد به سخره گرفته شود. آمدن امیر قلعه‌نویی شایعات درباره فرهاد مجیدی را بیشتر می‌کند اما قرارداد 2 ساله فرهاد مانع از کنار گذاشتنش می‌شود. بی‌میلی امیر قلعه‌نویی به فرهاد کاملا مشهود است. از همان بدو ورود برخورد بسیار سردی با مجیدی دارد. فصل هشتم شروع می‌شود. یک تغییر ناگهانی در رأس مدیریت باشگاه استقلال تا حدودی معادلات امیر را بر هم می‌زند. او یک هفته بیشتر فرصت ندارد. استقلال هفته پنجم در رتبه هفدهم! تغییر مدیریتی مثل یک شوک بود. استقلال جان گرفت اما بدون فرهاد. فرهاد پشت دروازه‌ها با بازیکنان ذخیره بغل پا می‌زند و استقلال هم آن طرف مدام حریفانش را شکست می‌دهد! برد پشت برد و پیروزی پشت پیروزی. امیر قلعه‌نویی ناگهان جان می‌گیرد و حس بی‌اعتمادی‌اش به فرهاد مجیدی بیشتر می‌شود. سرمربی استقلال نظری جویباری را صدا می‌زند و از او می‌خواهد کار را تمام کند: «برو به واعظ بگو من این فرهاد پیر را نمی‌خواهم. یعنی از اول هم او را نمی‌خواستم. تا وقت هست او را با سیدصالحی معاوضه کنید حتی اگر تا 50 میلیون تومان هم خواستند اشکالی ندارد. فقط فرهاد را رد کنید، برود!» نظری جویباری پیغام امیر را بی‌معطلی به دفتر واعظ آشتیانی برد: «آقا امیر می‌گوید فرهاد را با مهاجم پیکان (سیدصالحی) معاوضه کنیم. انگار به کارش نمی‌آید.» واعظ از این پیشنهاد جا می‌خورد: «برو به امیر بگو اگر 100 میلیون هم بدهند من حاضر نیستم مجیدی را به آنها بدهم!» از همانجا آتش اختلاف میان واعظ آشتیانی و امیر قلعه‌نویی روشن می‌شود. واعظ اجازه نمی‌دهد فرهاد از استقلال جدا شود. او را باور دارد و می‌داند انگیزه و تجربه‌اش به کار استقلال خواهد آمد. فصل هشتم با قهرمانی استقلال به پایان رسید. فرهاد در آن فصل هم مثل فصل هفتم کمرنگ بود. امیر قلعه‌نویی بیشتر به بازیکنان خودش دل می‌بست و خبری از مجیدی نبود. قهرمانی استقلال شایعه جدایی فرهاد را قوت می‌بخشید اما مدیران دوباره پای او نشستند. فرهاد ماند و آرام، آرام جان گرفت. حضور صمد مرفاوی امیدهایش را بیشتر می‌کرد.
***
حالا پیراهن شماره 7 بیشتر به تنش می‌نشست؛ پیراهنی که ماجرا دارد! قبل از شروع فصل هشتم نظری جویباری به خواست امیر قلعه‌نویی پیراهن شماره 7 را به خسرو حیدری می‌دهد. امیر دستور داده پیراهن شماره 7 را خسرو به تن کند و فرهاد همان شماره 27 را بپوشد. پیراهنی که به ناچار فصل هفتم تن می‌کرد. آن روزها پیراهن شماره 7 تن محمد نوازی بود و فرهاد نمی‌توانست شماره دلخواهش را بپوشد. باز هم پیراهن شماره 7 به بازیکن دیگری داده شده است. امیر قلعه‌نویی لجبازی را با مجیدی زود شروع کرده بود. می‌توانست با همین اعداد اعصاب مجیدی را در اولین تمرین به هم بریزد. خسرو حیدری اما دستش نمی‌رود که پیراهن شماره 7 را بردارد. یک روز پس از تقسیم پیراهن‌ها، خسرو در اولین تمرین پیراهن شماره 7 را نمی‌پوشد. نگاهی به فرهاد می‌اندازد و می‌گوید: «برای من افتخار است که شما این شماره را بپوشید. 