وحید طالبلو (1)، امیرحسین صادقی (2)، مهدی امیرآبادی (3)، حنیف عمرانزاده (4)، بیژن کوشکی (5)، هادی شکوری (6)، فرهاد مجیدی (7)، مجتبی جباری (8)، آرش برهانی (9)، میلاد میداودی (10)، دوسانتوس (11)، مهدی سیدصالحی (12)، محسن یوسفی (13)، کیانوش رحمتی (14)، آندره لوئیز اولیویرا(16)، مهرشاد مؤمنی (18)، فیلیپ دسوزا (20)، محمد محمدی (22)، امید روانخواه (23)، مجتبی محبوبمجاز (25)، توحید غلامی (28)، جواد شیرزاد (31)، ایمان مبعلی (32) و پژمان منتظری (33)
۱۰ خطاى لعنتى در جام هاى جهانى
پايگاه اينترنتى گل در آستانه برگزارى مرحله نيمه نهايى مسابقات جام جهانى ۲۰۱۰ آفريقاى جنوبى، به بررسى ۱۰ خطاى هند منفور در طول تاريخ اين مسابقات پرداخته است. پايگاه اينترنتى گل بررسى خطاهاى هند در مسابقات مربوط به جام هاى جهانى فوتبال را از جام نوزدهم آغاز كرده و به ترتيب از جام جهانى ۲۰۱۰ به دوره هاى قبل به يادآورى خطاهاى هندى پرداخته است كه ياد و خاطره خوبى در اذهان عمومى از خود به جا نگذاشته اند.خطاى هند لوئيز فابيانو برزيلى در مسابقه اين تيم مقابل ساحل عاج در چهارچوب جام جهانى ۲۰۱۰ كه نه تنها يك بار بلكه ۲ بار توپ را با دستان خود كنترل كرد از جمله اين خطاها محسوب مى شود كه در نهايت نيز منجر به گل دوم تيم برزيل شد.نكته جالبى كه در اين خطا بيش از هرچيز به نظر آمد اين بود كه داور مسابقه پس از تاييد گل فابيانو، به بازيكن برزيل گفت كه متوجه خطاى هند او شده است.دومين خطاى هندى كه در اين گزارش از آن به عنوان يك خطاى هند بدنام ياد شده است به خطاى هند ديه گو مارادونا در بازى آرژانتين و اتحاد جماهير شوروى درجام ۱۹۹۰ ايتاليا باز مى گردد. اريك فردريكسون داور سوئدى اين ديدار به سبب ناديده گرفتن خطاى هند مارادونا احتمالا از ديد روس ها يكى از منفورترين داوران تاريخ فوتبال محسوب مى شود.مارادونا در اين ديدار كه از مرحله گروهى رقابت هاى جام جهانى ۱۹۹۰ برگزار مى شد، يك فرصت مسلم گلزنى تيم حريف را از درون دروازه درآورد و اين اقدام او نيز باعث شد تا از برترى تيم شوروى جلوگيرى كند.آرژانتين در اين مسابقه موفق شد با ۲ گل از سد روسيه بگذرد و به فينال برسد، حال آنكه مردان والرى لوبانوفسكى در همان مرحله اول مسابقات از دور رقابت ها خارج شدند.خطاى هند بعدى كه پايگاه اينترنتى گل از آن ياد كرده است به ماريو كمپس آرژانتينى و ديدار اين تيم مقابل لهستان در جام جهانى ۱۹۷۸ باز مى گردد.آرژانتينى ها كه در آن سال ميزبانى مسابقات را بر عهده داشتند مقابل لهستان به ميدان رفتند كه در اين ديدار مردان سزار منوتى در نيمه اول با ضربه سر ماريو كمپس از حريف خود پيشى گرفتند كه البته لهستانى ها هم با بازيكن بزرگ خود لاتو مى توانستند بازى را به تساوى بكشانند كه ماريو كمپس با يك حركت شيرجه اى سد راه ضربه مهاجم لهستانى شد و با دست خود يك موقعيت گل را از حريف گرفت. به دنبال حركت خطاى بازيكن آرژانتين داور يك ضربه پنالتى را به نفع لهستان اعلام كرد كه لهستانى ها نتوانستند از اين فرصت خود به خوبى استفاده كنند.در اين ديدار آرژانتين موفق شد تا با ۲ گل كمپس نتيجه بازى را ۲ بر صفر به سود خود رقم بزند.خطاى بعدى به خطاى دست تورستن فرينگس آلمانى مقابل آمريكا در جام جهانى ۲۰۰۲ مربوطمى شود.در اين ديدار كه آلمان با تك گل ميشائيل بالاك از حريف خود پيشى گرفته بود در نهايت مجبور شد تا با دست فرينگس توپ را از دروازه بيرون آورد و به دستان اوليور كان سنگربان خود بسپارد.خطاى بعدى هند مربوط به جو جوردن در بازى اسكاتلند و ولز از سرى مسابقات مقدماتى جام جهانى ۱۹۷۸ مربوط مى شود.خطاى بعدى هند نيز به جام جهانى ۲۰۱۰ آفريقاى جنوبى و به خطاى سوارز اروگوئه اى مقابل غنا از مرحله يك چهارم نهايى برمى گردد.در اين ديدار در دقيقه ۱۲۰ بازى سوارز به عمد توپ بازيكنان غنا را در آستانه ورود به دروازه درآورد و آنها را از رسيدن به يك گل حتمى و پيروزى بخش محروم كرد.هرچند كه داور بازى به علت اين خطا به سوارز كارت قرمز نشان داد و يك ضربه پنالتى براى تيم ملى غنا اعلام كرد، اما بداقبالى گيان آساموآ كافى بود تا اين ضربه پنالتى وارد دروازه نشود و غنا نتيجه بازى را پس از يكصد و بيست دقيقه تلاش در ضربات پنالتى به اروگوئه واگذار كند.گفتنى است به دنبال خطاى هند سوارز بود كه پايگاه اينترنتى گل به فكر معرفى ۱۰ خطاى هندى كه به بدى از آنها ياد مى شود، افتاد.خطاى هند بعدى مربوط به كارل هاينس اشنلينگر از آلمان غربى مقابل تيم اروگوئه در مسابقات ۱۹۶۶ مربوط مى شود.خطاى هند ديگر به خطاى هند سانتوز برزيلى مقابل تيم چكسلواكى در چهارچوب جام جهانى ۱۹۶۲ مربوط مى شود. در اين ديدار برزيل كه ۲ بر يك از حريف خود پيشى گرفته بود توسط يكى از بازيكنانش موسوم به دژالما سانتوز كه از بهترين مدافعان زمان خودش بود مرتكب خطاى هند شد كه البته اين خطا از ديد داور پوشيده ماند و در نهايت برزيل موفق شد اين بازى را با نتيجه ۳ بر يك به نفع خود به پايان رساند.خطاى هند ديگر كه خيلى هم در اذهان عمومى جهانيان جايگاه بدى را به خود اختصاص داده است مربوط به خطاى هند تيه رى آنرى فرانسوى مقابل تيم ايرلند در سال ۲۰۰۹ ميلادى مى شود. در اين بازى آنرى فرانسوى پس از اينكه بازى تيمش با ايرلند در وقت اضافه با نتيجه يك بر يك دنبال مى شد،توپ را با دست به همتيمى خود ويليام گالاس پاس داد و از آنجاييكه شرايط نور شب مانع ديد مناسب داور و كمك هاى او شده بود، گل به نام فرانسه به ثبت رسيد كه منجر به صعود فرانسه به رقابت هاى جام جهانى ۲۰۱۰ و بازماندن ايرلند از اين رقابت ها شد.خطاى بعدى مربوط به خطاى هند ديه گو مارادونا در بازى مقابل انگلستان در سال ۱۹۸۶ است كه منفورترين خطاى هند در تاريخ جام هاى جهانى و در مرحله يك چهارم نهايى نام گرفته است.
|
ظپطµظ„ |
ط¹ظ†ظˆط§ظ† ظ…ط³ط§ط¨ظ‚ط§طھ |
ظ…ظ‚ط§ظ… |
|
89_1388 |
ظ„غŒع¯ ط¨ط±طھط± |
ع†ظ‡ط§ط±ظ… |
|
88_1387 |
ظ„غŒع¯ ط¨ط±طھط± |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
87_1386 |
ط¬ط§ظ… طط°ظپغŒ |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
87_1386 |
ظ„غŒع¯ ط¨ط±طھط± |
ط³غŒط²ط¯ظ‡ظ… |
|
86_1385 |
ظ„غŒع¯ ط¨ط±طھط± |
ع†ظ‡ط§ط±ظ… |
|
85_1384 |
ظ„غŒع¯ ط¨ط±طھط± |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
84_1383 |
ظ„غŒع¯ ط¨ط±طھط± |
ط³ظˆظ… |
|
84_1383 |
ط¬ط§ظ… طط°ظپغŒ |
ظ†ط§غŒط¨ ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
83_1382 |
ظ„غŒع¯ ط¨ط±طھط± |
ظ†ط§غŒط¨ ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
82_1381 |
ظ„غŒع¯ ط¨ط±طھط± |
ظ‡ظپطھظ… |
|
81_1380 |
ظ„غŒع¯ ط¨ط±طھط± |
ظ†ط§غŒط¨ ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1381 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ ط¢ط³غŒط§ |
ط³ظˆظ… |
|
1380 |
ط¬ط§ظ… ط¯ط± ط¬ط§ظ… ط¢ط³غŒط§ |
ع†ظ‡ط§ط±ظ… |
|
80_1379 |
ظ„غŒع¯ ط¢ط²ط§ط¯ع¯ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1378 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ ط¢ط³غŒط§ |
ظ†ط§غŒط¨ ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1377 |
ط¬ط§ظ… طط°ظپغŒ |
ظ†ط§غŒط¨ ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1377 |
ظ„غŒع¯ ط¢ط²ط§ط¯ع¯ط§ظ† |
ظ†ط§غŒط¨ ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1376 |
ط¬ط§ظ… ظ¾ط±ع†ظ… طھط±ع©ظ…ظ†ط³طھط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1376 |
ظ„غŒع¯ ط¢ط²ط§ط¯ع¯ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1375 |
ط¬ط§ظ… ط¯ط± ط¬ط§ظ… ط¢ط³غŒط§ |
ع†ظ‡ط§ط±ظ… |
|
1374 |
ط¬ط§ظ… طط°ظپغŒ |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1373 |
ط¬ط§ظ… ط¨ط±طھط± ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1371 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ ط¢ط³غŒط§ |
ظ†ط§غŒط¨ ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1370 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1370 |
ط¬ط§ظ… ط§ط³طھظ‚ظ„ط§ظ„ ظ‚ط·ط± |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1370 |
ط¬ط§ظ… طط°ظپغŒ |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1369 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ ط¢ط³غŒط§ |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1369 |
ظ„غŒع¯ ع©ط´ظˆط±(ط¬ط§ظ… ظ‚ط¯ط³) |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1368 |
ط¬ط§ظ… ظ…غŒظ„ط² |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1364 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1362 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1360 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ط³ظˆظ… |
|
1357 |
ط¬ط§ظ… طط°ظپغŒ |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1357 |
ظ„غŒع¯ طھط®طھ ط¬ظ…ط´غŒط¯ |
ط³ظˆظ… |
|
1353 |
ظ„غŒع¯ طھط®طھ ط¬ظ…ط´غŒط¯ |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1352 |
ظ„غŒع¯ طھط®طھ ط¬ظ…ط´غŒط¯ |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1352 |
ط¬ط§ظ… ط§طھطط§ط¯ |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1351 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1351 |
ط¬ط§ظ… ط¯ظˆط³طھغŒ |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1350 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ ط¢ط³غŒط§ |
ط³ظˆظ… |
|
1350 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1349 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ ط¢ط³غŒط§ |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1349 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ ط§غŒط±ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1349 |
ط¬ط§ظ… ظ…غŒظ„ط² ظ‡ظ†ط¯ظˆط³طھط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1348 |
ط¬ط§ظ… ظ…غŒظ„ط² ظ‡ظ†ط¯ظˆط³طھط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1348 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1347 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1341 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1340 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1338 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1338 |
ط¬ط§ظ… طط°ظپغŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1335 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1329 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1328 |
ط¨ط§ط´ع¯ط§ظ‡ظ‡ط§غŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1326 |
ط¬ط§ظ… طط°ظپغŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
|
1325 |
ط¬ط§ظ… طط°ظپغŒ طھظ‡ط±ط§ظ† |
ظ†ط§غŒط¨ ظ‚ظ‡ط±ظ…ط§ظ† |
'
تاریخجه بازیهای استقلال در جام باشگاههای آسیا
سال 1970 (اولین حضور)
مرحله مقدماتی:
Taj Club Iran 3–0 Homenetmen Lebanon
Taj Club Iran 3–0 Selangor Malaysia
استقلال با کسب 6 امتیاز در گروه خود اول شد
مرحله نیمه نهایی:
Taj Club Iran 2–0 PSMS Medan Indonesia
مرحله فینال:
Taj Club Iran 2–1 Hapoel Tel Aviv Israel
رده بندی چهار تیم اول:
1. Taj Club Iran
2. Hapoel Tel Aviv Israel
3. Homenetmen Lebanon
4. PSMS Medan Indonesia
مرحله پایانی این دوره از مسابقات در تهران برگزار شد
*************************************************
*************************************************
سال 1971 (دومین حضور)
مرحله مقدماتی:
Taj Club Iran 2–1 ROK Army south Korea
Taj Club Iran 0–0 Al Arabi Kuwait
Taj Club Iran 3–0 Perak FA Malaysia
استقلال با کسب 5 امتیاز در گروه خود اول شد
مرحله نیمه نهایی:
Al Shourta Iraq 2–0 Taj Club Iran
مرحله ردهبندی:
Taj Club Iran 3–2 ROK Army south Korea
رده بندی چهار تیم اول:
1. Maccabi Tel Aviv Israel
2. Al Shourta Iraq
3. Taj Club Iran
4. ROK Army south Korea
مرحله پایانی این دوره از مسابقات در بانکوک تایلند برگزار شد
*************************************************
*************************************************
سال 91_1990 (سومین حضور)
مرحله مقدماتی:
Al-Saad Qatar 1–1 Esteghlal F.C Iran
Esteghlal F.C Iran 1–0 Al-Saad Qatar
مرحله یک چهارم نهایی:
Esteghlal F.C Iran 2–1 April 25 North Korea
Esteghlal F.C Iran 2–0 Bangkok Bank Thailand
Esteghlal F.C Iran 1–1 Mohammedan SC Bangladesh
مرحله نیمه نهایی:
Esteghlal F.C Iran 2–0 Pelita Jaya Jakarta Indonesia
مرحله فینال:
Esteghlal F.C Iran 2–1 Liaoning FC China
رده بندی چهار تیم اول:
1. Esteghlal F.C Iran
2. Liaoning FC China
3. April 25 North Korea
4. Pelita Jaya Jakarta Indonesia
مرحله پایانی این دوره از مسابقات در داکا بنگلادش برگزار شد
*************************************************
*************************************************
سال 92_1991 (چهارمین حضور)
مرحله مقدماتی:
Al-Tilal Yemen 0–0 Esteghlal F.C Iran
Esteghlal F.C Iran 5–0 Al-Tilal Yemen
مرحله یک چهارم نهایی:
Al Hilal Saudi Arabia 1–0 Esteghlal F.C Iran
Esteghlal F.C Iran 1–1 April 25 North Korea
مرحله نیمه نهایی:
Esteghlal F.C Iran 2–1 Al Rayyan Qatar
مرحله فینال:
Al-Hilal Saudi Arabia 1(4)–1(3) Esteghlal F.C Iran
رده بندی چهار تیم اول:
1. Al-Hilal Saudi Arabia
2. Esteghlal F.C Iran
3. Al Rayyan Qatar
4. Al Shabab UAE
مرحله پایانی این دوره از مسابقات در دوحه قطر برگزار شد
*************************************************
*************************************************
سال 99_1998 (پنجمین حضور)
مرحله مقدماتی:
در دور اول مسابقات استقلال با قرعه استراحت روبرو شد
Al-Quwa Al-Jawiya Iraq 1–1 Esteghlal FC Iran
Esteghlal FC Iran 2–0 Al-Quwa Al-Jawiya Iraq
مرحله یک چهارم نهایی:
Esteghlal FC Iran 2–1 Al-Hilal Saudi Arabia
Esteghlal FC Iran 1–0 Al-Ain UAE
Kopetdag Turkmenistan 1–0 Esteghlal FC Iran
این مرحله از مسابقات به میزبانی العین امارات برگزار شد
مرحله نیمه نهایی:
Esteghlal FC Iran 4–3 Dalian Wanda china
مرحله فینال:
Jْbilo Iwata Japan 2–1 Esteghlal FC Iran
رده بندی چهار تیم اول:
1. Jْbilo Iwata Japan
2. Esteghlal F.C Iran
3. Al-Ain UAE
4. Dalian Wanda china
مرحله پایانی این دوره از مسابقات در تهران برگزار شد
*************************************************
*************************************************
سال 02_2001 (ششمین حضور)
مرحله مقدماتی:
به علت کناره گیری تیم الحکمه لبنان استقلال به دور دوم مقدماتی راه یافت
Al-Ittihad Saudi Arabia 3–2 Esteghlal FC Iran
Esteghlal FC Iran 2–1 Al-Ittihad Saudi Arabia
مرحله یک چهارم نهایی:
Esteghlal FC Iran 5–3 Al-Wahda UAE
Esteghlal FC Iran 1–1 Nasaf Qarshi Uzbekistan
Esteghlal FC Iran 3–0 Al Kuwait Kaifan Kuwait
این مرحله از مسابقات به میزبانی الوحده امارات برگزار شد
مرحله نیمه نهایی:
Anyang LG Cheetahs FC south Korea 2–1 Esteghlal FC Iran
مرحله ردهبندی:
Esteghlal FC Iran 5–2 Nasaf Qarshi Uzbekistan
رده بندی چهار تیم اول:
1. Suwon Samsung Bluewings south Korea
2. Anyang LG Cheetahs FC south Korea
3. Esteghlal FC Iran
4. Nasaf Qarshi Uzbekistan
مرحله پایانی این دوره از مسابقات در تهران برگزار شد
*************************************************
*************************************************
سال 03_2002 (هفتمین حضور)
مرحله اول مقدماتی :
Esteghlal FC Iran 2–0 Al-feisal Jordan
Al-feisal Jordan 0–1 Esteghlal FC Iran
مرحله دوم مقدماتی :
Esteghlal FC Iran 1–0 Naftchi Uzbak
Naftchi Uzbak 2–1 Esteghlal FC Iran
مرحله یک هشتم نهایی :
Esteghlal FC Iran 2–1 Al-Sadd Qatar
Al-Hilal Saudi Arabia 3–2 Esteghlal FC Iran
Al-Ain UAE 3–1 Esteghlal FC Iran
استقلال در این مرحله از مسابقات حذف شد
این مرحله از مسابقات به میزبانی العین امارات برگزار شد
رده بندی دو تیم اول:
1. Al-Ain UAE
2. BEC Tero Sasana Thailand
*************************************************
*************************************************
سال 2009 (هشتمین حضور)
مرحله مقدماتی :
Ittihad Saudi Arabia 2–1 Esteghlal FC Iran
Esteghlal FC Iran 1–1 ALJazira UAE
umm salal Qatar 1–0 Esteghlal FC Iran
Esteghlal FC Iran 1–1 umm salal Qatar
Esteghlal FC Iran 1–1 Ittihad Saudi Arabia
ALJazira UAE 2–2 Esteghlal FC Iran
استقلال در گروه سوم مسابقات چهارم شد و از صعود به مرحله بعدی بازماند
رده بندی دو تیم اول:
1. Pohang Steelers South Korea
2. Ittihad Saudi Arabia
*************************************************
*************************************************
*************************************************
*************************************************
سال 2010 (نهمین حضور)
مرحله مقدماتی :
Al-ahli Saudi Arabia 1–2 Esteghlal FC Iran
Esteghlal FC Iran ?–? AlJazira UAE
Esteghlal FC Iran 3–0 AlGarrafa Qatar
AlGarrafa Qatar 1–1 Esteghlal FC Iran
Esteghlal FC Iran 2–1 Al-ahli Saudi Arabia
AlJazira UAE 2–1 Esteghlal FC Iran
مرحله یک هشتم نهایی :
Al-shabab Saudi Arabia 3–2 Esteghlal FC Iran
استقلال در مرحله یک هشتم نهایی با شکست در برابر الشباب از صعود به مرحله بعدی باز ماند
رده بندی دو تیم اول:
*************************************************
*************************************************
استقلال در مسابقات قهرمانی باشگاههای آسیا 56 بازی انجام داده است
که حاصل این بازیها برابر است با :
28 برد ---- 13 باخت ---- 15 مساوی
95 گلزده ---- 59 گل خورده
استقلال در این مسابقات به دو عنوان قهرمانی و دو عتوان نایب قهرمانی دست یافته است
استقلال دو بار نیز به مقام سومی نایل آمده است
نکته جالب حذف استقلال از این مسابقات در سال 2006 به علت عدم ارسال به موقع مدارک میباشد
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||
|
هندبال لوئیس سوآرز(گرفتن توپ با دست در خط دروازه) که مانع صعود غنا به مرحله یک چهارم نهایی رقابتهای جامجهانی 2010 شد در جمع صحنههای شرمآور تاریخ جامهای جهانی ثبت شد. در ادامه 10 صحنه شرمآور تاریخ جامهای را بررسی میکنیم.
1. گل با دست دیهگو مارادونا: آرژانتین - انگلیس؛ یکچهارم نهایی جامجهانی 1986
در نیمهنهایی جامجهانی مارادونا و پیتر شیلتون دروازهبان سه شیرها هر دو در محوطه جریمه انگلیس برای ضربه زدن به توپ به هوا بلند شدند که مارادونا توپ را با دست با زیرکی هر چه تمامتر وارد دروازه کرد. او هرگز از این حرکت خود ابراز پشیمانی نکرد و آن را دست خدا نامید.
2. گل با دست تییریآنری: فرانسه - ایرلند؛ مقدماتی جامجهانی 2010
در لحظات پایانی وقت اضافه، ایرلند با توجه به قانون گلزده در خانه حریف در آستانه صعود به جامجهانی 2010 آفریقایجنوبی قرار دارد. تییریآنری در محوطه جریمه دو بار از دستش برای مهار توپ استفاده میکند توپ را برای ویلیام گالاس به دهانه دروازه میفرستد تا ضربه سر گالاس گل پیروزی بخش را برای خروسها به ارمغان بیاورد.
3. حرکت غیرورزشی هارالد شوماخر: آلمان غربی - فرانسه؛ نیمهنهایی جامجهانی 1982
وقتی پاتریک باتیستون با شوماخر، دروازهبان آلمان غربی تک به تک شد، سنگربان ژرمنها با آرنج ضربهای را به صورت باتیستون وارد کرد به طوری که بازیکن فرانسوی بلافاصله بیهوش نقش زمین شد. شوماخر برای این حرکت خشن کارتی از داور مسابقه دریافت نکرد و حتی خطایی هم به نفع فرانسویها اعلام نشد. باتیستون چند دندانش شکسته شد و از ناحیه سر نیز دچار جراحاتی شد. بازی در پایان وقت اضافه با تساوی 3-3 به اتمام رسید و آلمان غربی در ضربات پنالتی با نتیجه 5 بر 4 به پیروزی رسید.
4. ضربه سر زین الدین زیدان: فرانسه - ایتالیا؛ فینال جامجهانی 2006
مارکو ماتراتزی مدافع تیمملی ایتالیا درگیری لفظی با زیدان کاپیتان و بازیساز فرانسویها پیدا کرد و زیدان هم در جواب او با سر ضربه سنگینی را به سینه ماتراتزی وارد کرد. زیدان به دلیل این حرکت از زمین بازی اخراج شد، این حرکت در بازی خداحافظی زیدان اتفاق افتاد و پایانی تلخ برای فوتبال یکی از بهترین بازیکنان تاریخ بود. بعد از تساوی یک-یک دو تیم در وقتهای معمول و اضافه ایتالیا در نهایت با نتیجه 5 بر 3 در ضربات پنالتی فرانسه را مغلوب کرد.
5. گل به خودی آندرس اسکوبار: آمریکا - کلمبیا؛ مرحله گروهی جامجهانی 1994
اسکوبار مدافع تیم ملی کلمبیا روی یک حرکت ناخواسته توپ را وارد دروازه خودی کرد و نقش زیادی در شکست 2 بر یک کلمبیا مقابل آمریکا و حذف از رقابتهای جامجهانی داشت. وقتی اسکوبار به کلمبیا بازگشت توسط فردی که روی شرطبندی مبلغ هنگفتی را به دلیل شکست کلمبیا باخته بود با به ضرب 12 گلوله کشته شد.
6. تمارض ریوالدو: برزیل - ترکیه؛ مرحله گروهی جامجهانی 2002
باعث تأسف است که ریوالدو ستاره فوتبال برزیل اینگونه داور را فریب دهد. هاکان اونسال بازیکن تیم ملی ترکیه توپ را به ریوالدو که قصد داشت ضربه کرنر را روی دروازه حریف ارسال پاس داد، ضربه اونسال کمی شدت داشت و به زانوی ریوالدو برخورد کرد اما این بازیکن برزیلی صورتش را گرفت و خود را روی زمین انداخت. ریوالدو آنقدر روی زمین غلط خورد و تمارض کرد تا داور مسابقه را قانع کرد اونسال را از زمین اخراج کند. برزیل در نهایت این بازی را با پیروزی 2 بر یک پشتسر گذاشت.
7. اعتراض کویتیها: فرانسه - کویت؛ مرحله گروهی جامجهانی 1982
فرانسه گلی را به ثمر رساند، این در حالی بود که بازیکن کویت معترض بودند که سوت یکی از تماشاگران را با سوت داور اشتباه گرفتهاند. شیخالصباح مدیر فنی تیم ملی کویت تیمش را به دلیل این گل از زمین بازی بیرون کشید تا بالاخره داور مسابقه این گل را مردود اعلام کرد. در نهایت بازی با پیروزی 4 بر یک فرانسه به پایان رسید و این گل مردود تأثیر در نتیجه بازی نداشت.
8. رسوایی دوپینگ مارادونا: آرژانتین - یونان؛ مرحله گروهی جامجهانی 1994
مارادونا که بعد از به ثمر رساندن گل مقابل یونان به طرز عجیبی خوشحالیاش را ابراز کرد و مقابل دوربینهای تلویزیونی فریاد زد در پایان بازی به طور تصادفی مورد آزمایش دوپینگ قرار گرفت که در پایان مشخص شد او 5 نوع ماده ممنوعه را قبل از بازی استفاده کرده است. مارادونا بعد از این بازی از رقابتهای جامجهانی اخراج شد.
9. بهترین نتیجه برای هر دو تیم: آلمان غربی - اتریش؛ مرحله گروهی جامجهانی 1982
هر دو تیم به خوبی میدانستند که اگر آلمان غربی بازی را ببرد هر دو تیم به مرحله بعدی رقابتها خواهند رسیدو الجزایر از دور رقابتها حذف خواهد شد. هورست روبش گل آلمان غربی را به ثمر رساند. بعد از این گل دو تیم بازی را اداره کردند تا نتیجه بازی تغییر نکند. به این ترتیب دو تیم اتریش و آلمان غربی صعود کردند و نماینده آفریقا حذف شد.
10. لجبازی آنتونیو راتین: انگلیس - آرژانتین؛ یک چهارم نهایی جامجهانی 1966
کاپیتان تیمملی آرژانتین بعد از اینکه با کارت قرمز داور مواجه شد زمین بازی را ترک نکرد. 8 دقیقه بعد وقتی تمام بازیکنان قصد داشتند به همراه او زمین را ترک کنند در نهایت راتین تصمیم گرفت به سمت رختکن برود. انگلیس در پایان این بازی را با تکگل جف هورست با پیروزی پشتسر گذاشت.
هم او كه هیچ وقت رو بازی نكرد!
1- جلسه دو ساعته منصور پورحیدری، جواد زرینچه و امیر قلعه نویی ساعت 7 عصر به پایان رسید. پورحیدری و قلعه نویی راهی منزل شدند و زرینچه به ساختمان صداوسیما در خیابان ولی عصر رفت. لحظاتی تا آغاز برنامه 90 باقی بود. عادل فردوسی پور پرسید؛ «چی شد جواد جان؟»، «تموم شد، فردا تو کنفرانس مطبوعاتی اعلام می شه. من و امیر بازوهای چپ و راست منصورخان می شیم، منصورخان هم سرمربی. امروز تا ساعت 7 جلسه داشتیم و برنامه دوساله دادیم.»
2- کنفرانس مطبوعاتی آغاز شد. پورحیدری، قلعه نویی، زرینچه و نصرالله عبداللهی پشت میز در کنار قریب نشستند. لحظه معرفی سرمربی جدید تیم استقلال رسید. پورحیدری تکانی به خودش داد، کمر راست کرد و عینک را از روی چشم برداشت. قریب اما شوک عجیبی به او وارد کرد؛ «سرمربی جدید، آقای امیرقلعه نویی هستن که...» رنگ رخسار سه نفر دیگر تغییر کرد اما فرقی هم نداشت؛ «آقایان پورحیدری، زرینچه و عبداللهی به عنوان مشاوران فنی باشگاه فعالیت خواهند کرد...»
3- آنها اشتباه کردند. پورحیدری به منزل رفت تا شب ناآرامی را پشت سر بگذارد. زرینچه به برنامه 90 رفت تا با خوش خیالی اش شب را سپری کند اما امیر قلعه نویی لحظات پرکاری را پشت سر گذاشت. کسی نمی داند در جریان مکالمات تلفنی ساعت 11 شب چه اتفاقی رخ داد و جلسه نیمه شب دوشنبه و ساعت بامدادی سه شنبه چگونه سپری شد اما نتیجه اش کاملاً مشخص بود، امیر قلعه نویی در یک برنامه ریزی چند ساله به صندلی سرمربیگری استقلال رسید و بر آن تکیه زد.
طناب شاهین برای صعود
پسر دوم خانواده یی در خانی آباد اردشیر بود؛ 1342. برایش شناسنامه گرفتند؛ «اردشیر قلعه نویی، فرزند محمد، تاریخ تولد؛ 1342، ش ش 4431» خانواده یی پرجمعیت یعنی 7 خواهر و برادر به علاوه پدر و مادر، جمعاً 9 نفر.پدرش یک «ولوو» داشت و با آن کار می کرد و خرج زندگی خانواده پرجمعیت اش را تامین می کرد اما روزهای تقریباً عادی خیلی دوام پیدا نکرد. اردشیر 7 ساله بود که خبر دادند پدرش فوت کرده.
از سیزده سالگی شروع کرد به کارکردن. روزی 50 تومان حقوق می گرفت. در کنارش فوتبال را نباید فراموش کرد.
اردشیر لارودی و ابوطالب اولین کسانی بودند که او را برای تیم های پایه یی راه آهن انتخاب کردند و بعد ناصر ابراهیمی، نخ را گرفت و او را به تیم بزرگسالان راه آهن برد. او در سال 1360 به تیم ملی جوانان دعوت شد که نمایش قابل قبولی هم از خود ارائه کرد اما چند ماه بعد، قسمت یک طور دیگر به حمایت از او برآمد. ناصر ابراهیمی در اسفند 1360 از راه آهن به شاهین رفت. ابراهیمی از میان تمام بازیکنان نخبه یی که در راه آهن داشت تنها امیر قلعه نویی را به شاهین برد. شاهین ملی پوشان زیادی در آن روزها داشت، نادر فریادشیران، دینورزاده، نصرالله عبداللهی، صادقی، حمید مجدتیموری و علی حیدری از این جمع بودند.
سال اول و دوم فعالیت ابراهیمی در شاهین پرتنش بود. او سال 63 شاهین را رها کرد و رفت و جای خود را برای مدت کوتاهی به محراب شاهرخی سپرد. او نیز بعد از چند ماه جای خود را به نصرالله عبداللهی داد. در این سال ها شاهین جوان شده بود. پس از خداحافظی صادقی و رفتن دینورزاده، اردشیر 22 ساله به عنوان کاپیتان تیم انتخاب شد.او اواسط لیگ سال 66 پس از پیروزی2 بر صفر برابر پرسپولیس، شاهین را ترک کرد و به السد قطر رفت.
حرکت به سمت استقلال
زمستان 1367 او به تهران بازگشت و این بار آدرس باشگاه استقلال در دستش بود. پای میز قرارداد نشست و با رقمی حدود 150 هزار تومان پیراهن آبی را بر تن کرد. اولین بازی اردشیر به عنوان بازیکن استقلال در تاریخ 19/12/1367 مقابل پرسپولیس رقم خورد. این بازی که در مرحله یک چهارم نهایی جام حذفی برگزار می شد به پنالتی کشیده شد و امیر پنالتی اش را از دست داد. در تیم آن روز استقلال به جز قلعه نویی، یکه، اردستانی و شکورزاده دیگر نفراتی بودند که سابقه بازی در شاهین را داشتند. اما این بازیکن خلاق تا پایان دوره بازیگری اش تنها 19 بازی ملی را در کارنامه ثبت کرد که اتفاقاً 18 بازی آن در سن 30 سالگی به بعد رخ داد. امیر اولین بار توسط ناصر ابراهیمی در سال 1364 به تیم ملی «ب» دعوت شد.
او در اردیبهشت ماه سال 1365 همراه تیم ملی به چین سفر کرد و اولین بار پیراهن تیم ملی الف را بر تن کرد اما تا سال 1372 هیچ گاه مجدداً به تیم ملی فراخوانده نشد یعنی 21/6/1372 دیدار ایران - بوسنی هرزگوین که با سرمربیگری علی پروین انجام شد. در کارنامه قلعه نویی تنها یک گل زده آن هم به کویت دیده می شود.
در سالار دره چه گذشت
او در سال 1368 دچار مصدومیت شدیدی شد. قلعه نویی دو مرتبه مصدومیت جدی را تجربه کرد که یک بار آن در سال 1373 بود؛ «اولین باری که او را دیدم سال 1368 بود. نازی آباد، کوچه اشرف، پلاک 3، یک خانه 40-30 متری. زانوی امیر ایراد داشت و من به منزلشان رفتم تا حالش را بپرسم.» کاظم اولیایی آن روزها به عنوان مدیر ورزشی باشگاه منصوب شده بود. اواخر سال 1369 و اوایل 1370، استقلال خود را آماده حضور در رقابت های جام باشگاه های آسیا می کرد؛ «قرار بود برای بازی ها برویم بنگلادش، تصمیم گرفتیم پیش از سفر اردویی در یکی از نقاط ایران برگزار کنیم که به لحاظ شرایط آب و هوایی نزدیک به بنگلادش باشد.» به این ترتیب سالاردره مازندران برای برپایی اردو انتخاب شد. اردوی 20 روزه استقلالی ها در سالاردره بدون حاشیه نبود و اتفاقاً، امیرقلعه نویی در بطن وقایع اردو قرار داشت. صادق ورمزیار آن روزها را چنین به یاد می آورد؛ «شاهرخ مجدداً از پرسپولیس به استقلال بازگشته بود. او قاعدتاً کاپیتان تیم می شد اما چنگیز و قلعه نویی معتقد بودند او تعصب استقلالی ندارد و نباید کاپیتان شود.» دسته بندی آغاز شد. قلعه نویی با چنگیز ارتباط بیشتری داشت. این دو در همان موقع شرکت واردات و صادراتی را با مشارکت همدیگر تاسیس کرده بودند؛ «بله، محل شرکت شان هم در خیابان طالقانی بود.» این شراکت یک سال هم دوام نیاورد ولی در دوره اردویی سالاردره موجب تشکیل یک گروه برای گرفتن بازوبند کاپیتانی شد؛ «وقتی شاهرخ حضور داشت به دلیل هم پست بودن، جای امیر تنگ می شد و او را در سایه قرار می داد. البته ما یکی دو روز بعد، از درگیری بین شاهرخ بیانی و امیر قلعه نویی مطلع شدیم.» کاظم اولیایی نیز درگیری های سالاردره را تایید می کند؛ «در آن اردو نفرات اضافی داشتیم که باید حذف می شدند. 4 ، 5 نفر روی لبه تیغ بودند به همین دلیل دسته بندی شد. یادم می آید یک شب تا ساعت 2 بعد از نیمه شب جلسه داشتیم که اگر اقدام به موقع پورحیدری نبود، تیم از هم پاشیده می شد.»
نقش سونای زعفرانیه در پیشرفت امیر
این مورد آخرین باری نبود که امیر قلعه نویی تیم را به چند دستگی کشید. سال 1372، پس از رفتن نسل قدیم استقلال، نوبت به همدوره یی های ژنرال جدید استقلال رسید که میان خود کاپیتانی را تقسیم کنند؛ «بعد از قهرمانی در جام باشگاه های آسیا، امیر به ایجاد موقعیت برای خودش اقدام کرد. او روابط عمومی خوبی داشت و روحیه نفر اول بودنش در رسیدن به بازوبند کاپیتانی بی تاثیر نبود.»
مدیر استقلال رسیدن با بازوبند را ماحصل یک فعالیت با برنامه ریزی عنوان کرد. اما صادق ورمزیار سابقه بیشتری از امیر در استقلال داشت. او از 12 سالگی و در تیم های پایه یی عضو تیم استقلال بود. رفع این مانع برای امیر کار چندان سختی به نظر نمی رسید؛ «او فکر همه جا را کرده بود. می دانست می تواند به راحتی من را از سر راه بردارد. طرح دوستی با من ریخت و با هم خیلی نزدیک شدیم. سال 72 بود. بازوبند کاپیتانی به من رسید اما من جلوی همه آن را به قلعه نویی دادم. دیدم او بزرگتر از من است و در فضای دوستی، درست نیست من بازوبند را ببندم.» در همین دوران یکی از بزرگترین اتفاقات زندگی امیر قلعه نویی به وقوع پیوست. محمدجواد ایروانی، رئیس هیات مدیره باشگاه و قائم مقام وزارت کشاورزی، راه ورود قلعه نویی به نزدیکی اش را باز گذاشت. به اعتقاد برخی از مطلعان، آشنایی و قرابت قلعه نویی با ایروانی در سونای مشهوری در خیابان زعفرانیه اتفاق افتاد؛ «رفاقت ها نقش داشت. سونایی بود که اتفاقاً کاپ قهرمانی ما در جام باشگاه های آسیا در آنجا نگهداری می شد. هنوز هم آن کاپ آنجاست. این سونای مشهور محل دیدارهای کاپیتان تیم با رئیس هیات مدیره بود.» عده یی معتقدند قلعه نویی اخبار تیم را در دیدارهایش با ایروانی در سونا به اطلاع او می رساند.
تلاش برای برکناری پورحیدری
بدبینی منصور پورحیدری به کاپیتانش هر روز بیشتر می شد، اگرچه او سعی داشت این مساله پنهان بماند. دومین مصدومیت شدید قلعه نویی باعث خانه نشینی و به تبع آن افت او شده تا زمینه برای خداحافظی یا کنار گذاشتن کاپیتان تیم استقلال آماده شد؛ «مصدومیت شدید باعث شد امیر زودتر از دیگر فوتبالیست ها عمر فوتبالش به سر آید. سال 137۵ پورحیدری تصمیم گرفت در دیداری که برابر پرسپولیس داشتیم از او در ترکیب اصلی استفاده نکند، او بلافاصله از موضوع مطلع شد و به من و رئیس هیات مدیره (آقای ایروانی) مراجعه کرد ولی پورحیدری زیر بار نرفت.» پرویز مظلومی دستیار پورحیدری در آن روزها شرح اتفاق را اینگونه تکمیل کرد؛ «آن بازی را یک بر صفر باختیم. امیر نیمه دوم به زمین فرستاده شد ولی به طور مشخص در خدمت تیم نبود و به اصطلاح داخل زمین راه می رفت. این مساله به خاطر درگیری دوباره قلعه نویی و شاهرخ بیانی هم بود. او حتی با پورحیدری پرخاشگرانه برخورد کرد.» استقلال بازی های آسیایی را پیش رو داشت. تیم پیر استقلال که در لیگ هم نتایج خوبی نگرفته بود به مرحله نهایی جام برندگان باشگاه های آسیا صعود کرده بود؛ «منصور می گفت تیم برای مسابقات لیگ پیر است. برای فصل آینده باید جوانگرایی کنیم ولی فعلاً به این نفرات احتیاج داریم.» اولیایی اگرچه در برابر این ابهام که قلعه نویی با صحبت هایش با ایروانی و اعضای هیات مدیره، رفتن پورحیدری را تسریع بخشید، سکوت می کند اما پیرامون گفت وگوهایش با هیات مدیره می گوید؛ «به هیات مدیره گفتم منصور بماند. آنها نپذیرفتند. من گفتم استعفا می دهم تا مدیر دیگری او را تغییر دهد.» پرویز مظلومی هم برگ دیگری را به یاد می آورد؛ «ما در جریان کامل اتفاقات بودیم. می دانستیم جلسات هیات مدیره تشکیل می شود ولی فرصت خواستیم که اگر در جام برندگان باشگاه های آسیا نتیجه نگرفتیم برویم. در این میان ما برای انجام یک بازی با پیام مشهد باید به مشهد می رفتیم. آن زمان اغلب سفرهای تیم با اتوبوس انجام می شد ولی امیر بدون اطلاع ما با هواپیما به مشهد رفت. باز هم در آن بازی منصور تصمیم گرفت امیر را از نیمه دوم به ترکیب اضافه کند که البته باز هم در نیمه دوم امیر فقط در میانه زمین راه رفت. پس از پایان بازی باز هم او تیم را همراهی نکرد و با هواپیما به تهران بازگشت. او و ادموند اختر که توسط منصور کنار گذاشته شده بودند کار را تمام کردند.» در چنین روزهایی قلعه نویی تلاش خود را برای تغییر سرمربی به حداکثر رساند. او برای جلب همکاری به همبازیانش رو آورد که اتفاقاً یکی از آنها صادق ورمزیار بود؛ «یک روز پیشنهاد داد که اگر بیایی و با من هماهنگ بشوی ما منصورخان را برمی داریم و دو نفری تیم را اداره می کنیم. ولی من گفتم که منصورخان مثل پدرم می ماند. 12 ،13 ساله بودم که زیر بال و پرم را گرفت. خب او رفت و من هم به خاطر رفاقت این مساله را با کسی در میان نگذاشتم.»
در اولین تمرین پس از بازی پیام- استقلال، بازیکنان متوجه اتفاقاتی شدند ولی در پایان زمان تمرین بود که مظلومی و پورحیدری در جریان قرار گرفتند؛ «در حین تمرین دیدیم بین بچه ها پچ پچ می شود. ما خبر نداشتیم که باشگاه منصورخان را تغییر داده. او پس از پایان تمرین به من گفت که به بچه ها بگو فردا تمرین ریکاوری داریم. اولیایی به من نزدیک شد و گفت آقای مظلومی بگذارید فردا استراحت کنند بعد تصمیم بگیریم. این گونه شد که ما هم متوجه تغییرات شدیم.» به این ترتیب منصور پورحیدری برکنار شد و جای خود را به ناصر حجازی داد اما مساله یی که در هاله یی از ابهام باقی مانده است این است که طوماری که گفته می شود با تلاش قلعه نویی در جهت مخالفت با پورحیدری امضا شد، صحت دارد یا خیر،
سفر به آلمان
آمدن ناصر حجازی هم در بهبود موقعیت قلعه نویی تاثیری نداشت و او بلافاصله باب مخالفت با ناصر حجازی را گشود که تا برکناری حجازی ادامه داشت. قلعه نویی که دیگر، بازنشستگی را پذیرفته بود در پی چاره یی برای رسیدن به صندلی مربیگری استقلال برآمد؛ «20 روز تمام از 8 صبح تا 6 بعدازظهر در دفتر من می نشست و مدام تکرار می کرد که من به حقم در استقلال نرسیدم.» و این آغاز رفاقت نزدیک ابراهیم طالبی و امیر قلعه نویی بود. همین رفاقت بود که به حضور قلعه نویی بر سر تمرینات تیم بایرلورکوزن منتهی شد؛ «روزی که رودی فولر به ایران آمد امیر از من خواست که مدتی به لورکوزن برود و بر سر تمرینات بایر حاضر شود.برایش ویزا گرفتم و او را به آنجا فرستادم. مدتی گذشت و او گفت که دلش برای همسر و فرزندش تنگ شده. من هم برای آنها ویزا گرفتم. وقتی دوره حضور او تمام شد به من گفت می توانی به آقای کریستف دام بگویی یک کاغذ بنویسد که من در این مدت سر تمرینات بایر لورکوزن بوده ام؟ من با جلب نظر «دام»، نامه یی را نوشته و دادم تایپ شد و دام آن را امضا کرد. اینکه می گویند من در کلاس مربیگری بایرلورکوزن شرکت کرده ام صحت ندارد چون باشگاه ها کلاسی برای تدریس مربیگری ندارند.» در این زمان قلعه نویی توسط یکی از دوستانش در پرتیراژترین روزنامه کشور با کرباسچی- شهردار وقت تهران- آشنا شد و به این ترتیب او مدتی به عنوان مشاور شهردار یکی از مناطق تهران مشغول به فعالیت بود. این جمله معروف را بسیاری از قلعه نویی شنیده اند که «من از کرباسچی یاد گرفتم با آدم های بزرگ کار کنم.» با بازگشت قلعه نویی از آلمان فتح الله زاده به او پیشنهاد مدیریت تیم های پایه یی استقلال را داد؛ «جواب داد که نه، می خواهم از بزرگسالان شروع کنم.» به همین دلیل مدیرعامل جدید باشگاه حکم «مشاور مدیرعامل» را به نام او امضا کرد.