7 به تن من نمی‌آید. آقا فرهاد شما بپوشیدش.» از همانجا پایه‌های دوستی عمیق با خسرو حیدری شکل می‌گیرد. همان شد که فرهاد پس از جدایی خسرو در فصل دهم گفت: «هر طور شده او را فصل بعد به استقلال برمی‌گردانم، خسرو متعلق به استقلال است.» تیر امیر قلعه‌نویی به سنگ می‌خورد. پروژه از بین بردن فرهاد باز هم ناکام می‌ماند. چرا خسرو آن کار را انجام داد؟ امیر بارها این سوال را از خود می‌پرسد اما به پاسخی نمی‌رسد. امیر می‌خواست از فرهاد یک بازیکن ناکارآمد بسازد غافل از اینکه او بعدها به اسطوره هواداران تبدیل خواهد شد، غافل از اینکه فرهاد در 3 دربی پی در پی گل می‌زند و تا مرز انتخاب به عنوان مرد سال آسیا پیش می‌رود و ... رفاقت خسرو و فرهاد از آن روز پیچیده و پیچیده‌تر شد، به‌طوری که معمولا در اردوها در یک اتاق می‌خوابند. خسرو، فرهاد را اینگونه تعریف می‌کند: «فرهاد شب‌هایی که در اردو با هم هستیم فقط کتاب می‌خواند و زود هم می‌خوابد. تا حالا او را عصبی و پرخاشگر ندیده‌ام. سعی می‌کند همیشه آرام باشد. رابطه بسیار خوبی با هم داریم. اهل شوخی‌های ناجور نیست و به تمیزی هم علاقه زیادی دارد
***
حرف‌های خسرو ما را به اعماق زندگی فرهاد می‌برد، جایی که برای خیلی‌ها معما شده است. او چه‌کار می‌کند و چه‌کار نمی‌کند؟! فرهاد کیست؟ فرهاد چیست؟ زندگی او چگونه با فوتبال گره خورد؟ برای یافتن پاسخ این سوال می‌توان سفری کوتاه به تاریخ داشت. هفتم مهر ماه سال 1377. فینال بین قاره‌ای میان تیم‌های ایران و الجزایر، ورزشگاه آزادی. استادیوم مملو از تماشاگر است. الجزایر، رباح ماجر ستاره بی‌مثالش را هم با خود به تهران آورده؛ مردی که با پشت پا در فینال جام باشگاه‌های اروپا با پیراهن تیم پورتو دروازه باواریایی‌ها را گشود. الجزایر تیم شگفت‌انگیزی است. تیم ایران با مربیگری علی پروین وارد میدان می‌شود. فرهاد مجیدی پشت دروازه نشسته است. شب قبل از مسابقه پدرش را مجبور می‌کند حتما این بازی را از نزدیک تماشا کند. پدرش کارمند وزارت صنایع دفاع است. نمی‌تواند فرهاد را با خود به ورزشگاه ببرد. برای همین دایی فرزندش مامور بردن فرهاد به ورزشگاه می‌شود. فرهاد آن روزها هنوز رویای فوتبالیست شدن را در ذهن نمی‌پروراند. مثل یک تماشاگر عادی بود، فقط درس، مشق و مدرسه! اما ناگهان جرقه‌های ذهن او روشن شد. آنجا که یک شماره 7 فرهاد را مجذوب خودش می‌کند. از مجید نامجو مطلق حرف می‌زنیم. زوج او و جواد زرینچه در بازی با الجزایر رویایی بود. آن روز آقا مجید هرگز نمی‌دانست که بازی چشمنواز و خیره‌کننده‌اش خالق یک اعجوبه دیگر خواهد شد. بله، آن روز مجید نامجو مطلق در ورزشگاه آزادی سازنده فرهاد مجیدی بود. فرهادی که بعدها جادوی فوتبال روح و جسمش را تسخیر کرد و با همان پیراهن شماره 7 رویایی در استقلال ظهور کرد. نمی‌دانیم مجید نامجومطلق را ستایش کنیم که ناخواسته خالق مجیدی بود یا خودش را؟! کدام یک خالق فرهاد بودند؟! فرهاد و انگیزه‌هایش، فرهاد و رویاهایش؟! یا آقامجید و تکنیک بی‌مثالش؟