کودتای سیاه
از امیر قلعه نویی خبر چندانی طی این سال ها در مطبوعات ورزشی منتشر نمی شد تا زمانی که بحث برکناری ناصر حجازی به میان آمد. هرچند برکناری ناصر حجازی به تحریک عده یی از درون باشگاه و با جوسازی از روی سکوهای تماشاگران در استادیوم آزادی صورت گرفت اما نمی توان ردی از امیر قلعه نویی در این جریانات یافت. ناصر حجازی برکنار شد و جای خود را دوباره به منصور پورحیدری داد. ابراهیم طالبی نقل قول جالبی از پورحیدری دارد؛ «یک روز از پورحیدری پرسیدم چرا شما از امیر استفاده نمی کنید؟ او جواب داد که هر کسی با امیر کار می کند باید دو پاسبان بگیرد که وقتی برمی گردد پشت سرش کودتا نشده باشد.» در طول این مدت امیر قلعه نویی مربیگری در تیم های برق تهران و کشاورز را تجربه کرد ولی هیچ کدام تجربه چندان خوشایندی برای او به حساب نیامدند. با این حال پس از مدتی، زمان رفتن مجدد پورحیدری از استقلال فرا رسید. فردی که آغاز و پایان دوره بازی قلعه نویی در استقلال در زمان سرمربیگری او اتفاق افتاد. استقلال در اولین دوره برگزاری لیگ برتر در نزدیک ترین حالت ممکن برای رسیدن به جام قهرمانی قرار داشت. استقلال در آخرین دیدار باید در انزلی به مصاف ملوان می رفت که حتی یک تساوی هم حکم قهرمانی را به نام استقلال امضا می کرد. پرویز مظلومی دستیار پورحیدری در آن بازی بود؛ «دو روز پیش از اینکه برویم انزلی در پیست داودیه تمرین می کردیم. «پ» بازیکن بزرگی بود که پس از بازگشت از آلمان به صلاحدید پورحیدری روی نیمکت نشسته و این موضوع او را به شدت ناراحت کرده بود. روز تمرین ولی الله صالح نیا- بدنساز تیم- به من گفت که فلان بازیکن گفته داغ قهرمانی را به دل اینها می گذاریم. من به پورحیدری مساله را منتقل و تاکید کردم که شرایط عادی به نظر نمی رسد ولی منصور همیشه آدم خوش بینی بود و این حرف را نشنیده گرفت. وقتی بازی شروع شد فهمیدم که شرایط مناسب نیست ولی دیگر کاری نمی شد کرد.» استقلال داغ قهرمانی را بر دل پورحیدری گذاشت و نیمه شب همان دیدار و بامداد فردای آن روز جلسه فوق العاده یی در باشگاه استقلال تشکیل شد.
دعوت به خانه ای در ستارخان
با رفتن منصور پورحیدری، علی فتح الله زاده برای بار دوم ابراهیم طالبی را فراخواند- او یک بار پس از رفتن حجازی با زرینچه، مربیان تیم شدند- و مربیگری استقلال را به او سپرد؛ «فتح الله زاده گفت که یکی از این چهار نفر را بیاور. چنگیز، بیژن طاهری، جواد زرینچه و امیر قلعه نویی، چهار نفری بودند که مدیرعامل باشگاه به من پیشنهاد داد. هرچند بسیاری من را از این کار منع کردند ولی امیر انتخاب من به عنوان همکار بود. او پس از پیشنهاد من گفت که می خواهم همیشه با هم کار کنیم.» پیش از دیدار نیمه نهایی جام حذفی استقلال برابر فجر سپاسی شیراز اتفاق جالبی در جریان یکی از تمرینات استقلال رخ داد؛ دیدم امیر به همراه پاشازاده بر سر تمرین حاضر شد. من به آن موضوع توجه خاصی نشان ندادم. اما شب پیش از بازی من، امیر و چراغپور در حال چیدن ترکیب بودیم که امیر خواست پاشازاده جای خرمگاه در ترکیب قرار بگیرد. از او پرسیدم چرا؟ معمولاً به ترکیب تیم برنده دست نمی زنند و این خواست او برایم سوال بود. او تنها پاسخ داد که فقط به خاطر من.» اما پس از قهرمانی، تداوم حضور برای قلعه نویی از هر چیز دیگری بااهمیت تر به نظر می رسید، کمااینکه او تلاش های بسیاری برای حفظ موقعیت به دست آمده داشت. «بعد از قهرمانی زنگ زد و گفت به آدرسی که داد بروم. آدرس متعلق به خانه یی در ستارخان بود. سرظهر رسیدم آنجا، ساعت یک بعدازظهر بود. یادم می آید برای ناهار پیتزا سفارش داده بودند. در آن جلسه آقایان ل.، ک.، ق.، هـ و چند نفر دیگر(بزرگان مطبوعات ورزشی) حضور داشتند. صحبتشان را اینگونه آغاز کردند که اگر ما بخواهیم، یک نفر مربی تیم ملی می شود و اگر نخواهیم، نمی شود. ما تشکیلات داریم. وقتی می آیید داخل تصمیم گیرنده نیستید. ما قرارداد، بازیکن و تیم را تعیین می کنیم. البته شما ضرر نمی کنید. من پیشنهاد آنها را نپذیرفتم و از آن خانه خارج شدم اما امیر همراه آنها ماند.»
آمدن کخ با اصرار قلعه نویی
علی فتح الله زاده، طالبی و قلعه نویی را به دفترش فراخواند؛ «من نمی توانم تیم را به شما بدهم. یا باید اصغر شرفی سرمربی باشد یا یک مربی خارجی بیاورم.» هر دو پذیرفتند که در کنار یک مربی خارجی کار کنند و کاندیدای سرمربیگری استقلال نام آشنایی بود، رولند کخ. مذاکرات اولیه با توفیق سپری شد و حضور کخ تقریباً قطعی به نظر می رسید. اما فتح الله زاده حس می کرد در صورت آمدن کخ و به دلیل نزدیک بودن او با طالبی، امیر قلعه نویی فراموش شده و مسائل ناخوشایندی رخ دهد؛ «کخ مربی بزرگی بود ولی می دانستم امیر کنار می ماند ولی ما لطمه می خوریم. رفتم دوبی و به دوستم آقای نورایی گفتم او یک مربی طراز اول از هلند را برای مذاکره به دوبی آورد و ما به توافقات اولیه هم رسیدیم. رفتیم قراردادش هم 40 درصد پایین تر از کخ بود. از دوبی به امیر زنگ زدم و پیشنهاد کردم با این مربی به توافق برسیم. او گفت که نیم ساعت دیگر به من پاسخ می دهد. بعد از نیم ساعت او زنگ زد که حاج آقا یا کخ یا هیچ کس. من آن مربی را رد کردم و کخ را به استقلال آوردم.» کخ آمد و دوره جدیدی در استقلال آغاز شد؛ «همان فکری که می کردم شد. قلعه نویی بیکار شد و ما لطمه خوردیم.» امیر قلعه نویی در جلسات معارفه شرکت نکرد. وقتی از او دلیل خواستند گفت؛ «باغ کردان بودم. کار داشتم.» مردی که همیشه دوست داشت نفر اول باشد به حاشیه رانده شده بود و این آغاز مشکلات جدید استقلال بود؛ «راه می رفت و به فارسی ناسزا می گفت. یک روز در حضور من و یکی دو نفر دیگر گفت که کاری تان نباشد. 3 ، 4 هفته دیگر طول نمی کشد. خودم تیم را دستم می گیرم.» قلعه نویی پاییز سال 81 در مصاحبه یی مفصل با روزنامه ابرار ورزشی علیه کخ جبهه گیری رسمی کرد و این پایان داستان همکاری او با کخ بود؛ «کخ بسیار عصبانی شد. اردویی در کرج داشتیم که در طول اردو هم او دل به کار نمی داد. تلاش ما بی نتیجه ماند. او رفت و مشکلات ما تازه آغاز شد.»
ارتباط امیر با سکوها
امیر پیشنهاد علی شفیع زاده را پذیرفت و سرمربیگری استقلال اهواز را برعهده گرفت اما جو تهران چندان سالم به نظر نمی رسید. فتح الله زاده تصمیم گرفته بود از میان پورحیدری و حجازی یکی را به عنوان مدیر فنی معرفی کند؛ «کخ می گفت حجازی همان کسی است که هر روز در مطبوعات علیه ما مصاحبه می کند.» به همین دلیل پورحیدری که به تازگی از آبادان به تهران برگشته بود به عنوان مدیر فنی انتخاب شد؛«وقتی منصور آمد، «م.» گفت که اگر منصور بیاید و شما فصل را با کخ به پایان ببرید من به شما جایزه می دهم.» جریانات خارج از زمین مسابقه خبر از روزهای خوشی برای کخ نداشت. پیش از دیدار استقلال با ملوان در انزلی، سرمربی آلمانی به کشورش سفر کرد. در خلال همین روزها پورحیدری در مصاحبه یی از رفتن کخ گفت که البته چند روز بعد از سوی نصرالله عبداللهی تکرار شد. مساله یی که پس از بازگشت کخ از آلمان از سوی هر دو نفر تکذیب شد. در اینجا بود که قلعه نویی به طور جدی وارد عمل شد و این بار سکوها را نشانه رفت. یکی از لیدرهای استقلال که آن روزها با قلعه نویی رابطه نزدیکی داشت بعدها و در سال 1384در مصاحبه با روزنامه ایران ورزشی اتفاقات آن روزها را این گونه افشا کرد؛ «ما هنوز پرینت تلفن هایمان را داریم که نشان می دهد ایشان و رابط شان حمید محسنی چند بار به هر کدام از ما زنگ زده اند. باید اعتراف کنم تیم کخ را سه نفر بیچاره کردند؛ منزوی که در هیات مدیره اخلال می کرد، قلعه نویی که ما را با وعده های پوشالی خام کرد و ما لیدرها که به تیم لطمه زدیم. یک هفته قلعه نویی و حمید محسنی ما را از این قهوه خانه به آن رستوران می بردند و از اینکه اگر تیم را بگیرند چه کارها که نمی کنند. حتی به یکی از بچه ها یک موبایل دادند تا حمایتشان بکند و...
از خیابان ساقدوش تا جنگل های نهارخوران
به این ترتیب کخ از تیم کنار گذاشته شد تا پورحیدری و زرینچه جایگزین او و طالبی شوند. آنها در پایان فصل در جایگاه نهمی قرار گرفتند و این موقعیت را به کخ نسبت دادند ولی هیچ گاه بیان نکردند روزی که استقلال را تحویل گرفتند این تیم در رده پنجم قرار داشت با دو بازی کمتر. با پایان فصل و رفتن علی فتح الله زاده قریب جایگزین او شد. قریب برای سرمربیگری استقلال با تنی چند از چهره های مطرح مذاکره کرد ؛ ناصر حجازی، حسن روشن و منصور پورحیدری. پرویز مظلومی در این مورد می گوید؛ «وقتی منصورخان برگشت به من پیشنهاد داد اما من گفتم بعد از اتفاقاتی که در بازی با ملوان در انزلی رخ داد دیگر برنمی گردم. آن روز چهار نفر کاندیدای سرمربیگری بودند؛ حجازی، پورحیدری، روشن و قلعه نویی. پورحیدری به توافق کامل رسیده بود ولی مخالفت یکی از اعضای تاثیرگذار هیات مدیره در نهایت به منتفی شدن حضور او منجر شد.» مذاکرات اولیه نشان می داد که پورحیدری سرمربی بعدی استقلال باشد اما اتفاقات نیمه شب دوشنبه، به معرفی امیر قلعه نویی در صبح روز سه شنبه منتهی شد. ابراهیم طالبی از وقایع حاشیه یی آن روزها هنوز به تلخی یاد می کند؛ «علاوه بر سکوها او میان بازیکنان نیز نیروهای خود را داشت. ف.، د.، م.، کسانی بودند که بعدها آمدند پیش من برای صلاحیت. می گفتند که شب های بازی جلسه داشتیم و بیشتر کارها زیر سر «م.» از قدیمی های تیم بود.» به این ترتیب امیر قلعه نویی سرمربی تیم شد و از برنامه یی 3 ساله برای قهرمانی تیمی که همیشه در کورس قهرمانی است سخن گفت. او طی این مدت بازیکنان بسیاری را آورد که بعدها حتی نامشان از ذهن خیلی ها پاک شد و حتی دلیلی برای قانع کردن افکار عمومی به زبان نیاورد. سبو شهبازیان، فابریسیو، گومز، سعید لطفی، شاهین خیری، مصطفی اکرامی و بسیاری دیگر برای چه به استقلال آمدند و به چه دلیل رفتند برای خیلی ها روشن نیست، حتی کسی نمی تواند توضیح دهد که دلیل رفتن افرادی چون سامره، نیکبخت واحدی، نوازی(قبل از مراجعتش در این فصل) و... از استقلال چه بوده است. هرچند دلیل اش کاملاً مشخص باشد. تیم استقلال با هدایت او در سال اول مقام نایب قهرمانی را کسب کرد. در فصل دوم نیز نایب قهرمان شد اما در میانه فصل، زمان اختلافات او با سکوها بود. کسانی که با او رابطه نزدیکی داشتند در بازی با برق شیراز از فروردین 1384 علیه اش شعار دادند و اختلافات تا چند هفته ای ادامه داشت. پس از بازی با برق شیراز در ورزشگاه آزادی که به پیروزی میلی متری آبی ها ختم شد و حواشی بسیاری داشت خبرنگار نزدیک به قلعه نویی در ایران ورزشی نوشت؛ «... سپس در رختکن زمزمه شد که اینها پول گرفته بودند تا شعار بدهند، چون امیرخان جیره و مواجب آنها را قطع کرده است، شارژ شده بودند...» آیا امیر قلعه نویی جیره و مواجبی پرداخت می کرده که قطع کرده باشد؟ این سوالی بود که نتایج شفافی در پی داشت. بلافاصله حجازی و فتح الله زاده از سوی تیم قلعه نویی متهم شدند که به تماشاگران پول داده تا به قلعه نویی ناسزا بگویند، که ناصر حجازی در تاریخ 29/11/84 پاسخ داد؛ «من آدم کوچکی هستم؟ پول می دهم که معروف شوم؟ اگر دنبال این قضایا بودم بیشتر از اینها که دارم داشتم. طرف انگشت کوچک من در فوتبال نمی شود. ببینید چه ثروتی بهم زده است...» هر چند او نام کسی را به زبان نیاورد ولی همه می دانستند که منظور او کیست.
پل رسیدن به تیم ملی
پس از قهرمانی استقلال در فصل سوم حضور قلعه نویی، شانس بار دیگر به او رو کرد. مسابقات جام جهانی 2006 و خاتمه همکاری ایران با برانکو، شرایط تازه یی برای بالاتر رفتن قلعه نویی مهیا کرد. برای همه مشخص است که انتخاب امیر قلعه نویی، ماحصل خردجمعی نبود. این یک نظریه است؛ «آقای ل. با داریوش مصطفوی روابط حسنه یی داشت. او چند نفر را به مصطفوی پیشنهاد کرد که نفر آخر امیر قلعه نویی بود ولی مشخص است که امیر نفر مورد نظر آقای ل. است. وقتی افشین پیروانی سه بازی آخر تیم ملی را در صدا و سیما تفسیر می کند و بلافاصله پس از انتخاب قلعه نویی او وارد کادر فنی می شود برای من مسجل می شود که باند خانه ستارخان نقش غیرقابل انکاری در انتخاب امیر داشته.»
پرسش های بی پاسخ
این روزها امیر قلعه نویی شرایط بدی را تجربه می کند. دوست ندارد استقلال را از دست بدهد ولی گویا مجبور است. فشار بیرونی علیه او هر روز بیشتر می شود. او همه حرف ها را به شوخی(....) تعبیر می کند و ترسی از وقایع پیرامونش ندارد. شاید یک روز او مجبور شود پاسخ دهد که انتخاب مسعود اقبالی به عنوان مربی استقلال و سپس حضور بر سر کلاس های مربیگری وی ربطی به هم داشته اند یا خیر، او امروز در مخمصه سختی گیر افتاده است، آیا روزی پاسخ خواهد داد که چرا پس از پایان جام حذفی سال 81 به شاهرخ خسروی زنگ زد و از او خواست سر تمرین تیم، او را تشویق کنند؟
با آمدن فتح الله زاده كه حالا از آنچه سر ماجراهای قبلی اش با قلعه نویی داشته درس و تجربه گرفته دایره نفوذ قلعه نویی در استقلال تنگ و تنگتر می شود .
حالا شعاع منحنی رو به نزول بلند پروازیهای قلعه نویی به نتایج تیم ملی در جام ملتهای وابسته است! این منحنی نزولی در صورت موفقیت در جام ملتها می تواند به نقطه عطفی دیگر در زندگی اش بدل شود اما بیشتر كارشناسان حتی آقای "ل" از همان جمع بزرگان مطبوعات ورزشی خانه ستارخان هم پیشبینی یك نقطه مینیمم برای این منحنی دارند
گزارش کامل از تمامی آخرین نقل و انتقالات لیگ دهم
این در حالیست که تاکنون تکلیف تیم هجدهم لیگ برتر مشخص نشده است و تیم نفت تهران نیز هنوز بازیکن جدیدی به خدمت نگرفته است. این گزارش نقل و انتقالات صورت گرفته در 16 تیم لیگ برتری را زیر ذره بین برده است. گفتنی است برخی از این بازیکنان هنوز با باشگاههای خود قرارداد رسمی امضا نکرده اند و امکان تغییر تیمشان وجود دارد.
پرسپولیس تهران:
رحمان احمدی(سپاهان)محمد نوری( صبای قم)امیرحسین فشنگچی(صبای قم)غلامرضا رضایی(فولاد) علیرضا نورمحمدی(راه آهن) مازیار زارع(الشارجه)
راه آهن تهران:
بهادر عبدی(شاهین) میرهانی هاشمی(سپاسی)امین متوسل زاده(سپاسی) حمید هدایتی(پیکان) ایمان رزاقی راد(پیکان) رودریگو لوپز(سرتائوزینهو برزیل) ریکاردو دی سوزا(برزیلیانس برزیل) مهدی زارعی(تربیت یزد) میثم آقایی(شن سا اراک)صادق بارانی(استقلال تهران)
سایپا کرج:
علیرضا لطیفی(صبای قم) جابر انصاری(صبای قم) عباس محمدرضایی(صبای قم) مصطفی صبری(سپاسی) میلاد غریبی(نفت و گاز گچساران)
پیکان قزوین:
ابراهیم میرزاپور(سایپا)صابر میرقربانی(پاس همدان) ناصر آذرکیوان(سایپا) محسن ارزانی(استقلال اهواز)مصطفی صالحی نژاد(ذوب آهن)
صبای قم:
مسعود غلامعلی زاد(پیکان قزوین)علیرضا نیکبخت واحدی(استیل آذین) هادی اصغری(پاس همدان)علیرضا میرشفیعیان(تراکتورسازی) سعید خانی(ابومسلم)
تراکتورسازی تبریز:
عباس محمدی(مس کرمان)مرتضی اسدی(صبای قم) داود دانش دوست(ابومسلم) رسول خطیبی(گسترش فولاد)محمد صادق طاهری(داماش لرستان)
پاس همدان:
امیر محبی(تراکتورسازی) نادر احمدی(فولاد) فرهاد خیرخواه(تراکتورسازی اودوچکوو انوکو( دوکسا قبرس)
سپاهان اصفهان:
رضا ناصحی(ابومسلم)محمدحسن رجب زاده(ابومسلم) هاشم بیک زاده(استقلال تهران) خسرو حیدری(استقلال تهران) فابیو جانواریو(استقلال تهران) میلوراد یانوش(پاختاکور ازبکستان) جواد کاظمیان(الامارات)
شاهین بوشهر:
محمد صادق کرمی(سپاسی شیراز) ایمان حیدری(راه آهن) احمد آل نعمه(سپاهان) امجد شکوه مقام(ابومسلم) مجید غلامی(ابومسلم) مسعود نظر زاده(برق شیراز) علی سلمانی(تربیت یزد)
استقلال تهران:
فیلیپه دی سوزا(ملوان انزلی) جواد شیرزاد(فولاد)فرزاد آشوبی(مس کرمان)میلاد میداودی(استقلال اهواز)ایمان مبعلی(الشباب دوبی)
استیل آذین تهران:
سوشا مکانی(پاس همدان) میلاد زنیدپور(راه آهن)سیاوش اکبرپور(استقلال)حسین کاظمی(استقلال) حسن اشجاری(ذوب آهن)مهرزاد معدنچی(الاهلی دوبی)
فولاد خوزستان:
روح الله بیگدلی(مس کرمان)رضا معقولی(استقلال اهواز)میثم خسروی(استیل آذین)رضا نوروزی(استیل آذین)
ملوان انزلی:
محمد همرنگ(صبای قم)محسن مسلمان(ذوب آهن)مهدی دغاغله(استقلال اهواز)اسماعیل شریفات(استقلال اهواز)هادی دهقانی(آلومینیوم هرمزگان)حمیدرضا دیوسالار(گسترش فولاد)مسعود پورمحمد جعفر(مهرکام)
مس کرمان:
نبی الله باقری ها(پرسپولیس)محمد منصوری(ذوب آهن)کیوان امرایی(ذوب آهن)ارشاد یوسفی(صبای قم)مهرداد پولادی(تراکتورسازی)شجاع خلیل زاده(مس رفسنجان)احمد حسن زاده(مس سرچشمه)جواد رحیمی(اتکا گلستان)لی آندره دیاز(برزیل)
ذوب آهن اصفهان:
مهدی رجب زاده(مس کرمان)حسین ماهینی(استقلال اهواز)جلال رافخاهی(ملوان انزلی)امید ابوالحسنی(پاس همدان)شاهین خیری(سپاهان)مجید نورمحمدی( راه آهن)
شهرداری تبریز:
وریا غفوری(پاس همدان) مسعود همامی(راه آهن) میثم بائو(پرسپولیس)شهرام گودرزی(سپاسی)محمد ایرانپوریان(سپاسی)
| |||||||
استقلال از آغاز تاکنون لژینورهای زیادی داشته که در خارج از کشور به ادامه فعالیت ورزشی خود پرداخته اند که تعداری از این لژیونرهای عبارتند از:
1.حسن روشن در تیم American lndoor soccer و الهلی دبی.