***
مجید نامجومطلق هنوز هم برای فرهاد مجیدی الگو است؛ الگویی از حرکت و پیشرفت. به او نگاه می‌کند و نت‌ برمی‌دارد. فرهاد دفترچه‌ای دارد که شاید بعدها قیمت پیدا کند! او طی همه این سال‌ها بیکار ننشسته و برای محقق کردن رویای مربیگری خود تلاش می‌کند. طی سال‌هایی که پشت سر گذاشته نوع تمرین‌های مربیان خود را در دفترچه‌اش یادداشت کرده، از شیوه تمرین‌ها تا نحوه برخورد. از متسو چیزهای زیادی نوشته است. به یاد می‌آورد که چگونه با مربیگری او در تیم العین قهرمان آسیا شد. فرهاد دیدگاه و دکترین اریش روته مولر را هم باور دارد. در فصلی که مولر همکار مرفاوی بود، فرهاد چیزهای زیادی از او یاد گرفت. او تمرین‌های روته مولر را هم مکتوب کرده است تا شاید روزی این اصول را در میدان مربیگری به کار بگیرد. امروز اگر از فرهاد مجیدی بپرسید دوست داری در آینده چه کسی مربی استقلال شود قطعاً می‌گوید «مجید نامجومطلق». مجید نامجومطلق برای فرهاد الگویی از حرکت و پیشرفت در بازی‌های استقلال هم بود. بازی استقلال راه‌آهن در فصل نهم گواهی صادق بر این مدعا است. همان بازی که فرهاد مجیدی پس از گلزنی پیراهنش را از تن خارج کرد و به سوی سکوها دوید. چه شد که فرهاد آن گل را زد؟ رد پای مجید نامجو در آن گل حس می‌شود. رد پایی که تا امروز پنهان مانده. بین نیمه صمد مرفاوی از نامجو مطلق می‌خواهد با بازیکنان حرف بزند. مطلق هم رو به فرهاد می‌کند و می‌گوید: «در این شرایط تو باید به داد استقلال برسی. فقط بازیکنان بزرگ و باتجربه می‌توانند از پس کار برآیند. فرهاد برو و یک کاری کن.» گل زیبایی بود. فرهاد ناگهان به آسمان برخواست و با ضربه سر دروازه راه‌آهن را گشود. بازی داشت تمام می‌شد...
***
اما بازی دوباره شروع شده است. فصل نهم فصل خوبی بود و فصل دهم بهتر هم شد. رسانه‌ها فشار می‌آورند تا فرهاد مجیدی به تیم ملی دعوت شود. افشین قطبی سختگیری می‌کند تا اینکه فرهاد تا آستانه انتخاب به عنوان مرد سال آسیا پیش می‌رود. او به ناچار فرهاد را فرا خواند. فرهاد پس از سال‌ها دوباره به تیم ملی آمد. این بار دیگر خبری از تماس‌های واسطه‌ها نبود. گفته می‌شد در زمان مربیگری میروسلاو بلاژویچ و برانکو ایوانکوویچ عده‌ای با مجیدی تماس می‌گرفتند و از او می‌خواستند با پرداخت مبلغی حضور خود در تیم ملی را تضمین کند. فرهاد این تماس‌ها را جدی نمی‌گرفت. با اینکه رفتار خوبی از جانب مردان کروات سر نزد اما با سکوت خود تهران را ترک کرد و بار دیگر راهی امارات شد. دعوت دوباره به تیم ملی یادآور آن تماس نیست اما اختلاف با علیرضا منصوریان باعث می‌شود خیلی زود روی نیمکت تیم ملی بنشیند. فرهاد فی‌الفور انصراف خود را از تیم ملی اعلام کرد اما رفتارهای قطبی و همکارانش انگیزه‌ای شد تا فرهاد تلاش کند و دوباره به تیم ملی برگردد. تصور می‌شد او فصل یازدهم دیگر تمام شود اما خواب‌هایی که برای مجیدی دیده بودند تعبیر نشد. مجیدی از هفته دوم کارش را شروع کرده با گلزنی‌های پی در پی تا اینکه کروش پرتغالی دوباره او را به تیم ملی فرا خواند. فرهاد خندید و فی‌الفور دعوت کروش را قبول کرد. شاید آن دفترچه مخصوصش با حضور در تمرین‌های کروش رنگ و بوی دیگری به خود می‌گرفت. فرهاد رفت و در ترکیب اصلی تیم ملی هم قرار گرفت. با خودش می‌گفت: «دیدید مچ قطبی را خواباندم؟
***
...
امروز روز دیگری است. طعم انتقام از قطبی و همکارانش را چشیدم. به امیر قلعه‌نویی هم فهماندم که تمام نمی‌شوم. همان امیری که می‌خواست اواسط فصل هشتم من را به دلیل پیری و کهولت سن از استقلال بیرون کند و به پیکان بفرستد. حالا باید تصمیم‌ دیگری بگیرم؛ تصمیمی که شاید همه را متعجب کند.
...
امروز، روز دیگری است. فرهاد جام جهانی 2006 را به خاطر می‌آورد آن روز که پیرمردی در قامت دایی جوان و گلزن! در خط حمله تیم ملی قرار گرفته است و با نمایش اسفبار خود نزدیک‌ترین دوستانش را هم به گروه مخالفان می‌فرستد. با خود می‌گوید: «من 3 سال دیگر 38 ساله خواهم شد. من آن روزها پیر شده‌ام. نمی‌توانم برای تیم ملی مهره مفیدی باشم!» فرهاد در اعماق وجود خود صعود به جام جهانی فوتبال را قطعی می‌داند. او معتقد است تیم ملی با کروش آینده درخشانی خواهد داشت. آینده‌ای شاید شبیه آنچه با ولاسکوی آرژانتینی در تیم ملی والیبال کشورمان می‌بینیم. باید کاری کرد تا اتفاقات جام جهانی 2006 دوباره تکرار نشود. همان فضاحتی که علی دایی خالقش بود. حتی آن بازوبند کاپیتانی هم در دستانش سنگینی می‌کرد. فرهاد نمی‌خواهد دایی دوم باشد؛ نه نمی‌خواهد. با خودش کلنجار می‌رود. با دوستش تماس می‌گیرد. دوستی که تحولات زیادی در زندگی‌اش ایجاد کرده. دوستی که فرهاد را مرد دیگری کرده است: «می‌خواهم از تیم ملی خداحافظی کنم.» دوست لبخند می‌زند و می‌گوید: «تصمیم خوبی است. درنگ نکن اسطوره می‌شوی و اسطوره می‌مانی.» مسیری که آمده بود را دوباره تا خانه برمی‌گردد. قلم برمی‌دارد و شروع می‌کند به نوشتن: «من فرهاد مجیدی از تیم ملی رفتم تا فرصتی ایجاد شود برای جوان‌ها. خداحافظ
***
و این چنین فرهاد دوباره با تیم ملی، با رویاهایش، با افزایش تعداد بازی‌های ملی‌اش و با افزایش تعداد گل‌هایش وداع کرد اما داستان همچنان ادامه دارد. فرهاد می‌ماند تا شاید در استقلال افتخاری متفاوت را تجربه کند. این همان فرهاد است که امیر قلعه‌نویی لحظه‌ای باورش نداشت. این همان فرهاد است که امیر قلعه‌نویی نتوانست لحظه‌ای از او در جهت افزایش توان و قدرت تیمی‌اش بهره بگیرد. او حالا شاه مهره‌ای است در دستان پرویز مظلومی تا شاید به زودی خود را بر بام فوتبال آسیا هم ببیند. فرهاد با کوهی از انگیزه پیش می‌تازد. پسری که مجذوب سانترهای خلاقانه مجید نامجو در بازی ایرانالجزایر شد. مردی که محمد مایلی را در اوج سختگیری مجذوب خود کرد. از نسلی که با فوتبال گل کوچک خیابانی با آن تکنیک‌های ساختگی و فی‌البداهه دروازه‌های پیشرفت را به سوی خود گشود تا حتی هواداران ارتش سرخ هم از او به نیکی یاد کنند. این همان فرهاد ژنرال خیالی است که نه در حضیض بلکه در اوج کنار می‌رود.


تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 1:52 | نویسنده : هوادار آبی



* در این عکس جای مراغه چیان و سید عباسی و فتح آبادی خالیست

از چپ بالا ... سلطان علی جباری ، غلامحسین مظلومی محرم عاشری ، رضا عادلخانی ، جواد قراب ، منشی زاده (اولین گلزن داربی) ، نراقی ، روشن ، عباس مژدهی ، مجیدی ، فرد ملکیان ، ردیف دوم از چپ کارو حق وردیان ، پرویز سوبله چوبله ، مختاری فر ، بهتاش فریبا ، شاهرخ بیانی (بالا) ادموند اختر ، صادق ورمزیار و محمد تقوی ( پایین ) پیروز قربانی ردیف سوم چپ : سهراب بختیاری زاده محمود فکری اسماعیل شریفات ، فریدون زندی ، صمد مرفاوی ، امید روانخواه ، علی علیزاده ، عباس سرخاب و محمد نوازی ردیف آخر از چپ : میلاد میداودی ، مجتبی جباری ، مهدی هاشمی نسب ، غلامرضا عنایتی ، آرش برهانی ، امیر حسین صادقی ، علیرضا اکبرپور و علی سامره ( سریع ترین گلزن داربی )



تاريخ : چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 | 2:14 | نویسنده : هوادار آبی



تاريخ : چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 | 2:11 | نویسنده : هوادار آبی



تاريخ : سه شنبه هفدهم مرداد 1391 | 1:14 | نویسنده : هوادار آبی

كرمان - تیم فوتبال استقلال تهران در هفته چهارم لیگ برتر فوتبال باشگاه های ایران با تساوی بدون گل مقابل مس كرمان متوقف شد.


به گزارش ایرنا، این دیدار دوشنبه شب در ورزشگاه شهید باهنر شهر كرمان برگزار شد و دو تیم در پایان 90 دقیقه تلاش به تساوی بدون گل رضایت دادند تا تیم مس كرمان نخستین امتیاز خود را پس از 3 شكست پی در پی در دوازدهمین دوره لیگ برتر فوتبال باشگاه های ایران كسب كند.

قضاوت این مسابقه، برعهده احمد صالحی با كمك های رضا سخندان و محمدرضا ابوالفضلی بود.

تیم استقلال تهران با این تساوی 7 امتیازی شد و پس از تیم سایپا البرز در مكان هشتم جدول رده بندی لیگ برتر فوتبال باشگاه های ایران قرار گرفت و تیم مس كرمان با یك امتیاز در رده پانزدهم جای گرفت.



تاريخ : سه شنبه سوم مرداد 1391 | 16:59 | نویسنده : هوادار آبی

نکونام بازوبند کاپيتاني را به رحمتي داد


دروازه‌بان تيم فوتبال استقلال به عنوان کاپيتان اول اين تيم معرفي شد.


امير قلعه نويي در نشست خبري پيش از بازي با سايپا مهدي رحمتي را به عنوان کاپيتان استقلال اعلام کرد و گفت با درخواست نکونام اين کار صورت گرفته است. سرمربي آبي‌پوشان پيش از جواد نکونام را به عنوان کاپيتان اول استقلال معرفي کرده بود.



تاريخ : سه شنبه سوم مرداد 1391 | 16:33 | نویسنده : هوادار آبی
 







تاريخ : یکشنبه یکم مرداد 1391 | 15:43 | نویسنده : هوادار آبی
حضور فرهاد مجیدی در استقلال منتفی شد.
فرهاد مجیدی درباره مذاکراتش با فتح‌الله‌زاده و احتمال بازگشت به استقلال گفت: پس از این که فتح‌الله‌زاده با من تماس گرفت و گفت که استقلال به حضور من نیاز دارد‌ و بنا به درخواست قلعه نویی، وی با من تماس می‌گیرد، من هم قبول کردم که به تهران بیایم. هر چند که در آن موقع من در حال مذاکره با مدیران یکی از باشگاههای اماراتی بودم و به اصرار فتح‌الله‌زاده و به احترام هواداران آمدم.
مجیدی ادامه داد: حتی وقتی فتح‌الله‌زاده گفت مشکل مالی داریم، بحثی از پول نکردم و به پیشنهاد تیم اماراتی‌ جواب منفی دادم.
وی در ادامه بیان کرد: همه چیز برای امضای قرارداد من فراهم بود، اما وقتی بحث کاپیتانی پیش آمد فتح‌الله زاده به نقل از قلعه نویی گفت که کاپیتان تیم جواد نکونام است. من برای نکونام احترام زیادی قائل هستم و او کاپیتان تیم ملی است، اما فراموش نکنید که اینجا استقلال است و باشگاه چارچوب خاص خود را دارد.
کاپیتان اسبق تیم فوتبال استقلال گفت: وقتی آقایان این حرف خنده‌دار را زدند، به فتح‌الله‌زاده گفتم که این شرط را نمی‌پذیرم و قضاوت را بر عهده مردم می‌گذارم و برای استقلال آرزوی موفقیت می‌کنم./