2.آندرانیک اسکندریان در تیم کاسموس نیویورک.
3.ایرج دانایی فرد در تیم کاسموس نیویورک.
4.ناصر حجازی در تیم منچستر یونایتد انگلیس(هرچند در مدت زمان کوتاه).
5.رضا احدی درتیم بوخون آلمان .
6. علیرضا منصوریان در تیم های سنگاپور‘الکسنسی‘آپولون یونان و سن پائولی آلمان.
7.سهراب بختیاری زاده در تیم آرز روزم اسپور ترکیه.
8.سیروس دین محمدی در تیم مانیز آلمان.
9. سرژیک تیموریان در تیم ماینز آلمان .
10. مهدی پاشازاده در تیم های بایر لورکوزن آلمان‘فورتنا کلن آلمان‘اشتورم گراتس اتریش‘و آدمیراواکر اتریش.
11. علی سامره در تیم پورجیا ایتالیا و الشعب امارات.
12. فراز فاطمی در یونان.
13. هاشمی نسب در تیم کوپکداق ترکمنستان.
15. داریوش یزدانی درتیم لورکوزنآلمان و شارلوآ بلژیک.
16. علی موسوی ذر تیم های بایرلورزکوزن آلمان و فورتنا کلن آلمان.
17. محمد رضا مهذوی در تیم شارلوآ بلژیک.
18. فرهاد مجیدی در تیم راپیدوین اتریش و الوصل امارات.
19. علی لطیفی در آدمیراواکر اتریش
20. ستار همدانی در تیم النصر امارات.
21. محمد خمرگاه در سنگاپور.
22. نیکبخت در الوصل امارات.
23. رضا عادلخانی در هامبورگ‘ بایرلورکوزن‘ اوبرهاوزن‘ ووپرتال.
24.امیر قلعه نوعی در امارات.
25. عبدالعلی چنگیز در امارات.
| 10 میلیارد تومان برای 20 بازیکن لیگ برتر! | ||
| ||
گزارش ویژه- ماتم و اندوه و خشم بعد ازجدایی خسروحیدری از استقلال
نظری جویباری درباره این اتفاق میگوید:«عیبی ندارد استقلال تیم بزرگی است و در این سالها بازیكنان بزرگی آمدهاند و رفتهاند، خسرو حیدری به اندازه علیرضا نیكبخت نبود، نیكبختی كه خودش به تنهایی یك تیم بود، توجه كنید وقتی او از استقلال جدا شد به كجا رسید كه حالا خسرو میخواهد برسد
سایت گل ـ یك هفته تمام آن سه هوادار از شهرستان آمده و زیرآفتاب جلوی باشگاه نشسته بودند تا خسرو حیدری برای تمدید قرارداد بیاید، پرسان پرسان آدرس باشگاه در سعادتآباد را پیدا كرده و زیر درختان جلوی در نشسته بودند تا با چشم خود ببینند كه ستاره این سالهای آبی كی میآید.
با دیدن هر آزار سفیدرنگ از جایشان میپریدند كه خسرو آمد، اما خیلی زود رویایشان سراب میشد چون او نبود، آفتاب این روزها خیلی داغ بود آنقدر داغ كه رویای آنها را هم داغ كرد در این چند روز همه آمدند،امضا زدن تا آبی بپوشند از آرش برهانی كه از دسته وسوسههای میلیاردی استیل آذینیها فرار كرد تا ایمان مبعلی كه آمده بود دربی تهران را خاطره كند، اما او نیامد هفته به آخر رسید و پرویز مظلومی در طبقه دوم باشگاه هنوز نتوانسته بود خود را بابت یارگیری این فصل راضی كند...
او دغدغه داشت، نگران برای بازی جای هافبكهای چپ و راست تیمش كه هنوز معلوم نبود آنها را به چه كسی بسپارد بارها به نظری جویباری و بهتاش فریبا سفارش كرد كه خسرو را پیدا كند، آخرین خبر درباره این بود كه فرصت خواسته تا تكلیف پیشنهادهای خارجیاش به خصوص پیشنهاد اسپانیا را معلوم كند حالا نگو او از لالیگا پیشنهادی نداشته و همه راهها به اصفهان ختم شده است.
یك پیشنهاد وسوسهانگیز از سپاهان كه یك ماهی بود تمام فكر و ذكر او را به خود جلب كرده بود و به خاطر همین برای آنكه دور از دسترس دیگر پیشنهادها باشد بهانه كرد كه به تركیه و امارات میرود تا راحتتر درباره آینده خود تصمیم بگیرد، تصمیمی كه باعث دلشكستگی میلیونها هوادار استقلال شد.
روز پنجشنبه وقتی زمزمه شد او با سپاهان تمام كرد و رفتنی است هیچكس این خبر را باور نداشت آن سه هوادار ناامید هم همچنان جلوی باشگاه انتظار او را میكشیدند، پنجشنبه روزی بود كه تمام بازیكنان جدید و قدیم استقلال ناهار را میهمان فتحاللهزاده بودند تا با او برای لیگ دهم یا علی بگویند؛ تنها غایب سرشناس این جمع خسرو حیدری بود.
پرویز مظلومی و نظری جویباری هنوز باور نداشتند، نظری خیلی محكم دربرابر این شایعه گفت:«اگر با سپاهان تمام كرده عكسش كو؟!» انگار كه او از برنامههای یارگیری این سالها بیخبر است و با آنها آشنا نیست و نمیداند كه میشود به طور پنهانی هر كاری كرد و به جای دفتر باشگاه در لابی یك هتل بدون حضور هیچ خبرنگار و هیچ عكاسی قرارداد بست.
بالاخره خبر بستن قطعی شد و حیدری در گفتوگو با سایت خبرنگاران از دلایل جداییاش خبر داد؛ یكی از دلایل این بود كه مظلومی زمانی كه سرمربی تیم ملی ب بود به او اعتقادی نداشت و نیمكتنشین بوده، جالب اینجاست كه یادش نمیآید آن سالها او هنوز خسرو حیدری این روزها نبود و مظلومی نمیتوانست ستارگان آن زمان مانند بادامكی، شاپورزاده یا همین میلاد میداودی را كنار گذاشته و به خسرو بازی داده است، جالب اینجاست آقای حیدری در ادامه گفتوگو از عدم تماس استقلالیها با او ایراد گرفته و گفته است كه تنها یكبار سراغش را گرفتهاند در حالی كه در این ده روزه به غیر از فتحاللهزاده پرویز مظلومی، فریبا و نظری جویباری بارها با او تماس گرفتهاند، تماسهایی كه اكثر آنها بیجواب بود و این آخریها كار به پیغامرسانی رسیده از طریق دوست و آشنا رسیده بود.
نظری جویباری درباره این اتفاق میگوید:«عیبی ندارد استقلال تیم بزرگی است و در این سالها بازیكنان بزرگی آمدهاند و رفتهاند، خسرو حیدری به اندازه علیرضا نیكبخت نبود، نیكبختی كه خودش به تنهایی یك تیم بود، توجه كنید وقتی او از استقلال جدا شد به كجا رسید كه حالا خسرو میخواهد برسد، من فقط از این ناراحتم كه او اقلا جرأتش را نداشت كه حتی برای یكبار هم كه شده برای دیدار با مسئولین جدید سری به باشگاه و خانهاش بزند، بگذار او هم برود عیبی ندارد.»
جالبترین قسمت گفتوگوی خسرو حیدری با سایت هواداران بخش پیغام هواداران است و واكنش آنها با این گفتوگوست. 1500 پیغام ضبط شده كه تنها بخش كوچكی از هواداران است، هیچكدام خسرو حیدری را نبخشیده و این كار او را باور نكردهاند، آنها می گویند کاش خسرو معرفت جان واریو برزیلی را داشت ... غریبه ای که پس از دو سال بازی با پیراهن آبی درباره جداییاش بهانه نیاورده و با معذرتخواهی از هواداران اعلام كرده كه به بهانه دیگری زردسپاهان را پوشید و ای كاش میتوانست برگردد.
| صداقت را در استقلال جا گذاشتی آقای خسرو حیدری! | ||
|
دروغ گفتن بدترین اتفاقی است که ممکن است رخ دهد به ویژه آنکه معمولا انسانی که دروغ میگوید فراموشکار هم میشود و خودش خودش را لو میدهد. در ماجرای خسرو حیدری و باشگاه استقلال هم یک جای کار میلنگد که این مسأله کاملا تبعات دارد. قصه این جدایی از جایی ادامه پیدا میکند که خسرو حیدری طی مصاحبهای میگوید: هیچکس از باشگاه استقلال با من تماس نگرفت! که این حرف اگر واقعا حرف خسروی محبوب قدیمی استقلال باشد جای سوالهای فراوانی را ایجاد می کند به ویژه آنکه حیدری در چند خط بعدی مصاحبه خودش میگوید: "فقط نظری جویباری با من تماس گرفت و پس از آن آقایان فریبا و نوروزی با من صحبت کردند! به هر حال همه باید بدانند که برای مذاکره با یک بازیکن باید مسئولان اجرایی باشگاه با بازیکن صحبت کنند نه کمک مربی و پزشک تیم!" این حرف در حالی گفته میشود که نظری جویباری سرپرست تیم و مسئول نقل و انتقالات باشگاه استقلال است و آقای فریبا هم عضو کادر فنی هستند و البته که دکتر نوروزی دوست خسرو حیدری بوده است. پس به این ترتیب سرپرست تیم و مسئول نقل و انتقالات باشگاه استقلال هر عضو کادر فنی طبق گفته خود حیدری با وی تماس گرفتهاند. این حرف در حالی از دهان حیدری بیرون میآید که واقعیت بسیار پررنگتر از گفتههای خود خسرو حیدری است و آن واقعیت این است: جناب خسرو حیدری طی 10 روز گذشته تلفن موبایلش را خاموش کرده بود و پاسخ تلفنهای خانه خود را هم نمیداد! ایشان توسط دوست خودش به باشگاه اعلام کرد که: در تالش هستم و پدر همسرش هم حالش خوب نیست. ایشان جانباز هستند و باید به تهران منتقل شوند به همین دلیل ما به تالش آمدهایم. اینجا تلفنم آنتن نمیدهد و در دسترس نیست من چهارشنبه به تهران میآیم و پنجشنبه با استقلال تمدید میکنم!" خاموش بودن تلفن موبایل خسرو نه فقط آقای نظری، فریبا و نوروزی و بلکه همه باشگاه استقلال را بسیج کرده بود تا وی را پیدا کنیم و اصالتا اگر نوروزی موفق شده در لحظه روشن کردن موبایل با وی تماس بگیرد نشانه بسیج عمومی باشگاه استقلال برای پیدا کردن خسرو حیدری بوده است! این اتفاق در حالی رخ میدهد که پرویز مظلومی سرمربی تیم که به هیچ بازیکنی تلفن نمیزند خودش 11 بار با وی تماس بگیرد و شخصا 4 بار روی پیغامگیر منزل خسرو حیدری پیغام بگذارد که اینها هم قابل اثبات هستند و هم شاهدان عینی دارند. در این میان و برای خسرو حیدری استقلال حتی جناب دکتر رضایی هم دست به کار شدند و همانطور که گفتیم خود آقای مظلومی هم برای خسرو روی پیغامگیرش پیغام گذاشت! آیا این تماسها از سوی باشگاه استقلال نبوده است؟ اینکه خسرو حیدری بخواهد به هر تیمی به جز استقلال برود در دنیای حرفهای اتفاق بد و عجیبی محسوب نمیشود اما در این میان 2 نکته منفی وجود درد. نکته اول: پشت کردن به هواداران استقلال است که حیدری را دوست داشتند و خسرو هم به پشتوانه حمایت و عشق همین هواداران و باشگاه استقلا ل بوده که حیدری شده است و پشت کردن به آنها معرفت را زیر سوال میبرد که لابد باید در پی این جمله بگوییم در دنیای حرفهای معرفت جایی ندارد! نکته دوم: باشگاه استقلال طی تمامی 15 روز گذشته که تیم مدیریتی جدید سر کار آمده سعی داشت که خسرو حیدری را به باشگاه بیاورد (همانطور که دیگر بازیکنان استقلال را پای میز مذاکره کشاند و با همه آنها تمدید قرارداد کرد) اما خسرو طی تمام روزهای گذشته به کسانی که توانستند با وی تماس بگیرند قول داد که پنجشنبه به باشگاه میآید و قرارداد را تمدید میکند! این نکته از این جهت بد و اشتباه و غیرحرفهای است که باشگاه استقلال میتوانست طی تمامی این روزها جانشین خسرو را پیدا کند و با وی قرارداد ببندد (همانطور که با جواد کاظمیان میتوانست وارد مذاکره شود و البته به خاطر قول خسرو حیدری از کاظمیان چشمپوشی کرد و به داشتهها و سرمایههای خودش اطمینان کرد.) نکته مبهم اینجاست که چرا درست یک روز پیش از موعد قرار و پس از ثبت قرارداد کاظمیان در دیار نصف جهان ایشان هم با سپاهان قرارداد میبندد؟ آیا باید به این اتفاق مشکوک باشیم و آن را برنامهریزی شد از سوی دشمنان استقلال تصور کنیم؟ و آیا این طرحی بود برای ضربه زدن به استقلال؟ استقلال بزرگ متکی به فرد نیست. بازیکنان زیادی در تاریخ این باشگاه آمده و رفتهاند اما حتی آنها که رفتهاند هم با قولهای عجیب سعی نکردند به باشگاهی که در آن رشد کردهاند و بزرگ شدهاند ضربه بزنند بلکه صادقانه و به تبع دنیای حرفهای فوتبال اعلام کردند که جای دیگر پول بیشتری میگیرند (خسرو اصلا پای میز مذاکره ننشست تا ببیند که باشگاه استقلال چه خدماتی به وی متعهد میشود چه بسا خدمات باشگاه استقلال بیشتر از سپاهان هم بود) و یا اینکه صادقانه اعلام کردند که با فلانی نمیتوانند کار کنند و میروند! نه اینکه در دوره کنونی که استقلال 2 ماه تمام از رقبایش عقب است و تیم مدیریتی جدید 15 روز بیشتر نیست که مستقر شده و زمان و فضای محدودی دارد اینچنین به باشگاه قول بدهد و تمام این 15 روز را هم از این باشگاه مردمی بگیرد تا استقلال دستش در پوست گردو بماند! البته که استقلال آنقدر بزرگ هست که در این ماجرا متضرر نشود اما بحث بحث صداقت است که انصافا از سوی خسرو رعایت نشد. او با اینکار به استقلالی که وی را بزرگ کرد و به ایران معرفیاش کرد پشت کرد. این کار نه حرفهای است، نه صداقت را میتوان در آن دید و نه بوی معرفت میدهد و حتی میتوانیم بگوییم که این ماجرا بوی توطئه هم استنشاق میشود. به راستی آیا استقلال که خودش خسرو را 2 سال پیش به این سطح از فوتبال آورد با همه بازیکنان (8 بازیکن باقی مانده بود و بقیه یا رفته بودند و یا آزاد بودند بروند) تمدید میکند منهای خسرویی که طی سالهای اخیر هم از نظر فنی خوب بود و هم بیحاشیه بود؟ زمان قاضی خوبی است و البته قضاوت زمان به اندازه قضاوت وجدان قدرتمند نیست و حالا هر دوی این قاضیها میتوانند قضاوت کنند. در نهایت خسرو خان حیدری؛ صداقت داشته باش و بگوید پول را بیشتر از هواداران استقلال دوست داشتم |

به گزارش خبرنگار ورزشي خبرگزاري فارس، مسئولان باشگاه استقلال در يكي دو روز گذشته با محمدرضا خلعتبري مهاجم تيم ذوبآهن كه هنوز قراردادش را با اين تيم ثبت نكرده مذاكره كردند و خواهان به خدمت گرفتن اين بازيكن شدند.
محمد سررشتهداري مدير روابط عمومي باشگاه استقلال در گفت و گو با فارس اين خبر را تاييد كرد و گفت: مذاكرات با مهاجم ذوبآهن ادامه دارد و باشگاه استقلال خواهان به خدمت گرفتن خلعتبري است.
به گزارش فردا؛ طی روزهای گذشته یکی از مهمترین نقل و انتقالات لیگ برتری صورت گرفت و در عرض چند ساعت در میان تمامی اهالی فوتبال منتشر شد.
انتقال خسرو حیدری از تیم استقلال تهران به سپاهان اصفهان باعث شد که استقلال تهران بیانیه این در خصوص جدایی این بازیکن صادر کند. بیانیه ای که بیشتر به غم نامه شبیه است.
متن این بیانیه به این شرح است: «مهمترين سوال اين است: چرا حالا خسرو؟
خيليها دوست دارند نيامدن خسرو به استقلال را به رابطه قديمياش با پرويز مظلومي ربط دهند اما آيا واقعيت اين است؟
پاسخ منفي است. پرويز مظلومي نه تنها با خسرو مشكلي نداشت بلكه به عنوان يك استاد قديمي كه نقش پررنگي در ظهور و معرفي حيدري به فوتبال ايران داشته است سخت كوشيد تا خسرو را به تهران بياورد اما مساله خسرو اين نبود كه كوششهاي مظلومي در اين رابطه موثر واقع شود بلكه مساله خسرو شبيه به مورد ديگراني بود كه به استقلال پشت كردند و رفتند به خيال آنكه بزرگي استقلال از آنهاست اما نبود و نيست.
در عجبم كه چرا اين مهم اينقدر در تاريخ تكرار ميشود اما دوباره و چند باره تكرار ميشود و درس عبرت نيست كه نيست.
سپاهان باشگاه بزرگ و محترمي است اما خسرو خود نيك ميداند كه متعقل به آن باشگاه نبوده و نيست و آنچه از او يك بازيكن محبوب در فوتبال ايران ساخت استقلال و بزرگياش بود كه آن بزرگي را به حيدري وام داد و حالا بايد از پنجشنبه به بعد آرام آرام اقساط وام را برگرداند و هرچه زمان جلوتر برود و خسرو محبوبيتش را هم بيشتر باز پس ميدهد و دست آخر هيچ!
مهمترين سوال اين است: چرا حالا خسرو؟
البته كه اختيار عمل خويش خسروان دانند اما كاش خسرو ميآمد و اول پاي ميز مذاكره با استقلال مينشست پس از آن تصميم ميگرفت نه اينكه ده رو تلفنش را از دسترس خارج كند و پس از آن باز بدون مذاكره سر از نصف جهان درآورد.
كاش خسرو از رو در رو شدن با مسئولان استقلال نميترسيد، ترس او البته كه از مسئولان استقلال نبود بلكه ترس او از هواداراني بود كه از روز جمعه در كوچه و بازار و كوي و برزن وي را ميبينند و به چشمهايش خيره ميشوند و با همان چشمها از او ميپرسند چرا حالا؟ به خاطر ضربه زدن به استقلال؟
ميپرسند چرا خسرو؟ چرا رفتن به سپاهانت را مخفي كردي؟ چرا تمايل خودت را در كوچه و پس كوچههاي سكوت قايم كردي؟ چرا؟ آيا نيت تو اين بود كه طي همين ده روز همان يكي، دو راست پاي باقي مانده در آخرين روزهاي نقل و انتقالات هم قراردادهايشان را با ديگر تيمها ببندند و بعد تو بروي؟
آيا نيت تو اين بود كه استقلال دستش در پوست گردو بماند؟
نه! پاسخ اين سوالها از جانب هواداران خسرو اين نيست و يا حداقل اينكه اين پاسخ «شيرين» نيست!
قصه خسرو و شيرين را لابد بايد لابهلاي كتابهاي قديمي پيدا كنيم چرا كه امروز حتي عشق هم خريداري ميشود و بر سر آن چك و چانه هم ميزنند! حالا اگر خسروي قديمي نباشي چوب حراج ميزنند و شيرينت را هم با خود ميبرند! اگر لازم باشد از يك ميليارد هم عبور ميكنند.
عبور از يك ميليارد به جاي خود اما نكته و سوال اصلي براي هواداران اينجاست:
چرا حالا خسرو؟ چرا حالا كه استقلال اين همه به پاي فرزند خودش ايستاد و با هيچكس مذاكره نكرد؟
طي همين ده روز گذشته بسيار بودند بازيكناني كه التماس ميكردند به استقلال بزرگ بيايند و فرصت «خسرو» شدن داشته باشند و آن حضور برايشان بسيار «شيرين» بود اما استقلال به پاي فرزند خويش ايستاد و به آنها «نه» گفت. چرا كه مطمئن بود خسرو حيدرياش نميتواند به آن همه لطف و محبت اين مردم پشت كند. حتي اگر به فرض از يك ميليارد هم عبور كنند و كوهي از پول به پايش بريزند!
بدتر از همه البته اين نبود بلكه آن بود كه خسرو نگفت نميآيم! كه كاش ده روز قبل گفته بود تا استقلال خسروي ديگري را پيدا ميكرد و طعم شيرينش را ميچشيد همانطور كه همين خسرو دو سال پيش توسط همين فتحالهزاده به استقلال آمد و به كام هواداران «شيرين» شد.
به هر حال زمستان ميگذرد و روسياهي به زغال ميماند.»
تبادل پيراهن خيس از عرق پس از پايان هر بازي با بازيكن تيم مقابل به صورت يك سنت در مسابقات فوتبال درآمده است و تقريبا بيشتر بازيكنان اين كار را انجام ميدهند.
به گزارش كار گروه جام جهاني ايرنا، سايت فيفا روز جمعه نوشت: نخستين مورد از اين رسم به سال ۱۹۳۱باز ميگردد. هنگامي كه بازيكنان تيم فرانسه از حريف انگليسي خود خواستند، پيراهنهايشان را به يادگار از پيروزي پنج بر دو مقابل اين تيم در كلمبوس به آنها بدهند.
با اين حال معروفترين تبادل پيراهنهاي ورزشي فوتباليستها مربوط به رد و بدل كردن پيراهن بين دو اسطوره فوتبال يعني په له و بابي مور است كه بعد از ديدار بزريل و انگليس در جام جهاني ۱۹۷۰صورت گرفت.