تاريخ : یکشنبه یکم مرداد 1391 | 0:27 | نویسنده : هوادار آبی
فابیو جانواریو

هیچ بعید نیست که ترافیک ستارگان خط میانی استقلال، از بین مهاجمین این تیم قربانی بگیرد. اگر استقلال در این فصل با حداقل مهاجم بازی ها را دنبال کرد تعجب نکنید

سایت گل -  نکونام هم آبی پوش شد. حالا و با حضور جباری، بائو، توزی، جانواریو، زندی و حتی ساموئل و منتظری (که در بازی ابتدایی مقابل آلومینیوم هرمزگان به عنوان هافبک دفاعی مورد استفاده قرار گرفت.)


تورم هافبک
 استقلال تهران با نفرات سرشناسی که در میانه میدان دارد ما را به یاد استقلال سال های 1376 و 1377 می اندازد. جایی که آنها کلکسیونی از بهترین هافبک های میانی ایران را در اختیار داشتند. علی فتح الله زاده تازه کار منصوریان، سرژیک تیموریان، سیروس دین محمدی و بعدها داریوش یزدانی، ستار همدانی و محمود فکری را هم اضافه نمود تا استقلال زیر نظر ناصر حجازی بزرگ تیمی رویایی بسازد.
 در آن سال استقلال قهرمان لیگ آزادگان هم شد اما در دربی شکست خورد. شکستی که خیلی ها دلیلش را همین پر مهره بودن در میانه میدان و سردرگمی نحوه چیدن آنها در بازی بزرگ فصل می دانستند. حالا استقلال با خرید نکونام به وضعیت مشابه اواسط دهه 70 خود رسیده است. درست مثل زمانی که سرمربی فعلی آبی پوشان پایتخت در مقطعی دستیار ناصر حجازی بود.


 بدون شک تعداد مردان میانی آبی ها که تا به امروز هیچ کدامشان نیز پست دومی نداشته اند برای این فصل که احتمالاً قرار هم نیست جام حذفی داشته باشد بی نهایت بالاست. (جالب آنکه در سال 1376 نیز جام حذفی برگزار نگردیده بود.) آنچه که می توان حدس زد این است که استقلال در خط دفاعی با 4 مدافع بازی خواهد کرد و خبری از 2-5-3 نخواهد بود.

تغییرات اجتناب ناپذیر
 حنیف، صادقی و خسرو که جایگاه تقریباً ثابتی دارند اما شاید امیرخان مجبور باشد برای جلب نظر ستارگانش، به خصوص پژمان منتظری که از پیشنهاد خوب قطری ها گذشته و تازه هم به ترکیب اصلی تیم ملی دست یافته، همه آنها را در پست هایی نامتعارف به کار گیرد. مثلاً از بین صادقی و منتظری یکی را به دفاع چپ ببرد یا آنکه اگر قرار است منتظری را در پست هافبک دفاعی بازی بگیرد، نکونام را در میانه میدان با آزادی عمل بیشتری به میدان بفرستد.
در حالیکه این ستاره محوری می تواند برای نفراتی چون حمودی، میثم حسینی و منوچهری که پدیده های فصل گذشته بودند بسیار خطرناک باشد. به همین دلیل هیچ بعید نیست که ترافیک ستارگان خط میانی استقلال، از بین مهاجمین این تیم قربانی بگیرد. اگر استقلال در این فصل با حداقل مهاجم بازی ها را دنبال کرد تعجب نکنید. (با اینکه تیم های قلعه نویی معمولاً در خط حمله کم تعداد نیستند.) البته بیرون گذاشتن هریک از مهره های نام آشنای تیم پر طرفداری چون استقلال در خطوط سه گانه واقعاً سخت است اما ژنرال باید تدبیری برای تیم پر مهره اش داشته باشد که این همه ستاره را دور هم جمع نموده است.