* اما چرا آنها اين كار را انجام ميدهند؟
قطعا اين رد و بدل كردن پيراهنهاي كثيف به منظور توهين به بازيكن تيم حريف و تحقير او نيست، بلكه يك رسم دوستانه ورزشي است. بعد از ۹۰دقيقه مبارزه در زمين فوتبال تبادل پيراهن با هدف نشان دادن احترام و دوستي بين دو رقيب صورت ميگيرد.
اگر چه برخي بازيكنان از رسم تبادل پيراهنهاي خيس از عرق خوششان نميآيد و از اين كار خودداري ميكنند، اما در همان حال بعضي از بازيكنان به نشانه احترام و ارزشي كه براي حريف قائل هستند، پيراهن خيس از عرق معاوضه شده با طرف مقابل را ميپوشند.
مسئولان تيمها براي هر بازي لباسهاي جديد در اختيار بازيكنان قرار مي دهند، بنا بر اين دست كشيدن از پيراهنهاي پوشيده شده سخت نيست.
زماني كه په له براي تيم نيويورك كاسموس بازي ميكرد، براي اين كه بتواند به تقاضاها براي دادن پيراهنش به عنوان يادگاري جواب بدهد، ۲۵تا ۳۰ پيراهن تهيه كرد، كه اين نمونهاي است از اين كه چگونه پيراهن بهترين بازيكن تيم رقييب معمولا به عنوان يادگار مورد درخواست بازيكنان حريف قرار ميگيرد.
جداي از اسطورهاي مانند په له يا فوق ستارهاي مانند كريستيانو رونالدو، رد و بدل كردن پيراهنها اقدامي است كه معمولا در بازيها بين نزديكترين بازيكنان يا بازيكني كه بازي خاص و ارزشمندي را از خود به نمايش گذاشت صورت ميگيرد.
بعضي از بازيكنان اين لباسها را به عنوان يادگاري از دوران حرفهاي خود نگه ميدارند و بعضي ديگر نيز براي مواردي مانند هديه دادن، براي فروش يا با هدف تزئين آنها را جمع ميكنند. اما حتي بعد از گذشت ۷۹سال اين رسم باقي مانده و بين گروههاي ديگر ورزشي نيز متداول شده است.
افشاگری های مجاهد خذیراوی بعد از 10 سال در رابطه با پارتی شبانه ای که در آن دستگیر شد: خیلی های دیگر باید با من دستگیر می شدند!
نزدیک به 11 سال از نخستین روزی که محروم شدی می گذرد. در این سال ها همواره حرف و حدیث های زیادی درباره تو و علت محرومیتت مطرح بود. دوست نداری تمام حقایق را در این باره بگویی؟
فکر می کنم باید از بازی تیم ملی و اسلواکی شروع کنم. یادم می آید بلاژویچ سرمربی تیم ملی ایران مرا برای این بازی دعوت کرد. قبل از این ماجرا من پاسپورتم را به باشگاه استقلال داده بود. طبق روال همیشگی باید آنها پاسپورت من را در اختیار فدراسیون فوتبال قرار می دانند تا برای بازی های خارجی همراه تیم ملی بروم. در آن زمان علی خذیراوی پسر عموی من در تیم ملی جوانان بازی می کرد. بعد از آخرین تمرین در تهران بلاژویچ اعلام کرد که ساعت 2 صبح باید به فرودگاه برویم تا عازم اسلواکی شویم. من سر موقع خودم را به فرودگاه رساندم اما در کمال تعجب تنها بلیت داشتم. یعنی پاسپورتم ناپدید شده بود. فکر می کنم همه چیز از آنجا شروع شد. بلاژویچ که فکر می کرد من پاسپورتم را به فدارسیون نداده ام سیلی محکمی به صورتم زد و گفت من دوستت دارم و می خواهم پیشرفت کنی. اما مقصر من نبودم. حتی علی دایی هم در آنجا حضور داشت و به سرمربی تیم ملی گفت مجاهد پسری نیست که از این کارها کند. من گفتم قرار بوده استقلال پاسپورتم را به فدراسیون بدهد، اگر گم شده تقصیر من نیست. بلاژ خواست فردای آن روز به فدراسیون مراجعه کنم و پاسپورتتم را بگیرم تا بتوانم به تیم ملحق شوم. خلاصه من روز بعد به فدراسیون مراجعه کردم و موضوع را با مسئولین در میان گذاشتم. آنها همه جا را گشتند و پاسپورتم را پیدا نکردند. دست آخر می دانید کجا بود؟ در بین مدارک تیم ملی نوجوان، یعنی جایی که پسر عمویم بازی می کرد. این حرکت از پیش برنامه ریزی شده بود تا نگذارند کنار تیم ملی باشم. نمی خواستند در تیم ملی بازی کنم و از همان موقع برنامه ریزی کرده بودند تا بلایی سرم بیاورند. من هیچ کاری نکردم، هیچ اشتباهی مرتکب نشدم. تمام اینها یک توطئه بود که من را از فوتبال بیرون کنند و موفق شدند. مجاهد خذیراوی هیچ کاری نکرد، این مدیران استقلال و روسای فدراسیون بودند که اشتباه کردند و الان باید بیایند جواب بدهند.
چرا در آن زمان حرف هایت را نزدی و تنها سکوت کردی تا مقصر اول و آخر باشی؟
من یک بازیکن بودم. نمی دانستم در استقلال و فدراسیون فوتبال چه می گذرد. از علی دایی بپرسید که من چطور آدمی بودم؛ یک پسر خجالتی که فقط به تمرین می رفتم و با کسی حرف نمی زدم. اگر همان موقع که محرومم کردند به تلویزیون می رفتم یا در روزنامه ها حقایق را می گفتم، الان چنین شرایطی نداشتم. دوست ندارم همه چیز را بگویم چون هیچ فایده ای ندارد. اما وقتی با تیم ملی به ایرلند رفته بودیم یکی از بازیکنان که الان بهترین بازیکن تیم ملی است به من گفت: «مجاهد حواست باشد، دارند زیر پایت را خالی می کنند.» الان که فکر می کنم می بینم تمام آن حرف ها درست بود و اگر تجربه امروز را داشتم نمی گذاشتم اینطور نابودم کنند. نوجوان بودم و هیچوقت حدس نمی زدم چنین کاری با من کنند. فکر می کردم همه این حرف ها یک شوخی است اما خیلی زود اتفاقات تازه ای رخ داد و آن بلا را سر من آوردند.
تو یکی از پدیده های فوتبال ایران بودی، چه دلیلی داشت این رفتار را کنند و یک سرمایه را از دست بدهند؟
سر من را بریدند. یک عده چشم نداشتند من را در تیم ملی ببینند. به همین خاطر علیه ام توطئه کردند. بلاژویج اعتماد زیادی به من داشت، همه بازیکنان تیم ملی شاهد بودند. او می گفت مجاهد تنها بازیکنی است که مثل برزیلی ها بازی می کند. یادم می آید عادل فردوسی پور در برنامه 90 از او پرسید که در مقدماتی جام جهانی از چه بازیکنانی استفاده می کنید که او جواب داد: «فقط این را بگویم که رحمان رضایی، مجاهد خذیراوی و علی دایی در ترکیب ثابت تیم من هستند.» دقیقا از همان زمان توطئه چینی علیه من شروع شد. وقتی هم که مصدوم شدم بلاهای مختلفی سرم آوردند و باعث شدند از فوتبال محروم شوم.
بعد از محرومیت تو شایعات زیادی شکل گرفت. فکر می کنیم نیازی به شرح دادن آنها نیست و خودت به صورت کامل در جریان آنها باشی.
بله، نمی دانم باید از کجا شروع کنم. می گفتند پلیس مجاهد را دستگیر کرده ولی به خدا این حرف دروغ است. تنها اشتباهم این بود که به یک جشن تولد رفتم. من سن و سالی نداشتم و در یک خوابگاه تنها زندگی می کردم. یادم می آید بعد از بازی استقلال و پرسپولیس که ما با گل علیرضا اکبرپور برنده شدیم، بازیکنان تیم من را به یک میهمانی دعوت کردند. هر کسی دیگری هم جای من بود می رفت چون از تنهایی خسته شده بودم. در آن میهمانی اغلب بازیکنان استقلال و پرسپولیس حضور داشتند؛ این نبود که تنها من باشم. یکی از طرفداران دو تیم این جشن را گرفته بود و به دلیل ارتباط خوبی که با بازیکنان داشت، اغلب آنها آمده بودند. وقتی این جشن تمام شد اتفاقات عجیبی برایم رخ داد. چند روز بعد یک فرد ناشناس با من تماس گرفت و گفت 10 میلیون به ما بده تا نگذاریم نابود شوی. من اصلا نمی دانستم جریان چیست. گفتم مگر از باشگاه استقلال چقدر پول می گیرم که 10 میلیون تومان به شما بدهم. فکر می کردم این تماس یک شوخی است ولی واقعا قصد داشتند از من اخاذی کنند. به فردی که تماس گرفته بود گفتم واهمه ای ندارم و هر کاری که دوست دارد می تواند بکند. چند روز بعد از این ماجرا دعوتنامه ای از باشگاه استقلال به دست من رسید. وقتی به آنجا رفتم فهمیدم تمام حرف های آن شخص ناشناس درست بوده چون من را از فوتبال محروم کرده بودند.
یعنی تنها به دلیل حضور در یک جشن تولد؟ چه مدرکی از تو داشتند؟
یک نفر در مراسم از من فیلم گرفته بود. همین فیلم را به مسئولین رسانده بودند. تنها به خاطر حضور در این مراسم 5 سال از فوتبال محرومم کردند. حرف من این بود که چرا تنها مجاهد خذیراوی باید محروم شود. خیلی از بازیکنان استقلال و پرسپولیس در آن مجلس بودند ولی بدون اینکه محروم شوند به زندگی شان ادامه دادند. به همین خاطر است که می گویم تمام اینها یک توطئه بود و تنها می خواستند مجاهد خذیراوی را نابود کنند. باشد، شما مرا نابود کردید اما فکر می کنید همه چیز تمام شده؟ نه، من یک روز حقم را از فوتبال ایران و این آدم ها می گیرم. اگر در دوران بازیگری به آن نرسیدم در دوران مربیگری می رسم. اگر من نتوانستم برادرم احمد که هست. اصلا اگر او هم نتوانست پسرم ماهان حق مرا از این فوتبال می گیرد. شما مجاهد را از بین بردید اما خذیراوی ها نمرده اند.
بعد از محرومیت تو در تریبون های مختلف حرف هایی درباره ات زده شد. حتی می گفتند باید مجاهد خذیراوی کشته شود!
5 سال محرومم کردند اما ای کاش من را می کشتند تا این روزها را نبینم. خذیراوی بازیکنی بود که می توانست ستاره فوتبال ایران باشد ولی الان باید بنشیند جلوی تلویزیون و بازیکنانی را ببیند که کوچکند اما پول های قلمبه ای می گیرند. من به خاطر پول ناراحت نیستم؛ ناراحتم چون می توانستم بهترین باشم و نگذاشتند. من الان هر چه بگویم آب رفته به جوی بازنمی گردد. بعدها یکی از مربیان معروف به من گفت، مجاهد این بازیکن و آن بازیکن در تیم ملی و استقلال زیر آب تو را می زدند. دوست ندارم اسمی از این آدم ها بیاورم اما امیدوارم در زندگی موفق نباشند. این واقعیت هایی بود که پنهان ماند و الان همه فکر می کنند مجاهد خذیراوی مشکلات اخلاقی داشت. اما به جان بچه هایم قسم می خورم واقعیت همانی بود که گفتم.
خانواده ات باید بابت این ماجراها خیلی اذیت شده باشند.
من باید از تک تک اعضای خانواده ام تشکر کنم چون خیلی چیزها را تحمل کردند. باید به همان اندازه از همسرم و خانواده اش تشکر کنم. آنها به من اعتماد کردند و می دانستند تمام این اتفاقات برنامه ریزی شده بود.
در زمان محرومیت تو مدیر عامل استقلال علی فتح الله زاده بود. آیا او از تو حمایتی نکرد؟
اگر حمایت می کرد حال و روز من این می شد؟ هیچکس پشت من نبود و کمرم شکست. قانون می گوید اگر شما فلان خطا را کرده باشید اینقدر زندان می افتید و اینقدر هم جریمه پرداخت می کنید. اگر من کاری کرده بودم پس چرا زندان نیفتادم؟ اصلا این موضوع به فوتبال چه ارتباطی داشت؟ برای چه مجاهد خذیراوی را 5 سال از فوتبال محروم کردید؟ درد من همین ها است. ای کاش واقعا کاری می کردم چون الان راحت تر بودم و اینقدر حسرت نمی خوردم.
الان حسرت گذشته را نمی خوری؟ می توانستی یکی از بهتری بازیکنان ایران باشی....
حسرت خوردن فایده ای ندارد. هی چی بگویم چی شد و چی نشد، فایده ای ندارد. ولی اگر آن اتفاق برای من نمی افتاد و این مسایل پیش نمی آمد، امروز در یکی از بهترین تیم های اروپا بازی می کردم. همان موقع بارسلونا اسپانیا و نانت فرانسه به من پیشنهاد داده بودند. ولی محرومیت و مصدومیت پیاپی اجازه نداد به اروپا بروم. الان هم دیر نشده. من 29 سال دارم و اگر حمایت شود می توانم همان مجاهد خذیراوی سابق باشم.
الان کسی از تو حمایت می کند؟
نه در گذشته از من حمایتی شده و نه الان.
منظورت از گذشته، بعد از اتفاقی است که افتاد و مجبور شدی چند سال محروم شوی؟
بله، هیچکس از من حمایت نکرد. مجاهد خذیراوی یک بازیکن ملی بود. نه تنها باشگاهم بلکه تمام فوتبال باید من را حمایت می کرد. خذیراوی یک بازیکن ملی بود که برای تیم ملی زحمت کشید. بعد از آن اتفاق تلخ باید از من حمایت می شد و یک نفر می آمد دستم را می گرفت ولی هیچکس این کار را نکرد.
کمی شفافتر در باره این موضوع حرف بزنیم. بعد از سال ها بهتر نیست کمی درباره حقایق حرف بزنی؟ این روزها اتفاقات مختلفی مانند همان اتفاقی که برای تو افتاد در فوتبال ایران رخ می دهد ولی هیچوقت کسی مانند تو محروم نمی شود...
این حرف کاملا درست است. من مظلوم واقع شدم. مجاهد خذیراوی یک آدم مظلوم بود که برای نابود کردنش هر کاری کردند. هر جا می روم این حرف را می زنند. من بازیکنی بودم که تکنیک داشتم و سرعتی بودم. قصد ندارم از خودم تعریف کنم اما الان در فوتبال ایران یک نفر را می بینم مانند من فوتبال بازی می کند؛ خسرو حیدری بازیکن استقلال که تازه کند است و سرعت من را ندارد. کی بود اینها را درک کند؟ بعد از اتفاقی که در زندگی ام رخ داد آن حمایتی که باید از سوی باشگاه، فدراسیون فوتبال و اشخاص مختلف می شد، از من نشد. نگذاشتند که دوباره به فوتبال برگردم.
خود تو مقصر اصلی بودی. شاید هر بازیکن دیگری هم جای تو بود، چنین رفتاری با او می شد.
من مقصر نیستم. من یک بچه 18 ساله بودم که از آبادان بلند شدم آمدم تهران. باید از من حمایت می کردند. من اصلا کمک نمی خواستم، ای کاش حداقل شرایطم را بدتر نمی کردند. خیلی حرفها دارم که بزنم. مجاهد خذیروای مگر چه هیزم تری فروخته بود که باید اینطور با او برخورد می کردید. باید کاری می کردند که برگردم و دوباره بازی کنم. فوتبال در ذات من بود و هست. الان بچه هایی که هیچ چیز را نمی دانند می گویند تو فلان کار را کردی و باید برای همیشه محروم می شدی ولی اگر از من حمایت می شد الان همه چیز فرق می کرد. خذیروای می توانست بهترین بازیکن ایران شود.
فکر می کنی چرا حمایت نشدی؟
نمی دانم. مانده ام چرا از من حمایت نکردند و نمی کنند. مجاهد یک آدم تنهاست که باید قربانی می شد. من مقصر نبودم به خدا.
این اتفاقات هنوز در فوتبال ایران رخ می دهد اما هرگز برخوردی به آن شدتی که با تو شد، با کسی نمی شود.
شما همه چیز را می دانید. الان دوست دارم مردم حقیقت را بفهمند. باید یکی قربانی می شد که آن آدم من بودم. حالا ما کلی با هم بحث کنیم و بگوییم چرا اینطوری شد. شما هر روز مشابه اتفاقاتی که برای من افتاد در فوتبال ایران می بیند اما چرا کسی قربانی نمی شود؟ آنها می خواستند من را قربانی کنند که این کار را کردند.
«آنها» چه کسانی هستند؟ چرا تمام حرفهایت را نمی زنی و به صورت شفاف همه چیز را نمی گویی؟
منظور من آدم خاصی نیست. من کل فوتبال را می گویم. تمام آدم های فوتبال من را نابود کردند. جوی درست کردند که خذیراوی دیگر برنگردد. هیچکدام از آدم های این فوتبال من را نخواستند. اگر کسی بود شاید می توانست جلوی نابودی من را بگیرد.
ولی تو نگفتی که آیا شخصی به صورت مستقیم مقصر بوده یا نه؟
بله، این وسط آدمی بوده که مقصر صد در صد باشد.
این آدم بازیکن بوده؟
بازیکن مقصر که زیاد بود! ولی بیشتر مدیران استقلال بودند که من را رها کردند و چشمشان را روی همه چیز بستند. مگر الان خیلی از بازیکنان این کارها را نمی کنند؟ حتی فیلمشان هم بیرون آمده. حالا که من دیگر نیستم پس چرا با کسی برخورد نمی کنند؟ به جرات می گویم خیلی از بازیکنان ایران کاری بدتر از کار من را انجام می دهند ولی کسی به آنها چیزی نمی گوید. آدمی که باید قربانی می شد، شد. دیگر کسی نباید قربانی شود. مگر برخی از بازیکنان را منشوری نکردند ولی آخرش چه شد؟ بدون اینکه به اندازه من محروم شوند، آزاد شدند و توانستند بازی کنند. چه کسی واقعا این بازیکنان را خراب کرد؟ هیچکس. همه تلاش کردند آنها دوباره برگردند و این اتفاق افتاد. ولی چرا کسی این کار را برای من نکرد؟
یعنی فکر می کنی باید خیلی از بازیکنان ایران محروم شوند.
من فقط مثلا برایتان بزنم. با تیم ملی مقابل تایلند بازی داشتیم یک بازیکن ما کارهایی کرده بود که می خواستند بین دو نیمه او را شلاق بزنند! ولی همان مسئولین فدراسیون فوتبال رفتند از بازیکن حمایت کردند و نگذاشتند این اتفاق بیفتد. یک چیزهایی هست که من اگر بخواهم بگویم خیلی ها باید بیایند جواب بدهند. کلی حرف دارم چون من را قربانی کردند تا به مردم بگویند ما حواسمان به بازیکنان فوتبال هست. الان چرا این کار را نمی کنید؟ من را از زندگی عقب انداختند، از فوتبالم. همه چیزم را گرفتند، فوتبال همه چیز من بود. خیلی دوست دارم امروز بیایند دست من را بگیرند و حمایت کنند. اما کسی نیست دنبال مجاهد خذیراوی بیاید و دستم را بگیرد. فوتبال در ذات من است. به خدا من همان مجاهد قدیمی ام فقط باید حمایت شوم. اگر یک نیم فصل به من فرصت بدهند برمی گردم و همان بازیکن سابق می شوم. اینکه بروم تمرین و برگردم خانه هیچ فایده ای ندارد. من باید بازی کنم. در این چند سال فهمیدم بعضی ها یا نمی خواهند من برگردم یا اینکه دستور دارند کاری کنند که برنگردم. شاید امیر قلعه نویی در استقلال و مجید جلالی در فولاد دوست داشتند به من فرصت بدهند اما کسانی جلوی آنها را گرفتند. نمی دانم حقیقت چیست.
شاید حقیقت این است که بابت آن اشتباه باید قید فوتبالت را بزنی.
این برای من ناراحت کننده است. من تاوان اشتباهم را دادم. از نظر خانوادگی و فوتبالی اذیت شدم. اگر من بخواهم با شما درد دل کنم باید یک کتاب بنویسید. الان هر چی بگویم فایده ای ندارد. کیست که توجه کند. کیست که فردا بیاید دستم را بگیرد و بگوید برگرد به فوتبال.
روزهای بعد از آن اتفاق را خوب یادت هست؟ می توانی بگویی چه شرایطی داشتی؟
خیلی سخت بود. اصلا نمی توانم فکر آن روزها را کنم. هر کس، هر حرفی دوست داشت به من می زد. انگار 100 سال برایم گذشت. اگر از شما زندگی و کارتان را بگیرند چه اتفاقی می افتاد؟ فوتبال همه چیز من بود، همه وجود من بود. از بچگی با فوتبال بزرگ شدم. شب ها توپ فوتبال بغل من بود، حتی همین الان. اما آنها آمدند فوتبال را از من گرفتند. نگذاشتند به رویاهایی که داشتم برسم. می خواستم کارهای بزرگ کنم. بچه که بودم رویاهایی داشتم. شاید کمی به آرزوهایم رسیدم اما این تمام خواسته های مجاهد خذیراوی نبود. من را نابود کردند. دوست داشتم همان موقع زندگی ام تمام شود. ولی ایستادم و با همه چیز جنگیدم. الان مشکل چیست؟ چرا نمی خواهید مجاهد سرپا بایستد؟
وقتی آن اتفاق افتاد تو مدتی محو شدی. در آن روزها چکار می کردی؟
من در اکباتان خانه داشتم و تنها راه درآمدم آرایشگاهی بود که در ولیعصر داشتم. اموراتم می گذشت و تا مدتی از تمرینات به دور بودم. وقتی محرومیتم تمام شد به استقلال برگشتتم و قرارداد بستم. بعد از آن به فولاد رفتم. واقعا از مسئولان این تیم ممنون هستم چون در استقلال شرایطی بحرانی داشتم. اگر فولاد نبود معلوم نبود چه بلایی سر من می آمد. مایلی کهن در این تیم به من فرصت داد و داشتم آمده می شدم که متاسفانه در بازی فولاد وپیکان دوباره مصدوم شدم. اگر آن موقع آسیب نمی دیدم شاید الان همان مجاهد آماده بودم.
وقتی آن اتفاق برای تو افتاد شایعات زیادی درباره ات وجود داشت. از زندان گرفته تا ....!
تمام این شایعات دروغ بود. من زندان نرفتم. جوی درست کرده بودند که هر روزنامه ای درباره من یک چیز می نوشت.
حتی حرف از شلاق خوردن تو بود...
نه، اصلا این چیزها نبود. من فقط محروم شدم، همین. آنها می خواستند من را نابود کنند که این کار را با موفقیت کردند. اینکه می گویند من شلاق خوردم، یا .... صادرات می کردم امارات، اصلا درست نبود. اگر می خواستم از این کارها کنم اصلا چرا وارد فوتبال شدم؟ چرا آمدم در یک شهر غریب؟ در همان آبادان می ماندم که راحت تر این کارها را انجام می دادم. من یک بچه کوچک بودم، اصلا می توانستم چنین کارهایی کنم؟
بعد از آن ماجرا برخورد مردم با تو چگونه بود؟
طرفداران همیشه به من لطف دارند و می گفتند حیف شد که این بلاها سرت آمد. من آدم ساکتی بودم و واقعا کاری به کسی نداشتم. حقم نبود این بلاها را سرم بیاورند. من قربانی این فوتبال شدم.
ژنرال «سه» گل
![]() زمانی که نامش دوباره برای سرمربیگری استقلال مطرح شد ، قند در دل هوداران استقلال آب شد.او خواه ناخواه امیرقلعه نویی است و با او استقلال همیشه مدعی بوده است.اما حالا باز هم با همان پوزخندهای همیشگی اعلام می کند که به سپاهان قول داده و در دیدارش با معاون ورزشی احمدی نِژاد بودن در استقلال را رد می کند.طرفداران استقلال برای راه رفتنش روی تارتانهای نارنجی ورزشگاه آزادی و دست بالا بردن هایش له له می زنند اما مثل اینکه پرداخت های سر وقت سپاهان و نظم مالی زردهای صنعتی بیشتر از دلشوره های مالی تیم های دولتی او را از تهران دور می کنند.صمد مرفاوی سرمربی اسبق استقلال در روزهایی که استقلال به بحران خورده بود در یک محفل خصوصی گفته بود که امیر از اینکه استقلال در آسیا دارد نتیجه می گیرد به شدت ناراحت است و حتی استعفایش را پس از پیورزی مقابل الشباب و بردن به تیم به یک چهارم نهایی آماده کرده است،اما تیم باخت و به یک چهارم نرفت تا صمد این بار استعفایش در اوج ننویسد.اما قلعه نویی آرام پیش می رفت و در نهایت سیاست ورزی آن جیزی را که می خواست به دست می آورد با اینکه هر لحظه با تهدیدی مواجه می شد اما او که دو قهرمانی را در لیگ برتر داشت می خواست با بدست آوردن سومین قهرمانی ژنرال سه گل شود.چوب ها لای چرخ صمد که می آمد ، او در برنامه ها ومصاحبه هایش غیر مستقیم به امیر قلعه نویی اشاره می کرد اما در نهایت در برنامه نود بود که شمشیر ر علیه قلعه نویی بست و خلاصه اینکه ژنرال هم ساکت نماند.دوستان قدیمی خیلی زودتر از آنچه که فکرش را بکنید دشمنان خونی شدند که یک آن هم از جهت گیری علیه یکدیگر غافل نبودند.روزهایی که در ورزشگاه آزادی برای اینکه لج صمد را در بیاورند، شعار می دادند:« دوای درد آبی ، امیر قلعه نویی» امیر کنار زاینده رود لبخند می زد و می گفت:« حتی اگر واعظ هم از استقلال برود دیگر به استقلال باز نمی گردد.» امیر خوب عاشقانش را لب چشمه می برد و بر می گرداند و حالا باز هم پس از دیدار با سعیدلو این کار را با ظرافت کامل انجام داد.فوتبال دولتی همین است.واعظ آشتیانی راآنچنان غره می کند که یادش می رود باشگاه او از آبشخور دولت مصرف می کند و مدیرعاملش با یک چشم به هم زدن عوض می شود.حالا نه امیر به استقلال باز می گردد،نه واعظ و نه صمدی که با لابی های واعظ به مس رفته است.استقلال مانده و یک لشگر از هم پاشیده... 2-اما به راستی چرا قلعه نویی نمی خواهد به استقلال بازگردد؟ بررسی این مساله برای کسی که خودش را یک استقلالی دوآتشه می داند خیلی مهم و لازم به نظر می رسد.مگر نه اینکه یک استقلالی واقعی در روزهای بحران به کمک تیمش می آید ؟چه بسا که و سال پیش هم زمانی که فیروز کریمی سرمربی بود و تیم از هم پاشیده بود ، قلعه نویی آمد و با شگردهایش آبی ها قهرمان جام حذفی و آسیایی کرد.اما او در استقلال و زمانیکه واعظ مدیرعامل شد ، روزهای خوبی نداشت.در همان شنیده بود که می خواستند حذفش کنند.حتی پرونده ای هم برایش تشکیل شد و گمانه ها و حدسها و حرف و حدیث هایی که پشت سرش بود برای بالاترین مقام ها لیست شد.اما نچ! هیچ چیز ثابت نشد.ردپایی از هیچ جریانی وجود نداشت.جمله او را در برنامه نود و در آخرین مصاحبه اش با فردوسی پور فراموش نکنید.مصاحبه ای که قلعه نویی انگار با یک کلت به استودیو رفته بود: «اگه یه روزم بهم بگن برو گوشه خونه بشین می رم می شینم ، امیر قلعه نویی رو همه می شناسن! » او با آن همه حرف وحدیث در روزهایی که جریانی به دنبال برکناری قطبی در تیم ملی بود به عنوان آلترناتیو امپراتور معرفی شد.همانطور که همیشه به عنوان آلترناتیو استقلال معرفی می شود.چند صد میلیونی که امیرقلعه نویی از سپاهان گرفته است امسال سی درصد افزایش پیدا می کند.جام زیبای لیگ برتر ومدال عسلی روی سینه او وبازیکنان زردپوشش قرر گرفت و مثل اینکه ملالی هم از حذف در لیگ قهرمانان آسیا نیست چون اردشیر عقیده دارد قهرمانی در آسیا حساب است و نه صعود. ![]() مردم اصفهان در خیابان مشغول رقص و پایکوبی بودند وموبایل امیرقلعه نویی ، مرتب زنگ و پیامک تبریک قهرمانی دارد.زردها قهرمان شده اند و استقلال سوم می شودو سهمیه آسیایی اش هم مورد تهدید قرار می گیرد.امیرخان در دلش جمله فوتبال علمی را مسخره می کند.فوتبال غیر علمی اوبه زعم امیررضاواعظ اشتیانی قهرمانی رابرای استقلالی ها به ارمغان نیاورده است که هیچ ، کری باخت درداربی را هم به همراه داشته است.استقلالی هابه قلعه نویی می گفتند :« قاتل پرسپولیس» و حالا ژنرال مجبور است در اصفهان و شمایل زرد، قرمزها را به خاک و خون بکشد.عجب اوضاعی است...روزی خبرنگاری از قلعه نویی پرسید اگر دو میلیارد بگیری حاضری سرمربی پرسپولیس شوی؟ قلعه نویی آنقدر از این سوال ناراحت شد که خون از چشمانش می بارید.او این سوال را یک سال بدون جواب گذاشت اما بالاخره امسال در اصفهان و بودن در کنار یک تیم صنعتی ، پاسخ داد که یک میلیارد ودو میلیارد که هیچ ، صد میلیارد هم بدهند سرمربی پرسپولیس نمی شود. 4-قلعه نویی آدم نترسی است.او به ستاره ها هم رو نمی دهد.نیکبخت را آنچنان کنار گذاشت که از داغش پرسپولیسی شد.بالاخره او بچه نازی آباد است و نترس بودن و جنگجو بودن از خصوصیات نازی ابادی هاست.در روزهایی که نسبت دادن کلمه دروغگو به هر کس ممکن بود گران تمام شود او برخی مدیران فوتبال ایران را که باعث افت فوتبال ایران شده بودند را از تبار دروغگوها نامید وتیتر یک روزنامه های ورزشی وحتی سیاسی شد..به بسیاری از مراسم سیاسی نرفت ونشان داد که به اتکای بازویش ، احاطه اش بر حاشیه ها و به جا آوردن یک نوع پدرخواندگی از نوع دیکتاتوری مدرن در فوتبال ایران ، همچنان می تازد و تیمهایش را قهرمان می کند.لبخندهای او را از یاد نبرید.آن روز که لیست استقلال برای فرستادن به AFC دیر شده بود لبخندی زد وگفت:« اون که یه جریمه اس..!» نشان داد که حرف فقط حرف امیر است وبس حتی اگر استقلال به لیگ قهرمانان آسیا نرود.هیچ کس هم به بسته شدن قرارداد تئودی یونگ در ان روزها توجه نکرد که نکرد.حالا که امیرخان یا همان اردشیر برای سومین بارقهرمان لیگ برتر شده است.راستی ذکر یک اتفاق یا یک خاطره عجیب و تلخ از قول یکی از پیشکسوتان استقلال که این روزها حال وروز خوشی ندارد خالی از لطف نیست.او می گفت:« در اتوبوس استقلال یک با قلعه نویی را به اسم امیر صدا کردم. در همان بازی از لیست 18 نفره خط خوردم ورفتم روی سکو.بازی بعد ذخیره بودم و قلعه نویی با زانوی مصدوم همچنان فیکس بود.به من رساندند که باید بگویم امیرخان تا به ترکیب بازگردم .با تمام جذبه ای که اردشیریا همان امیر داشت حاضر به این کار نشدم و فصل بعد از استقلال رفتم.» 5-جذبه امیرخان،به این سه کلمه فکر کنید. جذبه قلعه نویی آنچنان هست که او ژنرال سه گل لیگ برتر شود و جوادرزینچه که او را به تبانی متهم کرده ، بادیدنش در کمیته انضباطی رنگ ببازد و همه حرفهایش راپس بگیرد.جذبه قلعه نویی همان است که حجازی و حاجیلو پیشکسوتان استقلال را خون به دل می کند.جذبه همان است که قلعه نویی با در اختیار گرفتن فاکتورهای سنتی فوتبال پر افتخار تین مربی ایران در دهه اخیر شود..مردی از پر خواص متناقض که در نهایت مدیران باشگاههای پولدار و صنعتی را مجاب به استخدامش می کند.او امیر قلعه نویی یک متر تقریبا هفتاد سانتی متری است که با قد وقاوره نه چندان بلندش، پالتوهای بلند می پوشد.همه اما در نهایت می گویند او تنها مربی است که درد بی درمان این فوتبال بیمار را می داند.حالا که با مرهم مجاز درد را درمان کند چه با مرهم غیر مجاز اما فقط ژنرال «سه » گل است که درد فوتبال ایران رادرمان می کند و پر افتخارترین مربی دهه اخیر می شود.او را چه در نازی آباد فرض کنیم چه در خانه چند صد متری اش در جردن که فروخت وپنت هاوس در پاسداران خرید و جه در بهترین منطقه اصفهان، او تنها مربی است که مدیران کارخانه فولاد مبارکه حاضرند برایش یک میلیارد تومان هزینه کنند و از چنگ هدایتی عابر بانک استیل آذین بربایند.او ژنرال سه گل است...سه گل! ![]() |
برترين گلزنان جام هاي جهاني گذشته
جدول برترين گلزنان جام هاي جهاني گذشته اعلام شد.

جدول برترین گلزنان جام های جهانی گذشته اعلام شد.
سال ------ نام گلزن برتر ------- نام کشور ------- تعداد گل ها
1930 گیلرمو استبیل آرژانتین 8
1934 اولدریخ نژدلی چکسلاواکی 5
1938 لئونیداس برزیل 8
1950 آدمیر برزیل 8
1954 ساندور کاسیس مجارستان 11
1958 ژوست فونتین فرانسه 13
1962 گرینشا برزیل 4
" والنتین ایوانفت اتحاد جماهیر شوروی 4
" لئونل سانچز شیلی 4
" واوا برزیل 4
" دراژن یرکوویچ یوگسلاوی 4
1966 اوزه بیو پرتغال 9
1970 گرد مولر آلمان 10
1974 گرژگورژ لاتو لهستان 7
1978 ماریو کمپس آرژانتین 6
1982 پائولو روسی ایتالیا 6
1986 گری لینه کر انگلیس 6
1990 سالواتور اسکیلاچی ایتالیا 6
1994 اولگ سالنکو روسیه 6
" هریستو استویتچکف بلغارستان 6
1998 داوور سوکر کرواسی 6
2002 رونالدو برزیل 8
2006 میروسلاو کلوزه آلمان 5
در مجموع :
نام گلزن ------ نام کشور ------ میزان حضور ------- گل ها
1- رونالدو برزیل 2006 -1998 15
2- گرد مولر آلمان 1974-1970 14
3- ژوست فونتین فرانسه 1958 13
4- پله برزیل 1970 -1958 12
5- ساندور کاسیس مجارستان 1954 11
6- یورگن کلینزمن آلمان 1998-1990 11
7- هلموت راهن آلمان 1958 -1954 10
8- تئوفیلو کوبیلاس پرو 1978 -1970 10
9- گرژگورژ لاتو لهستان 1982-1974 10
10- گری لینه کر انگلیس 1990 -1986 10
11- گابریل باتیستوتا آرژانتین 2002-1994 10
12- میروسلاو کلوزه آلمان 2006-2002 10
13- لئونیداس برزیل 1938-1934 9
14- ادمیر برزیل 1950 9
15- خوان شیافینو اوروگوئه 1954 -1950 9
16- واوا برزیل 1962- 1958 9
17- اووه سیلر آلمان 1970 -1958 9
18- اوزبیو پرتغال 1966 9
19- جورجینهو برزیل 1974-1970 9
20- پائولو روسی ایتالیا 1986 -1978 9
21- روبرتو باجو ایتالیا 1998-1990 9
22- کارل هاینس رومنیگه آلمان 1986-1978 9
23- کریستین ویه روی ایتالیا 2002 -1998 9
24- گیلرمو استبیل آرژانتین 1930 8
25- ادمیر برزیل 1950 8
26- دیه گو مارادونا آرژانتین 1994-1982 8
27- رودی فولر آلمان 1994-1990 8
28- ریوالدو برزیل 2002-1998 8
سایت گل- یکی از لذتهای رقابتهای جام جهانی، دیدن ورزشگاه هایی است که 32 تیم حاضر در این رقابتها، دیدارهایشان را در آن برگزار می کننند.
در برخی از مواقع از در ساخت آنها از هنر مدرن بهره گرفته می شود و یا گاهی وقتها استادیومهای قدیمی بازسازی و مجهز می شوند تا برای برگزاری یکی از بزرگترین مصافهای دنیا خود را آماده کنند.
اوضاع در آفریقای جنوبی نیز به همین ترتیب است. به همین دلیل تیم گل دات کام آفریقا تصمیم گرفته تا راهنمای دقیق و خوبی از ده استادیوم برتر این کشور را برای شما ارائه کند.
تنها کافی است که برروی یکی از لینک های زیر کلیک کنید تا ببینید که اسطوره هایتان در ماه ژوئن در چه ورزشگاه هایی به میدان خواهند رفت.

استادیوم کیپ تاون (گنجایش : 68 هزار نفر)
بازیهای این ورزشگاه:
11 ژوئن: اروگوئه – فرانسه
14 ژوئن: ایتالیا – پاراگوئه
18 ژوئن: انگلیس- الجزایر
21 ژوئن: پرتغال- کره شمالی
24 ژوئن: کامرون - هلند
29 ژوئن: مرحله یک هشتم نهایی: تیم اول گروه اچ و تیم دوم گروه جی
سوم جولای: یک چهارم پایانی
6 جولای : نیمه نهایی

استادیوم الیس پارک ژوهانسبورگ (گنجایش : 61.639 نفر)
بازیهای این ورزشگاه:
12 ژوئن: آرژانتین – نیجریه
15 ژوئن: برزیل- کره شمالی
18 ژوئن: اسلوونی- آمریکا
21 ژوئن: اسپانیا – هندوراس
24 ژوئن: اسلوواکی – ایتالیا
28 ژوئن: مرحله یک هشتم: تیم اول گروه جی و تیم دوم گروه اچ
سوم جولای: یک چهارم پایانی

استادیوم لوفتوس ورسفلد - پروتریا (گنجایش : 49.365 نفر)
بازیهای این ورزشگاه:
13 ژوئن: صربستان - غنا
16 ژوئن: آفریقای جنوبی- اروگوئه
19 ژوئن: کامرون - دانمارک
23 ژوئن: آمریکا- الجزایر
25 ژوئن: شیلی - اسپانیا
29 ژوئن: مرحله یک هشتم: تیم اول گروه اف و تیم دوم گروه ایی

استادیوم ساکرسیتی ، سووتو (گنجایش : 88.460 نفر)
بازیهای این ورزشگاه:
11 ژوئن: آفریقای جنوبی- مکزیک
14 ژوئن: هلند- دانمارک
17 ژوئن: آرژانتین – کره جنوبی
20 ژوئن: برزیل- ساحل عاج
28 ژوئن: مرحله یک هشتم: تیم اول گروه بی و تیم دوم گروه آ
دوم جولای: یک چهارم پایانی
یازدهم جولای : فینال

استادیوم فری استیت (گنجایش : 45.048 نفر)
بازیهای این ورزشگاه:
14 ژوئن: ژاپن- کامرون
17 ژوئن: یونان - نیجریه
20 ژوئن: اسلوواکی- پاراگوئه
22 ژوئن: فرانسه – آفریقای جنوبی
25 ژوئن: سوئیس - هندوراس
27 ژوئن: مرحله یک هشتم: تیم اول گروه دی و تیم دوم گروه سی

استادیوم پیتر موکابا (گنجایش :45.264 نفر)
بازیهای این ورزشگاه:
13 ژوئن: الجزایر- اسلوونی
17 ژوئن: فرانسه - مکزیک
22 ژوئن: یونان – آرژانتین
24 ژوئن: پاراگوئه- نیوزیلند

استادیوم رویال بافوکنگ (گنجایش : 44.530 نفر)
بازیهای این ورزشگاه:
12 ژوئن: انگلیس- آمریکا
15 ژوئن: نیوزیلند- اسلواکی
19 ژوئن: غنا - استرالیا
22 ژوئن: مکزیک - اروگوئه
24 ژوئن: دانمارک - ژاپن
26 ژوئن: مرحله یک هشتم: تیم اول گروه سی و تیم دوم گروه دی

استادیوم موسز مابیبا - دوربان (گنجایش : 70.000 نفر)
بازیهای این ورزشگاه:
13 ژوئن: آلمان - استرالیا
16 ژوئن: اسپانیا - سوئیس
19 ژوئن: هلند - ژاپن
22 ژوئن: نیجریه- کره جنوبی
25 ژوئن: پرتغال- برزیل
28 ژوئن: مرحله یک هشتم: تیم اول گروه ایی و تیم دوم گروه اف

استادیوم مومبلا - نلزپرویت (گنجایش : 43.589نفر)
بازیهای این ورزشگاه:
16 ژوئن: هندوراس - شیلی
20 ژوئن: ایتالیا - نیوزیلند
23 ژوئن: استرالیا- صربستان
25 ژوئن: کره شمالی- ساحل عاج

استادیوم نلسون ماندلا (گنجایش : 46.000 نفر)
بازیهای این ورزشگاه:
12 ژوئن: کره جنوبی- یونان
15 ژوئن: ساحل عاج - پرتغال
18 ژوئن: آلمان- صربستان
21 ژوئن: شیلی- سوئیس
23 ژوئن: اسلوونی- انگلیس
26 ژوئن: مرحله یک هشتم: تیم اول گروه آ و تیم دوم گروه بی
دوم جولای: یک چهارم پایانی
دهم جولای: بازی رده بندی
هجده دوره جام جهاني به روايت آمار و ارقام
هجده دوره جام جهاني به روايت آمار و ارقام
در 18 دوره گذشته جام جهاني فوتبال که از سال 1930 آغاز شد و در 15 کشور مختلف برگزار شده، در مجموع 708 مسابقه انجام و 2063 گل رد و بدل شده است.
در مجموع 77 عضو فدراسيون جهانی فوتبال، فيفا، در اين بازيها حضور داشتند که تعدادی از آنها نتواسته اند بيش از يک بار در اين مسابقات حضور داشته باشند.
پر افتخارترين تيم: برزيل با کسب 5 عنوان قهرمانی در سالهای 1958، 1962، 1970، 1994 و 2002 پرافتخارترين است. پس از آن ايتاليا با چهار عنوان قهرمانی در رده دوم و آلمان با سه قهرمانی در رده سوم قرار دارند.
ناکام ترين فيناليست: آلمان که در فينال جامهای 1966، 1982، 1986 و 2002 نايب قهرمان شد.
بيشترين تعداد حضور در جام جهانی: برزيل که در هر 19 دوره جام جهانی حضور داشته است و حضورش در جام جهانی 2014 به عنوان میزبان قطعی است. آلمان و ايتاليا هر کدام با حضور در 17 دوره در رده دوم قرار دارند.
بيشترين گل زده: برزيل با 201 گل زده در 92 مسابقه
بیشترین گل خورده: آلمان با 112 گل خورده در 92 مسابقه
بیشترین برد: برزیل 64 با برد
بیشترین باخت: مکزیک با 22 باخت
کمترين گل زده يک تيم: زئير (جمهوری دموکراتيک کنگو فعلی) هند شرقی هلند ( اندونزی فعلی)، کانادا، ترینیداد و توباگو، چين و يونان بدون گل زده.
بهترين خط حمله: مجارستان با 87 گل زده در 32 بازی. ( متوسط 2.7 در هر بازی)
بدترين خط دفاع: زئير و هائیتی با 14 گل خورده در 3 بازی (متوسط 4.7 در هر بازی)
بالاترين تفاضل گل: برزيل 117+
پائين ترين تفاضل: مکزيک 34 -
بهترين گلزن در دور نهایی: ژوست فانتين فرانسوی که در جام 1958، 13 گل به ثمر رساند. اين عنوان به رونالدوی برزیلی نيز می تواند داده شود که با 15 گل زده، در سه جام بيشترين گل را به ثمر رسانده است. پیش از او گرد مولر آلمانی با 14 گل زده در دو جام رکورددار بود.
بهترین گلزن در دور انتخابی: علی دایی از ایران با 35 گل زده.
بهترين گلزن در يک بازی: اولگ سالنکو ار روسيه که در بازی مقابل کامرون در مرحله مقدماتی جام 1994 5 گل از 6 گل تيمش را به ثمر رساند. اوزه بيو از پرتغال (جام 1966) و اميليو بوتراگوئنو از اسپانيا (جام 1986) هر کدام با 4 گل زده در يک مسابقه در رده دوم قرار دارند.