جانواریو، این
 همه اینها در حالی است که از مربی با تجربه و اسم و رسم داری نظیر قلعه نویی انتظار میدان دادن به جوانان در وقت های مقتضی نیز می رود. استقلال اگر بخواهد همچنان که در بازی اول نشان داد، 2-4-4 بازی کند به دو مدافع کناری تخصصی نیاز دارد. پس حضور پژمان در خط دفاعی نمی تواند به این تیم کمکی در این راه کند و حتی اگر او را هافبک دفاعی بدانیم بیرون گذاشتن جباری و نکونام، بهترین بازیکنان میانی حال حاضر فوتبال کشورمان در ادامه فصل تقریباً غیر ممکن به نظر می رسد. اینگونه از بین نفراتی چون بائو، جانواریو و توزی (بازیکنانی که با نظر مستقیم قلعه نویی جذب شده اند و او به شدت بازیشان را قبول دارد.)
تنها یک نفر می تواند در ترکیب اصلی قرار گیرد که آن هم به احتمال زیاد جانواریو است که از محبوبیت بیشتری روی سکوها برخوردار است.

نکونام بدون تردید
 البته شانسی که آبی ها آورده اند این است که اولاً امیر قلعه نویی اداره تیم های پر ستاره را خوب بلد است و تجربه این کار را دارد، دوماً مبعلی نیامده از این تیم رفت، کیانوش رحمتی فعلاً نیست و زندی هم می تواند کمی متفاوت از رقبایش در خط هافبک بازی کند و سوم اینکه استقلالی ها چند هفته ای مهلت دارند تا بازیکنانی چون نکونام و جباری آماده می شوند در این چند بازی تا حدود زیادی میزان کارایی نفراتی چون بائو، ساموئل و توزی را در فصل جدید بسنجند
. حضور جواد نکونام در ترکیب ثابت استقلال 91 خیلی جای تردید ندارد.
 چرا که حتی پیش از پیوستن او به جمع استقلالی ها، مربی پر افتخار لیگ برتر با قاطعیت اعلام نمود بازوبند کاپیتانی آبی ها را به کاپیتان تیم ملی فوتبال کشورمان می سپرد.
ضمن آنکه هنوز خیلی زود است که انتظار داشته باشیم مربیان ما به علم سیستم 0-6-4 دست یافته باشند و استقلال با مهره های بزرگ میانی بخواهد در این فصل با نوین ترین سیستم فوتبال دنیا بازی کند. همچنین داشتن مهاجمان پر تعدادی چون منوچهری، میداوودی، اکبرپور، برهانی و شاید مجیدی اجرای این تاکتیک را برای مربی، بی نهایت سخت می کند. هرچند اگر علمش وجود داشت می شد در مقاطعی از فصل یا لااقل در لحظاتی از بازی هایی خاص بدان نیم نگاهی داشت.

در انتظار نتیجه
 با خرید نکو و احتمالاً فرهاد، فتح الله زاده می تواند سرش را بالا بگیرد که همچنان مرد اول نقل و انتقالات لیگ ایران است. او در این فصل می تواند به ترانسفر نفراتش در طول فصل هم مبادرت کند. کاری که بیش از اندازه به آن علاقمند است و سابقه اش را نیز دارد.
البته باید متذکر شویم الان دهه 90 شمسی است و نه 70! لجبازی مدیران سرخآبی پایتخت میلیاردها خرج روی دستشان گذاشته و باید منتظر ماند و دید نتیجه اش چه خواهد شد. با اضافه شدن نکونام پیش بینی شما برای ترکیب نفرات اصلی، جایگاه استقلال 91 و دربی های پیش رو چیست؟


  • قیمت لپ تاپ
  • تمپ بلاگ