پر گل ترين جام: 1998 فرانسه - 171 گل در 64 مسابقه.
کم گل ترين جام: 1930 اوروگوئه و 1934ايتاليا - 70 گل در 18 و 17 مسابقه.
متوسط بيشترين تعداد گل: 5.38 گل در هر بازی در جام سوئيس 1954
متوسط کمترين تعداد گل: 2.21 در هر بازی در جام ايتاليا 1990
پرگل ترين بازی: 12 گل. ديدار دو تيم اتريش و سوئيس در جام 1954 سوئيس که با نتيجه 7 بر 5 به سود اتريش خاتمه يافت.
پله در سه جام 1954، 1964 و 1970 با تیم ملی برزیل قهرمان شد
بيشترين اختلاف گل: 9 گل. ديدار يوگسلاوی و زئير (جمهوری دکومراتيک کنگو) 9 بر صفر به سود يوگسلاوی در جام 1974 و ديدار مجارستان و السالوادور در جام 1982 که با نتيجه 10 بر يک به سود مجارستان تمام شد.
پرگل ترين مسابقه فينال: ديدار دو تيم برزيل و سوئد در جام 1958 که با نتيجه 5 بر 2 به سود برزيل پايان يافت.
کم گل ترين مسابقه فينال: ديدار تيمهای برزيل و ايتاليا در جام 1994 که در پايان وقت قانونی و وقت اضافی بدون گل پايان يافت. نتيجه اين بازی در ضربات پنالتی 3 بر 2 به سود برزيل بود.
سريعترين گل: گل هاکان شوکور، مهاجم ترکيه به کره جنوبی در جريان ديدار رده بندی جام 2002. اين گل در ثانيه يازدهم بازی به ثمر رسيد.
بيشترين تعداد تيمها در بازيهای انتخابی: 198 تيم عضو فيفا برای ورود به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی در مرحله انتخابی حضور داشتند.
خشن ترین دوره: 28 کارت قرمز و 345 کارت زرد در جام 2006.
خشن ترین بازی: دیدار هلند و پرتغال در جام 2006 با 4 اخراجی و 16 اخطاری.
کمترين کارت قرمز: 1970 مکزيک که هيچ بازيکنی اخراج نشد.
پرحضور ترین بازیکن: لوتار ماتئوس (آلمان) با حضور در پنج دوره و 25 مسابقه.
پر افتخارترین بازیکن: پله که در سه جام 1954، 1964 و 1970 با تیم ملی برزیل قهرمان شد.
پرافتخارترين مربی: ويتوريو پوتسو، مربی تيم ملی ايتاليا که دوبار در سالهای 1934 و 1938 ايتاليا را به قهرمانی رساند.
پرافتخارین بازیکن - مربی: ماریو زاگالو در سال 1958 و 1964 به عنوان بازیکن و در سال 1970 به عنوان مربی برزیل برنده چام جهانی شد. فرانتس بکن باوئر هم در سال 1974 به عنوان کاپیتان و در سال 1990 به عنوان مربی همراه تیم آلمان قهرمان جام جهانی شد.
امسال دونگا مربی برزیل و مارادونا مربی آرژانتین این شانس را دارند که نامشان به این فهرست اضافه شود.
کارشناسان 10 بازيکن برتر هيجده دوره ي جام جهاني را انتخاب کردند و برزيليها با سه نماينده پرافتخارترين تيم اين رقابتها هستند
.
10 بازیکن برتر دورههای گذشته به این شرح هستند:
10) رونالدو: فوق ستاره برزیل با 15 گل زده رکورد بیشترین گل زده در جام جهانی را دارد. رونالدو که در سالهای 1996 و 1997 عنوان بهترین بازیکن جهان را به دست آورد در جام جهانی برزیل در ترکیب برزیل حضور داشت و در سال 2002 به همراه این تیم به مقام قهرمانی رسید.
9) جاست فونتین: مهاجم تیم ملی فرانسه با عملکرد فوق العادهاش در جام جهانی 1958 جای هیچ حرف و حدیثی را برای حضور در جمع 10 بازیکن برتر دنیا باقی نگذاشت. فونتین در جام جهانی در شش بازی سیزده گل به ثمر رساند و از پله که در 4 جام جهانی حضور داشت بیشتر گل زد.
8) پائولو روسی: مهاجم آتزوریها در جام جهانی 1982 یک تنه تیمش را به مقام قهرمانی رساند و کفش و توپ طلا را هم از آن خود کرد و دومین بازیکنی لقب گرفت که در جام جهانی به این سه افتخار دست یافته است.
7) زین الدین زیدان: عملکرد درخشان زیدان در جام جهانی 98 شاید تا حدی زیر سایه درخشش رونالدو قرار گرفت. اما دو گل زیبای او در دیدار پایانی جام جهانی 98 برای قهرمانی خروسها کافی بود. زیدان در جام جهانی 2006 هم درخشید و فرانسه را به فینال رساند هرچند در دیدار پایانی مغلوب زیرکی مارکو ماتراتزی شد و با اخراج از زمین مسابقه زمینه شکست فرانسه را فراهم کرد.
6) گارینشا: "پرنده کوچک" یکی از ارکان اساسی موفقیت برزیل در دهههای 50 و 60 میلادی بود. گارینشا اگرچه عناوین و افتخارات فردی به دست نیاورد اما آن قدر در تیم ملی تاثیرگذار بود که پله درباره او گفت: "اگر کارینشا نبود برزیل هیچ مقامی در جام جهانی کسب نمیکرد."
5) فرانس پوشکاش: تیم رویایی مجارستان در دهه 50 میلادی موفقیتش را بیش از هر کس دیگری مدیون پوشکاش است. مجارستان به لطف درخشش پرفروغ پوشکاش در 32 بازی پیاپی شکست نخورد و در جام جهانی 1954 هم به دیدار پایانی صعود کرد اما نتوانست حریف ژرمنها شود و به نایب قهرمانی رضایت داد.
4) گرد مولر: بازیکن افسانهای تیم ملی آلمان با 68 گل در 63 بازی رکورد بینظیری را از خود بر جای گذشته است. مولر به مدت 30 سال رکورددار تعداد گلهای ملی بود. او در جام جهانی 1970 ده گل برای آلمان به ثمر رساند و بعد از جاست فونتین در رده دوم قرار گرفت. میانگین گل زده توسط گردمولر توسط هیچ بازیکن دیگری تکرار نشده است.
3) فرانتس بکن باوئر: اسطوره فوتبال آلمان غربی دو سال عنوان بهترین بازیکن اروپا را از آن خود کرد و در سال 1974 هم با تیم آلمان به مقام قهرمانی دست یافت. سبک خاص بازی او باعث ایجاد پست جدیدی به نام "سوئپر" در فوتبال مدرن شد. قدرت رهبری فوقالعاده بکن باوئر در تیم آلمان باعث شد هواداران به او لقب قیصر را بدهند.
2) دیگو مارادونا: مارادونا در جام جهانی زیر 21 سالهها هشت گل به ثمر رساند. اما درخشش فوقالعاده او در جام جهانی 1986 به اوج رسید که یک تنه آرژانتین را به مقام قهرمانی رساند. مارادونا بیتردید یکی از تکنیکیترین بازیکنان دنیا و حتی شاید بهترین آنها باشد. دیگو مارادونا به همراه پله درصدر فهرست برترین بازیکنان تاریخ فوتبال دنیا قرار دارد.
1) پله: درخشش بینظیر پله در جام جهانی کار را برای انتخاب بهترین بازیکن تاریخ فوتبال در جام جهانی چندان دشوار نمیکند. پله در 14 بازی در جام جهانی به میدان رفت و 12 گل به ثمر رساند. پله در سن 17 سالگی قهرمان جام جهانی شد و در سال های بعد دو بار دیگر این عنوان را به ویترین افتخاراتش افزود.
مروارید سیاه با سه قهرمانی در جام جهانی رکورددار قهرمانی در این رقابتهاست. او همچنین جوانترین گلزن این رقابتها را به خود اختصاص داده است
برمودای امیر قلعه نوعی و رفقا/استقلالی ها هوشیار باشند
نمی دانم از كجا شروع كنم،بعد از اتفاقات امروز به حافظه خودم مراجعه كردم،نكاتی در استقلال است كه هیچ گاه نمی توان منكر آن شد
اول اینكه به دوران بازیگری امیر كه برگردیم ایمان می آوریم كه او یك بازیساز توانمند و خوش غیرت بود،بچه لوتی جنوب تهران كه نوع حرف زدن ، بیان احساسات و مدیریتش در زمین بازی برای استقلالی ها به حدی شیرین بود كه اورا ژنرال می نامیدند

ژنرال یك لیدر به تمام معنا و یك كاپیتان واقعی بود كه حتی وقتی استقلال به دسته سوم رفت ماند و با كمك سرخاب و زرینچه و...آبی تراز همیشه برگشت
او استقلالی بودنش را ثابت كرده بود اما همیشه انسان باید واقع بین باشد...بیاییم نگاهی جدی به دوران مربی گری او بیاندازیم
او كارش را در برق تهران بسیار خوب انجام داد،او حتی در ورزشگاه آزادی با تعدادی جوان گمنام مقابل پرسپولیس قدرتمند آن زمان نمایش خیره كننده ای داشت تا اینكه پای او به استقلال بازشد
او در دو دوره دستیار سرمربی های بزرگ بود كه با هر دو تایشان به مشكل برخورد:1-ناصرحجازی 2-رولند كخ
كاریزمای حجازی را همه می شناسند اما در مورد كخ كه همین امسال در باشگاه كلن آلمان دستیار دوباره كریستوف دام بود لازم به ذكراست ایشان یكی از بزرگترین مربی هایی است كه به ایران آمد،نوع كوچینگ و تمریناتش فوق العاده بود به طوری كه تا كنون استقلال با هیچ مربی به كیفیت ودانش او كار نكرده است.
امیر با هر دو این مربی ها به مشكل برخورد و وقتی ازاستقلال خارج شد یا خارجش كردند صحبتهایی كرد ...كم كم خبرهایی شنیده می شد در مورد اینكه با بازیكنان نزدیك است و با آنان صحبت میكند تا استقلال نتیجه نگیرد...
این حرفها قابل هضم نبود اما نكته عجیب این است كه هر دوی این مربی ها نتیجه نگرفتند تا امیر برگردد و استقلال با او نتیجه بگیرد...همان بازیكنانی كه توپ را از یك قدمی به بیرون می زدند حالا گلزن می شدند!!در حالی كه فقط یك هفته گذشته بود...شاید اودر تقویت روحی بازیكنان نقش عجیبی داشته باشد..!!
این را به خودمان می گفتیم اما....
نكته جالب این است كه بعد از ورود امیر به حیطه سرمربیگری تاكید میكنیم هیچ مربی نمی تواند در استقلال نتیجه بگیرد
حجازی ،كخ،فیروز كریمی،صمد مرفاوی و....
همه این مربیان هم از یك اسم نام می برند كه می خواهد فاتحانه برگردد...همه از نیمكت استقلال و شعارهای حیا كن رها كنی می گویند كه هدایت شده است!!
آیا همه دروغ می گویند؟
او در تیم های استقلال اهواز،مس و سپاهان موفق بوده؛می گویند اینها به حضور او در شهرداری تهران بر می گردد و روابطی كه با بعضی ها پیدا كرد و باندی شدند به نام مافیای ایرانی فوتبال و الا در تمرین هیچ كدام از این تیمها خلاقیتی دیده نمی شود!!
صحبت های نوازی و كاپیتان جواد زرینچه یادتان هست؟تبانی و... هرچند زورشان نرسد و مجبور به تكذیب شدند اما مگر می شود صحبتهای آنها در برنامه نود را فراموش كرد؟
امیر همان كسی است كه باعث یكی از فجیع ترین اتفاقات تاریخ استقلال شد،تیم قهرمان ایران بدون حضور در جام باشگاههای آسیا حذف شد
قبل از این اتفاق به او اعلام شد كه این اتفاق می افتد اما جواب او این بود:یك جوری درستش می كنیم....خنده...اشكهای هواداران...افتضاح تاریخی...مثل آب خوردن... حذف شدیم...به راحتی آب خوردن!! آخرش هم كسی جوابگو نشد كه چرا؟؟
هواداران استقلال مربی های بزرگ استقلالی را به یاد می آورند اما فقط و فقط یك نفر در برابر برد مقابل استقلال آنها مشت گره كرد...سر مربی سابق مس كرمان...امیر قلعه نوعی (عاشق استقلال )
تنها یك مربی ، استقلال را برای معروف تر شدن و تیم ملی رها كرد و به تیم ملی رفت باز هم امیرقلعه نوعی
حتی زمانی كه او سرمربی تیم ملی شد دست از استقلال نكشیدو به عنوان رئیس سازمان فوتبال در استقلال ماند و دستیارش صمد مرفاوی سرمربی استقلال شد،در این زمان اگر استقلال می برد همه صحبت از امیر می كردند و وقتی استقلال می باخت صمد سیبل انتقادات می شد
در استقلال صمد در هر دو دوره نشان داد كه مربی بزرگی نیست اما آیا فیروز كریمی،كخ و حجازی هم كوچك بودند؟بسیار عجیب است...
در این چند روز با هر بازیكنی صحبت می شود به صورت پنهان از یك نام صحبت می كنند باز هم امیر قلعه نوعی
میلاد میداوودی،ایمان مبعلی،آرش برهانی،مجتبی جباری و...
امروز هم خسرو حیدری...دیروز مبعلی، روز قبلش میداوودی و قبل تر ها فابیو جانواریو همه می گویند امیر می خواسته تیمش را تقویت كند اما خودش منكر همه چیز است!!!تا كی همه دروغ می گویند؟خوب اگر شما می خواهی تیمت را تقویت كنی مگر ایرادی دارد؟جدیدا تیمها بدون نظر سرمربی در ایران بازیكن می گیرند؟
او گفت نمی خواهد بازیكن از استقلال بگیرد اما او ازمثلث توانمند سال پیش استقلال ،دو راسش را جذب كرد و اینك دنبال فرهاد مجیدی است
فابیو جانواریو،خسرو حیدری و حالا فرهاد مجیدی
او راست می گوید او از استقلال بازیكن نمی گیرد،چون منظور او بازیكن بد استقلال بود ؛ او نمی خواهد از استقلال هر بازیكنی را بگیرد،او می خواهد به هر نحوی شده نتیجه بگیرد،او قهرمانی می خواهد
اما چرا هیچ كس جوابگوی این سوال نیست كه در استقلال هیچ كس جز اونتیجه نمی گیرد؟؟؟!!!
باز هم یاد حرفهای چند روز پیش حجازی می افتیم:
او می خواهد فاتحانه برگردد،او بهترین بازیكنان استقلال را می گیرد،استقلال از درون ضربه می خورد...
آیا او راست می گفت؟شواهد و اتفاقات این مدت صحت صحبتهای ناصرحجازی را بیش از پیش آشكار می كند!!!
اینگونه است كه مظلومی از نزدیكی نظری جویباری و فكری به تیم می ترسد،او نمی خواهد در برمودایی گرفتار شود كه بزرگتر از او را هم محو كرده است
چندخط برای خسروی با تعصب ! بی تعصب
23 شهریور ماه 1362 بود که پسری که نمی دانست روزی ستاره آبی ها می شود در تهران چشم به جهان گشود. او پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد و در حالی که در جوانان پرسپولیس بازی می کرد ، به امید استقلال رفت و درخشش خود را آغاز کزد.
خسروی جوان برای اینکه بتواند مهارتهای خود را به همگان نشان دهد راه ابومسلم را در پیش گرفت.پیکان و پاس تیمهای دیگری بودند که حیدری در آنها توپ زد تا اینکه از سوی امیر قلعه نوعی مربی وقت استقلال دستور خرید وی صادر شد!
حیدری که شاید درآن زمان کمتر کسی او را می شناخت به استقلال آمد و در روزهای اول حضورش صدای همه را در آورد که این خرید اشتباه بزرگی بوده است!
اما اعتماد امیرقلعه نوعی به او باعث شد خسرو حیدری خیلی سریع به ستاره استقلال تبدیل شود و با پاسهای گل خود در آن فصل آقای پاس گل ایران شود.دیگر خسرو یک بازیکن معمولی نبود،او ستاره آبی ها و بازیکن مورد علاقه هواداران شد!یک بازیکن بی حاشیه که در هر بازی بهتر از بازی قبل ظاهر می شد و تعصب شدیدش به استقلال باعث شد هواداران برای او لقب"خسروی با تعصب" را در نظر بگیرند!
سال دوم نیز همانند سال اول حضورخسرو در پیراهن استقلال گذشت و او همراه با فرهاد مجیدی ستاره استقلال در فصل قبل بود.فصل به پایان رسید و قرارداد خسرو حیدری نیز تمام شد. از همان ابتدا خسرو حیدری اولویت خود را حضور در استقلال اعلام کرد و گفت اگر با تیمی از خارج کشور به توافق نرسد تنها گزینه اش استقلال است!مالاگا تیمی بود که بصورت غیر رسمی به دنبال خسرو حیدری بود و طبیعی است که حیدری رفتن به لالیگا را به هر چیز دیگری ترجیح دهد.
روزها گذشت تا اینکه خسرو حیدری که در شمال حضور داشت بالاخره به تماسهای مکرر مسئولان استقلال جواب داد و گفت که امروز برای مذاکره به باشگاه خواهد رفت.
درحالی که همه هواداران استقلال منتظر عقد قرارداد خسرو بودند به یکباره یک خبر دهان به دهان پیچید "خسرو حیدری به سپاهان رفت!"خبری که برای همه هواداران غیر قابل باور بود.اما پس از گذشت ساعاتی ، عکس خسرو حیدری با لباس زرد سپاهان در رسانه ها منتشر شد تا آبی ها در برزخی غیرقابل تصور فرو روند!
آری،خسرو حیدری ، نماد تعصب هواداران استقلال به سپاهان رفت!
بر ما پوشیده است که چرا خسرو حیدری از میان استقلال پرافتخارتین تیم ایرانی آسیا ، مالاگا تیمی از بهترین لیگ دنیا و سپاهان اصفهان ، سپاهان را انتخاب کرد! آیا سپاهان که از متمول ترین تیمهای ایران است پول بیشتری می داد؟ آیا امیر قلعه نوعی و ساکت که قول داده بودند از استقلال بازیکن نگیرند مقصرند؟ آیا او به دلیل مشکلات همسرش استقلال را به پول سپاهان فروخت یا اینکه خود خسرو حیدری سپاهان را به استقلال ترجیح داد؟!!
کاش فقط یک لحظه آرش برهانی را به یاد می آورد که همین چند روز پیش پیشنهاد یک میلیاردو دویست میلیون تومانی استیل آذین را رد کرد و به عشق استقلال و هوادارانش بین ابی ها باقی ماند.
کاش همان روزهایی که واعظ بر مسند قدرت بود و کاظمی ، اکبرپور و جانواریو به همین بهانه از استقلال رفتند او هم می رفت تا شاید حالا جایی را درقلب هواداران داشته باشد و هوادران اندکی او را می بخشیدند!
کاش حداقل افتخار مذاکره(!) با استقلال را به خود می داد و به دفتر حاجی وارد می شد تا در همان 5 دقیقه معروف حاجی ، او هم مانند جباری ، میداودی ، مبعلی و ... پیراهن محبوب استقلال را بپوشد.
کاش به تیمی بزرگ می رفت تا دعای هواداران آبی را با خود به همراه داشته باشد نه نفرین آنها را.
و کاش می ماند تا استقلال رویایی هواداران ، بی خسرو نماند!
خسروی جوان باید بداند که او با این انتخاب، خیلی چیزها را از دست داد که شاید دیگر هرگز نتواند آنها را به دست آورد. مخصوصا هوادارانی که در سرما و گرما همیشه از او حمایت می کردند وبدون هیچ پولی(!) فقط او و استقلال را دوست داشتند و بس!
برای خسرو حیدری ضمن قدردانی از زحماتش در استقلال ، در تیم جدیدش آرزوی موفقیت می کنیم.
بازیکنان می روند و می آیند ، اما این استقلال است که همواره بزرگ باقی خواهد ماند ...
به نوشته تهران امروز؛ سیار یک بار به عنوان کارشناس داوری در برنامه 90 با تحلیلی عجیب در مورد صحنه خطایی که بیرون از محوطه جریمه انجام شده بود، گفت:«اگر یک داور شجاع این بازی را سوت می زد در این صحنه پنالتی اعلام میکرد.»
او در تازهترین اظهارنظرش عملکرد حسن کامرانیفر در بازی شیلی و سوئیس را زیر سوال برده و معتقد است نتیجه بازی بااشتباهات کمک داور ایرانی این بازی رقم خورده است:« در مهمترين صحنه قضاوت كامرانيفر كه صحنه تكگل تيم شيلي و مسابقه بود، دو بازيكن اين تيم در آفسايد قرار داشتند؛ يكي از آنها يك متر و ديگري چندين سانتيمتر؛ اولي به سمت توپ نرفت اما بازیکن ديگري كه توپ را وارد دروازه كرد در آفسايد بود.»
سیار اخراج بازیکن سوئیس را هم حاصل اهمال کاری کامرانی فر و مشاوره او به داور مسابقه می داند: «بازيكن شيلي از چندمتر عقبتر شروع به انجام خطا روي بازيكن سوئيس كرد و با زانو مدام ضرباتي را به بازيكن حريف ميزد تا جايي كه بازيكن سوئيسي مجبور به زدن ضربهاي به گردن او شد. داور يا كمكداور كه خيلي نزديك به صحنه بود، بايد قبلتر خطاي بازيكن شيلي را اعلام ميكردند. اگر هم حركات او را خطا نديدند، باز هم خطاي بازيكن سوئيس چون به صورت بازيكن حريف اصابت نكرد، تنها ميتواند كارت زرد داشته باشد. اگر اطلاعات كامرانيفر باعث اين تصميم شده باشد. او بيدقتي كرده است. متاسفانه دو تصميماشتباه تاثيرگذار حاصل قضاوت كامرانيفر در دومين حضورش در مسابقات جام جهاني 2010 بود.»
محمود رفيعي، داور لیگ برتری نظرات سیار را مغرضانه میداند و در مقام دفاع از کامرانی فر تصمیمات او را تاييد میکند:«در صحنه گل شيلي، كامرانيفر بهدرستي ادامه بازي را اعلام كرد و در صحنهاي كه به گل اول شيلي منجر شد هم او به درستي قضاوت كرد. در صحنهاي كه منجر به پنالتي مكزيك شد هم كامرانيفر به الغمدي كمك كرد. او تنها كمك داور ايراني است كه ميتواند در چنين صحنههايي به درستي قضاوت كند. آقايانی که از او انتقاد میکنند بهتر است به كار اصليشان که طبابت است، بپردازند.» در این گیر ودار تلویزیون الجزیره که معمولا از کارشناسان برجسته استفاده می کند به عنوان یک محکمه بیطرف تمام تصميمات كمك داور ايراني اين بازي را تاييد كرد.
كارشناس داوري شبكه الجزيره اسپورت پس از بازبيني صحنههاي مشكوك بازی شیلی و سوئیس از تصميم حسن كامرانيفر حمايت كرد و گفت:« این کمک داور گل شيلي را به درستي آفسايد اعلام كرد و در دقايق پاياني باز هم در اقدامي تحسين برانگيز بازي را متوقف نكرد و شيلي گل اول را به ثمر رساند. طبق خط كشيده شده توسط دوربينهاي تلويزيوني مشخص است كه مهاجم شيلي در شرايط مساوي با مدافع قرار دارد و كمك داور ايراني به درستي پرچم خود را بالا نبرده است.»
هوشنگ نصیرزاده هم با تشریح صحنه گل شیلی به سوئیس و با استناد به آنچه در کلاسهای پیشرفته داوری بر آن تاکید می شود تصمیم کامرانیفر را تايید میکند: «در صحنه آهسته تلویزیونی اگر چه بهنظر میرسد بخشی از سر و پای مهاجم شیلی وارد قسمت تیرهتر کارهای گرافیکی شده و ذهنیت آفساید بودن این صحنه را تشدید میکند اما تاکید کلاسهای داوری فیفا بر این است که هر گاه کمک داور در بودن یا نبودن بازیکنی در آفساید مردد است باید دستور ادامه بازی را برای مهاجم صادر کند. به همین دلیل تصمیم کامرانی فر در صحنه گل شیلی کاملا درست است.»
محمد فنایی هم که به عنوان کمک داور فینال جام جهانی در ذهن اهالی فوتبال ماندگار شده تصمیمات کامرانی فر را تایید می کند:« او در یک صحنه به درستی گل شیلی را مردود دانست و در صحنه ای که گل زده شد به درستي دستور ادامه بازی را صادر کرد. در صحنه اخراج بازيکن سوئيس هم به درستي خطا گرفت اما اگر در مورد اخراج کردن بازيکن خودش به داور وسط خط داده باشد،اشتباه کرده. به نظر من کامراني فر پديده کمک داوري آسيا در جام جهاني است.»
| گزارشی از آخرین وضعیت ستارگان فوتبال ایران که هنوز تیم ندارند! | ||
| ||
خسرو رفت
| 1389/4/3 | ||
| حق هواداران استقلال اين نبود آقاي حيدري | ||
|
مهمترين سوال اين است: چرا حالا خسرو.؟ خيليها دوست دارند نيامدن خسرو به استقلال را به رابطه قديمياش با پرويز مظلومي ربط دهند اما آيا واقعيت اين است؟ پاسخ منفي است. پرويز مظلومي نه تنها با خسرو مشكلي نداشت بلكه به عنوان يك استاد قديمي كه نقش پررنگي در ظهور و معرفي حيدري به فوتبال ايران داشته است سخت كوشيد تا خسرو را به تهران بياورد اما مساله خسرو اين نبود كه كوششهاي مظلومي در اين رابطه موثر واقع شود بلكه مساله خسرو شبيه به مورد ديگراني بود كه به استقلال پشت كردند و رفتند به خيال آنكه بزرگي استقلال از آنهاست اما نبود و نيست. در عجبم كه چرا اين مهم اينقدر در تاريخ تكرار ميشود اما دوباره و چند باره تكرار ميشود و درس عبرت نيست كه نيست. سپاهان باشگاه بزرگ و محترمي است اما خسرو خود نيك ميداند كه متعقل به آن باشگاه نبوده و نيست و آنچه از او يك بازيكن محبوب در فوتبال ايران ساخت استقلال و بزرگياش بود كه آن بزرگي را به حيدري وام داد و حالا بايد از پنجشنبه به بعد آرام آرام اقساط وام را برگرداند و هرچه زمان جلوتر برود و خسرو محبوبيتش را هم بيشتر باز پس ميدهد و دست آخر هيچ! مهمترين سوال اين است: چرا حالا خسرو؟ البته كه اختيار عمل خويش خسروان دانند اما كاش خسرو ميآمد و اول پاي ميز مذاكره با استقلال مينشست پس از آن تصميم ميگرفت نه اينكه ده رو تلفنش را از دسترس خارج كند و پس از آن باز بدون مذاكره سر از نصف جهان درآورد. كاش خسرو از رو در رو شدن با مسئولان استقلال نميترسيد، ترس او البته كه از مسئولان استقلال نبود بلكه ترس او از هواداراني بود كه از روز جمعه در كوچه و بازار و كوي و برزن وي را ميبينند و به چشمهايش خيره ميشوند و با همان چشمها از او ميپرسند چرا حالا؟ به خاطر ضربه زدن به استقلال؟ ميپرسند چرا خسرو؟ چرا رفتن به سپاهانت را مخفي كردي؟ چرا تمايل خودت را در كوچه و پس كوچههاي سكوت قايم كردي؟ چرا؟ آيا نيت تو اين بود كه طي همين ده روز همان يكي، دو راست پاي باقي مانده در آخرين روزهاي نقل و انتقالات هم قراردادهايشان را با ديگر تيمها ببندند و بعد تو بروي؟ آيا نيت تو اين بود كه استقلال دستش در پوست گردو بماند؟ نه! پاسخ اين سوالها از جانب هواداران خسرو اين نيست و يا حداقل اينكه اين پاسخ «شيرين» نيست! قصه خسرو و شيرين را لابد بايد لابهلاي كتابهاي قديمي پيدا كنيم چرا كه امروز حتي عشق هم خريداري ميشود و بر سر آن چك و چانه هم ميزنند! حالا اگر خسروي قديمي نباشي چوب حراج ميزنند و شيرينت را هم با خود ميبرند! اگر لازم باشد از يك ميليارد هم عبور ميكنند. عبور از يك ميليارد به جاي خود اما نكته و سوال اصلي براي هواداران اينجاست: چرا حالا خسرو؟ چرا حالا كه استقلال اين همه به پاي فرزند خودش ايستاد و با هيچكس مذاكره نكرد؟ طي همين ده روز گذشته بسيار بودند بازيكناني كه التماس ميكردند به استقلال بزرگ بيايند و فرصت «خسرو» شدن داشته باشند و آن حضور برايشان بسيار «شيرين» بود ا ما استقلال به پاي فرزند خويش ايستاد و به آنها «نه» گفت. چرا كه مطمئن بود خسرو حيدرياش نميتواند به آن همه لطف و محبت اين مردم پشت كند. حتي اگر به فرض از يك ميليارد هم عبور كنند و كوهي از پول به پايش بريزند! بدتر از همه البته اين نبود بلكه آن بود كه خسرو نگفت نميآيم! كه كاش ده روز قبل گفته بود تا استقلال خسروي ديگري را پيدا ميكرد و طعم شيرينش را ميچشيد همانطور كه همين خسرو دو سال پيش توسط همين فتحالهزاده به استقلال آمد و به كام هواداران «شيرين» شد. به هر حال زمستان ميگذرد و روسياهي به زغال ميماند. روابط عمومي باشگاه فرهنگي ورزشي استقلال | ||
|
|
| لیست دیدارهای به یادماندنی/ |
| 10نتیجه تاریخی جام جهانی/ پیروزی ایران برآمریکا درلیست دیدارهای تاریخی |
| شکست تیم ملی آمریکا مقابل ایران در رقابتهای جام جهانی 1998 یکی از 10 شکست بزرگ تاریخ رقابتهای جام جهانی به شمار می آید. |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، پایگاه خبری سی ان ان در مقالهای که امروز چهارشنبه منتشر شده است 10 دیدار تاریخی که فوتبال جهان را تکان داد را معرفی کرده است که در میان این دیدارها، دیدار تاریخی ایران - آمریکا که با برتری ایرانیها به پایان رسید هم به چشم می خورد. فهرست این 10 دیدار به شرح زیر است: * کره شمالی یک - ایتالیا صفر (انگلستان، 1966) * آمریکا یک - انگلستان صفر (برزیل، 1950) * آلمان غربی 3 - مجارستان 2 (سوئیس، 1954) * کره جنوبی 2 - ایتالیا یک (ژاپن و کره جنوبی ، 2002) * اسپانیا صفر - ایرلند شمالی یک (اسپانیا، 1982) * سنگال یک - فرانسه صفر (ژاپن و کره جنوبی ، 2002) * آرژانتین صفر - کامرون یک (ایتالیا، 1990) * ایران 2 - آمریکا یک (فرانسه ، 1998) * پرو 3 - اسکاتلند یک (آرژانتین ، 1978) * برزیل یک - اروگوئه 2 (برزیل، 1950) |
مبعلی در مصاحبه اختصاصی با گل: از شماره 10 خوشم نمیآید در استقلال شماره 32 را میپوشم
مبعلی: فولاد چپ پا نمیخواستند، در تمام مدت به پیشنهاد فولاد فكر میكنم، ای كاش فولاد به من پیشنهاد نمیداد من این تیم را خیلی دوست دارم و باشگاه فولاد برای من زحمت زیادی كشیده است. واقعا هنوز هم دارم درباره فولاد فكر میكنم
سایت گل ـ ایمان مبعلی فردا با استقلال قرارداد میبندد و پیراهن آبی این تیم را بر تن خواهد كرد او با مدیران استقلال به توافق رسیده است و فردا قرار است قرارداد بین ایمان و استقلال امضا شود.
*شرایطات با استقلال به كجا رسید؟
من با استقلالیها چندین بار تلفنی صحبت كردم و سه روز پیش به دفتر این باشگاه رفتم و با مدیر این باشگاه هم صحبت كردم كه دیروز به توافق نسبی رسیدیم، اما اصلیترین كار فردا است كه به توافق نهایی برسیم.
*فردا به هیئت فوتبال میروی تا قراردادت را با استقلال ثبت كنی؟
نه، فردا در باشگاه قرارداد داخلی میبنددم.
*چرا استقلال را انتخاب كردی؟
به غیر از استقلال پیشنهاداتی داشتم، اما مشاوران كه تعدادشان هم زیاد بود همگی عنوان میكردند كه استقلال را انتخاب كنم، من هم نظر آنها را قبول كردم و فصل آینده پیراهن استقلال را بر تن میكنم.
*میدانی كه امروز استقلال میداودی را هم خرید؟
استقلال كار بزرگی انجام داد میداودی خرید بزرگی است، خیلی خوشحال شدم كه استقلال این بازیكن را خرید. همه میلاد را میشناسیم و میدانیم او چه بازیكن بزرگی است، مطمئنم او دراستقلال بهتر دیده میشود و تواناییهایش بیشتر خواهد شد.
*بعد از مدتها به فوتبال ایران برگشتی. نظرت درباره این برگشت چیست؟
فوتبال ایران حاشیه دارد و خیلی سخت است كه بعد از 5 سال نبود در این فوتبال باشم. در فوتبال ایران فقط مسائل داخل زمین مهم نیست و باید مواظب حرفها و رفتارت در خارج از زمین هم باشی. من یك مقدار زمان میخواهم تا دوباره به فوتبال ایران عادت كنم، 5 سال زمان كمی نیست.
*نظرتان درباره استقلال این فصل چیست؟
استقلال بازیكنان خوبی به خدمت گرفته و قرار است چند بازیكن خوب دیگر نیز بگیرد. من فكر میكنم اگر بهتر از پارسال نباشیم، بدتر هم نمیشویم.
*استقلال پارسال سوم شد یعنی شما دوم یا اول میشوید؟
استقلال به دنبال قهرمانی است به نظر من یكی از سختترین لیگهای امسال خواهد بود. خیلی از تیمها سرمایهگذاری كردند و واقعا قهرمانی در این لیگ سخت است.
*با پرویز مظلومی صحبت كردهای؟
بله، تلفنی با ایشان صحبت كردهام و آقای مظلومی به من لطف دارند. من آمادهام تا برای استقلال و این مربی كار كنم و میخواهم یكی از بهترین فصلهای فوتبالیام را در استقلال انجام دهم.
*تو از فولاد حرف میزدی و اینكه میخواهی در این بروی؟
درباره پیشنهاد فولاد چپ پا نمیخواستند، در تمام مدت به پیشنهاد فولاد فكر میكنم، ای كاش فولاد به من پیشنهاد نمیداد من این تیم را خیلی دوست دارم و باشگاه فولاد برای من زحمت زیادی كشیده است. واقعا هنوز هم دارم درباره فولاد فكر میكنم.
*برخی رسانهها نوشتهاند كه تو شماره 10 را میپوشی و برخی دیگر میگویند میلاد میداودی این پیراهن را میپوشد.
من اصلا به شماره 10 علاقه ندارم و همه میدانند كه شماره مورد علاقه من 23 است، در تمام سالهای فوتبالم این شماره را پوشیدهام مگر اینكه در تیمهای دیگر كه مجبور شدم شماره دیگری را بپوشم. در استقلال شماره 23 در اختیار امید روانخواه است احتمالا من شماره32 را میپوشم چون این شماره را دوست دارم، البته اگر به استقلال بیایم.
*چرا اگر میگویی؟
چون هنوز قراردادی امضا نكردهام.
*چند درصد احتمال دارد كه قراردادت با استقلال امضا شود؟
فردا همه چیز مشخص میشود. اگر به توافق برسیم امضا میكنم و میل من به رفتن به استقلال است.
*در صورت توافق كی سر تمرین میروید؟
اگر امضا كنم بعدازظهرش سر تمرین هستم.
با نام آشوبي، آشوب به پا نكنيد
"آشوب به پا كردن با اسم فرزاد آشوبي كه هم محجوب است و هم بيحاشيه از سوي باشگاه فرهنگي ورزشي ذوبآهن اتفاق پسنديدهاي نيست و از آن باشگاه كه داعيه حرفهاي بودن دارد و البته آن را به اثبات هم رسانده بعيد بود.
دنياي حرفهاي را بايد با همه قواعدشپذيرفت كه اگر اصل بر نپذيرفتن بوده باشد امروز استقلال نسبت به سرگذشتش طي ماهها و هفتهها و روزهاي اخير بايد نداي فغانش را به آسمان برساند و از زمين و زمان عقبه خودش و كردار ديگرانش به ستوه آيد اما چنين نيست براي باشگاهي كه داعيه فرهنگي بودن دارد و البته با قدمتي 60 ساله رفتارهاي حرفهاي را آموخته است.
در دنياي حرفهاي اما بحث، بحث مذاكره نيست بحث امضا است كه اگر به مذاكره بود چه بسيار بازيكناني كه به استقلال قول دادند و چند ساعت بعد سر از فلان باشگاه متمول درآوردند و به جاي امضا و با استقلال يا آنها امضا كردند و البته كه اين امضا است كه حرفهاي است و باز البته كه خودشان ضرر كردند كه به جاي استقلالي با بزرگي بيست ميليوني شدن سر از تيمهايي درآوردند كه بيست نفر هم هوادار ندارند.
در اين ميان اما استقلال محجوب بود و مغرور و به جاي تخريب ديگران به سبب پشت پا زدن به مذاكراتي كه خودشان آن را مثبت ميپنداشتند براي آنها آرزوي موفقيت كرد و به آنها يك سال بعد را وعده داد كه خود در آن تاريخ بفهمند كه چه از دست دادهاند و چه به دست آوردهاند! و حتي براي باشگاههايي كه با نشان دادن گوشههاي تراول و سوييچ اتومبيلهاي مدلبالا بازيكنان آبي را بردند هم آرزوي موفقيت ميكند چرا كه دنياي حرفهاي يعني اعتماد به تواناييهاي خود و باز يعني افتخار به اعتبار باشگاه خود.
اين همه در حالي رخ ميدهد كه استقلال بندهاي قراردادش بر دو قسم است.
قسمت اول اعتبار پيراهني است كه بايد به پوشيدنش افتخار كنند و آن را صدها ميليون قيمت بگذارند و قسمت دوم مبلغي است دستخوش و دست مريزاد براي بازيكناني كه به عشق اين مردم و آن هواداران براي اين باشگاه پا به توپ ميشوند و به پيشنهادهاي اغوا كننده پشت ميكنند!
اگر ذوبآهن اصفهان نماينده و پرچمدار فعلي ايران در آسيا سفري واقعي به رقمهاي قرارداد باشگاهها داشته باشند و پيشنهادهاي ميلياردي را باور كند آن وقت ديگر به آشوبي اينگونه حمله نميكند چرا كه اگر صداقت را از تابلوي فرهنگي باشگاهش وام گرفته باشد ميداند و ميبيند و ميفهمد كه استقلال در ميان بازار نقل و انتقالات هم مظلوم واقع شده و هم مديرانش سخت ميكوشند تا ذرهاي از پول بيتالمال به هدر نرود و فيالواقع در خرج كردن سرمايههاي باشگاه خست ميكنند.
استدعا داريم ذوبآهن كه بودجه مشخص، معلوم و كافي دارد به جاي نگراني بابت انتخاب استقلال توسط آشوبي كه خود ساخته دست اين باشگاه از نوجواني است بكوشد و اهتمام كند تا با اقتدار پرچم ايران را در آسيا به اهتزاز درآورد و موجبات غرور مردم كشورمان را فراهم آؤرد كه اين با درايت آن مديران و مسئولان شدني است.
طبيعتاً تلاش و كوشش در آن راستا برتر و والاتر از كوشيدن براي حمله به بازيكني است كه جرمش انتخاب استقلال به جاي ذوبآهن بوده و بس!
فراموش نكنيد كه اين ادبيات و آن نوشتهها حتي در صورت صحت از سوي يك باشگاه معتبر ورزشي ميتواند تاثير بدي بر روي جواناني بگذارد كه به عشق ورزش اخبار دنياي فوتبال را پيگيري ميكنند و بهتر است مومن در چنين فضايي اتفاقات بد و ديده را هم نديده كند چه برسد به اين ماجرا كه اصلا اتفاق عجيبي در دنياي حرفهاي محسوب نميشود.
در پايان هم استدعا داريم به جاي حمله به باشگاه استقلال و «وسوسه كننده با پول» معرفي كردن اين باشگاه نگاهي به بودجه ذوب آهن كنيد و آن را با بودجه استقلال قياس كنيد و بعد قضاوت كنيد كه كدام تيم ميتواند با پول بيشتر قواعد بازار نقل و انتقالات را به هم بريزد. "
![]() | |||
| |||
| 26 بازیکن جدید در 6 تیم/ |
| گزارش مهر از نقل و انتقالات تیمهای تهرانی/ پرسپولیس و سایپا پیشتازند |
| درحالیکه بیست و هشت روز از فصل نقل و انتقالات دهمین دوره رقابتهای فوتبال لیگ برتر گذشته است، شش تیم تهرانی قرارداد 26 بازیکن جدید خود را در هیئت فوتبال این استان به ثبت رسانده و 46 بازیکن هم قراردادشان را تمدید کرده اند. |
|
به گزارش خبرنگار مهر، طبق اعلام هیئت فوتبال استان تهران پس از گذشت 28 روز از فصل نقل و انتقالات دهمین دوره رقابتهای فوتبال لیگ برتر باشگاههای کشور، تیمهای تهرانی قرارداد 46 بازیکن خود را تمدید کرده و 26 بازیکن جدید را به نفرات پیشین خود اضافه کردهاند. در این بین تیمهای فوتبال سایپا و پرسپولیس در تمدید نفرات پیشین و جذب بازیکنان جدید موفق ظاهر شده اند اما تیم پیکان با تمدید قرارداد 2 بازیکن و جذب تنها یک بازیکن، عملکرد قابل قبولی در این فصل مهم فوتبالی نداشته است. مهمترین اتفاقی که در فهرست اسامی بازیکنان تیمهای تهرانی در هیئت فوتبال استان تهران به چشم می خورد، این است که شیث رضایی قراردادش را به مدت 2 فصل دیگر با پرسپولیس در این هیئت ثبت کرده و کریم انصاریفرد هم به مدت 2 فصل دیگر در سایپا بازی خواهد کرد. اسامی بازیکنانی که بصورت رسمی قراردادشان در هیئت فوتبال تهران به ثبت رسیده است را در زیر می خوانید: محمد نوری از صبای قم، غلامرضا رضاییفر از فولادخوزستان، امیرحسین فشنگچی از صبای قم، مازیار زارع از الشارجه، علیرضا نورمحمدی از راه آهن و رحمان احمدی از سپاهان اصفهان با پرسپولیس قرارداد رسمی منعقد کردند.
استقلال: راه آهن: سایپا: علیرضا لطیفی از صبای قم، علی حقدوست از ابومسلم، عباس محمدرضایی از صبای قم، مصطفی صبری از تیم مقاومت سپاسی شیراز و جابر انصاری از صبای قم با عقد قرارداد رسمی به تیم سایپا پیوستند. استیل آذین: حسین کاظمی از استقلال، سوشا مکانی از تیم پاس همدان، میلاد زنیدپور از راه آهن، سیاوش اکبرپور از استقلال و حسن اشجاری از تیم ذوب آهن اصفهان به تیم استیل آذین پیوسته اند. پیکان: |
| در تماس با پرویز مظلومی؛ |
| خسرو حیدری برای مذاکره با استقلال اعلام آمادگی کرد/ مبعلی شاید فردا |
| هافبک فصل گذشته تیم فوتبال استقلال از آمادگی خود برای مذاکره با مسئولان این باشگاه در روز پنجشنبه خبر داد. |
|
به گزارش خبرنگار مهر، خسرو حیدری یکی از مردان تاثیرگذار دو فصل اخیر تیم فوتبال استقلال در تماس با پرویز مظلومی آمادگی اش را برای مذاکره با استقلال اعلام کرده است. حیدری که در تعطیلات بسر می برد قرار است روز چهارشنبه وارد تهران شود و روز پنجشنبه در نشستی با علی فتح الله زاده، شرایط تمدید قراردادش را بررسی کند. ضمن اینکه ایمان مبعلی که قرار بود امروز سه شنبه به باشگاه استقلال برود، انجام مذاکرات نهایی را به روز چهارشنبه موکول کرده است. پس از پیوستن میلاد میداودی به استقلال به نظر می رسد مبعلی هم در روزهای آینده قراردادش را با این تیم امضا خواهد کرد. |
| یک گزارش جالب دیگر : معروف ترین اشکهای فوتبال ایران! | ||
| ||
| یک گزارش جالب : کدام بازیکنان و مربیان فوتبالی در ایران با هم فامیلند؟!! | ||
| ||
.: Weblog Themes By Pichak :.







